ایرانگرد دوچرخه سوار مهمان شهرگناباد

دسته: اجتماعي
۲ دیدگاه
جمعه - ۲۸ فروردین ۱۳۸۸
  امیرخدامرد جوان تهرانی که با دوچرخه اش با طی مسیر ۱۶ استان بیش از ۸ هزار کیلومتر طی کرده دیشب وارد گناباد شد و سری هم به فنات قصبه زد.

 

  

دیشب با تلفن دوستان طلع شدیم جوانی با کوله باری که در پی دوچرعه ای است به گناباد امده گویا او چندین شهر ایران را گذشته و قصد دارد امشب در گناباد بماند.
در کافی نت او را ملاقات کردم مشغول نوشتن خاطرات روزانه در وبلاگ سفرش بود. همانجا نشستم و سوال پرسیدم. امیر خدافرد ، جوان ۳۰ ساله تهرانی که از ۱۴ تیر پارسال همزمان با ماه رجب با همراهی دوچرخه اش درپی انتشار یک شعارفرهنگی عازم ایرانگردی شده است. او در این مدت از استان های قم، گیلان، قزوین، زنجان، اردبیل، آذربایجان غربی و شرقی، کردستان، خوزستان، کهکیلویه وبویراحمد،فارس، بوشهر،هرمزگان، کرمان، سیستان، خراسان جنوبی گذشته و اکنون از مسیر قائن به گناباد آمده است.

هدفش کمی عجیب بود، ترویج اعتقادات مذهبی و گسترش شعائر دینی ، او برای این منظور ۱۲۴ هزار برگ را میان مردم شهرهای مختلف توزیع می کند که روی هر کدام آیه ای از قرآن نوشته شده و مردم را به یاد خدا و تسبیح او دعوت می کند.
جوانان کافی نت دورش جمع شدند و چند عکس یادگاری گرفتند پسری به شوخی گفت : من این را میشناسم از پایین ده است!

 

 

 

می گوید ۳ میلیون تا به حال که سفر به نیمه رسیده خرج کرده و کمکی هم به از سوی مسئولین به او نشده است. او معتقد است در طول سفر همیشه خدا هوایش را داشته و نگذاشته کم و کسری داشته باشد.
تصمیم گرفتیم خاطره خوشی از گناباد در ذهنش بماند گفتیم تابه حال درون قنات رفته اید؟ نه، با تعریف ما از قنات قبول کرد فردا صبح چند ساعت دیرتر حرکت کند تا با هم سری به قنات قصبه بزنیم.

امیر خدافرد دیشب را در اتاق های سازمان میراث فرهنگی در جنب مسجد جامع شهر گذراند و صبح جمعه ساعت ۸ سراغش رفتیم. با دوبار گم کردن راه قنات و سرخ و سفید شدن جلوی مهمان بالاخره قنات را پیدا کردیم. از مسیر دهانه خشکی جایی که قرار است مثلا مسیرتوریستی شود وارد شدیم مثل همیشه تاریکی مطلق اما این بار گل آلود، باران های هفته اخیر مسیر را ناهموار کرده بود. در ادامه و پس از عبور از تونل خشک وارد کانال آب جاری هم شدیم ۱۵۰ لیتر آب در ثانیه که به نظرم این بار بیشتر می آمد محکم به زانوها می خوردند و ما جلو می رفتیم. مسیر در برخی جاها به قدری تنگ می شد که مجبور بودیم از حالت رکوع بیشتر خم شویم و در بعضی جاها دستمان به سقف نمی رسید.

کم کم داشت ترسمان می گرفت و نجوای برگردیم برگردیم شروع شد اما امیر خدافرد تازه گرم شده بود جلو می رفت و پشت سر هم عکس می گرفت! با هزار جور توجیه راضی اش کردم تا برگردیم و به این سفر حدود یک کیلومتر زیر زمین پایان دهیم. ایرانگرد جوان تهرانی که بسیار لذت برده بود قنات را فوق العاده توصیف کرد و جزو معدود جاهای خوب سفرش دانست.

او باید کفش های پر از گل را بشوید و راه بیافتد به سمت تربت حیدیه . خداخافظی کردیم خوشحال از اینکه راضی از شهرما خارج شد و افسوس از اینکه خیلی از بچه های گناباد هنوز داخل قنات قصبه این شاهکار دست انسان و تخت جمشید زیر زمین را ندیده اند و غافلند از این همه زیبایی هنر و افتخار!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 وبلاگ شخصی و سفرنامه امیرخدافرد

 

 

 

 

 

خبرهای مرتبط  

 

آب علمی ترین و انسانی ترین موضوع گناباد 

آیا گناباد جهانی خواهد شد!؟

قنات، جامعه و دموکراسی

احوال ناخوش قنات
ها

یادداشتی برای قنات 

درباره قنات 

اینجا سرایی دیگر است 

 

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 2395
برچسب ها:
دیدگاه ها
0535 شنبه 29 فروردین 1388 - 5:08 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکر از جناب یوسفی که در هر صورت برای نشان دادن مکان های مهم شهر به توریستان و ایرانگردان هیچ وقت دریغ ننمودهاند.

رضا شنبه 29 فروردین 1388 - 8:52 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکر از جناب یوسفی