زاغه نشینی در گناباد
کمی باورش سخت است اما این گزارش را خبرنگار نامه گناباد از حوالی مرکز شهر تهیه کرده است. این گونه زیستن شایسته مردم این سرزمین نیست. آیا ممکن است اطراف ما هم بی خانمانی وجود داشته باشد وما آرام باشیم!
پیر مرد گنابادی همراه فرزند خود در خرابه شب و روز را به سر می برد پبر مرد گنابادی ۱۸ماه است که همراه فرزند خردسال خود در خرابه این شهر شب وروز را به سر می برد این پیر مرد در گفتگو با ایرنا گفت :مدت ۲سال است که همسرش وی را ترک نموده است و به علت نداشتن جا و مکان در خرابه ای واقع در کوی شرقی زندگی می کند .
وی که خود را علی فتحی معرفی نمود افزود :در گذشته زندگی خود را با کارگری سپری می نموده است اما امروز دیگر به علت پیری کسی او را به کار نمی گیرد . وی در مورد اینکه شب های زمستان را چگونه می گذراند گفت :با سوختن چوب و لاستیک با سرمای زمستان دست و پنجه نرم می کند . وی با اشاره فانوسی را نشان می دهد ومی گوید :تنها وسیله ی روشنایی ام همین چراغ فانوس است . فرزند این پیر مرد که سر و رویش سیاه و تقریبا لباسی بر تن ندارد با دیدن نگارنده خود را در پس دیوار فرو افتاده ای پنهان می کند گویا می خواهد با مهمان ناخوانده ی پدر خود کمی بازی گوشی کند و تمام بازی های نکرده ی خود را یک جابجا آورد .

پیر مرد با اشاره به وی میگوید :سال گذشته در سرمای ۱۸درجه زیر صفر فرزندش مریض شده است و با هزار بدبختی از مرگ نجات یافته است . وی با تاملی اندوه بار ادامه داد:ای کاش وی می مرد و از این زندگی نکبت بار خلاص می شد . یک زیر انداز کهنه که هرگز نمی توان به آن فرش گفت "چند تکه چوب و دوعدد ظرف یک بار مصرف که گویا همسایه ها برایش در آن غذا آورده اند همه ی اثاث این خانه ی بی در دیوار را تشکیل می دهد .
هنگام خداحافظی پسر بچه برای ما دست تکان می دهد و ما او و پدرش را در میان تلی از خاک تنها می گذاریم . اما با خود چه کنیم آیا می توان با آرامش به زندگی ادامه دادآیا صدای خنده ی کودکانمان و جست وخیز آنها می تواند مارا خوشحال کند در حالیکه هنوز چشمان پر از التماس پیر مرد و فرزدش ما را می نگرند . آیا ما پیروان پیامبری نیستیم که گفت :هرکس که در غم اندوه هم کیش خود نباشد مسلمان نیست آیا فقط باید این گفته ها را بر روی پرده ی همایش ها و جشنواره ها نوشت . اینها را فقط برای خودم و به خود می گویم .شما به دل نگیرید .







به نقل از نامه گناباد
.
کجاست آن عدالت علی
کجاست که می گفت اگر همسایه ات گرسنه باشد و تو سیر بخوابی و …….
من واقعاً متاسفم.
یا مهدی کجایی که ببینی….