همراه با یک زندانی سیاسی
احمد ملازاده یکی از قدیمی ترین مبارزان انقلاب است. او مبازرات خود را از اوایل دهه چهل در مشهد اغاز کرد و چندین سال در زندان بوده است. لحظاتی همراهش بودیم با خاطرات زیبایش
من اولین بار ۱۶ سال داشتم در سال ۴۳ در مشهد دستگیر شدم
مدتها مبارزه با شاه امر مقدسی بود همچون مبارزه با امریکا،
مثلا سال های ۴۷یا 48 من امدم که در بجستان منبر بروم که مردم و حتی اقوام خودم من رو تحویل ساواک دادند
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 به خوزستان زیاد سر می زدم که نظریات تاریخی مجاهدین خلق جوان ها رو گمراه نکند.
شاخص های اول در بین روحانیون اقای طالقانی و منتظری و بین شخصی ها اقای بازرگان و سحابی بودند
" اواخر ۵۴ بود 13 تا مذهبی بودند و ۵۷ تا توده ای . جشن توبه گرفتند و در تلویزیون هم پخش شد . دعا می کردند "شهنشاها ما را ببخش و سپاس شاه " که خیلی تاثیر منفی داشت
فتوی داده شد توسط اقای طالقانی که مجاهدین نجس سیاسیند و به اینها در زندان دست نزنید
به نظرم ارمان گرایی نسل جدید به صورت علمی در امده است
************
برخی از گرو های اجتماعی هستند که جایگاه اخلاقی مهمی در میان مردم پیدا می کنند. هرچه زمان بگذرد و هر گرایشی بیابند باز عزیز خواهند بود. زندانیان سیاسی انقلاب از این طیفند.گرد وغبار روزگار هنوز جایگاهشان را محو نکرده است هر کسی به موزه عبرت سری زده باشد بر خود لازم می داند بر این جماعت احترام بگذارد.
مردان و زنانی که حقا آخر مقاومت بوده اند و انرژی خاطرات آنها سال ها ی سال ما را بس است که راه گم نشود.
احمد ملازاده یکی از همین مبارزین است و باعث افتخار شهرستان . ایشان بیشترین دوره زندان سیاسی را در میان همشهریان دارد واز زمانی که جوان شانزده ساله ای بوده به خاطر اعلامیه امام دستگیر شده است.آقای ملازاده و همسرشان هر دو زندانی سیاسی بوده اند با کوله باری از تجربه مبارزه با طاغوت.
قبلا با ایشان مصاحبه ای داشته ایم که درباره مجلس اول شورای اسلامی بود. این بار قصد داشتیم فقط درباره خاطرات مبارزه صحبت کنیم. آقای ملازاده لطف کردند و ما را پذیرفتند. بعد از ظهر پنجشنبه – خیابان بخارست
اولین سوال من یک سوال روانی است اینکه معمولا بچه های انقلابی که قبل از انقلاب زندان رفته اند یک احساس ویژه ای نسبت به خودشان دارند که بقیه را داخل خودشان راه نمی دهند و معتقدند که زندان احساسی دارد که تا کسی تجربه نکند نمی تواند بچشد و همین الان هم جلسه هایی برای زندانیان قبل از انقلاب است که دور هم جمع می شوند حتی با رقبای گوناگون و بقیه رو راه نمی دهند؟
اینجور احساسی نیست و این فقط تصوری است. خود من بیش از سه مرتبه در آن جلسه شرکت نکردم منتها این افراد همدیگر رو می شناسند و طبیعتا افرادی که همدیگر رو می شناسند با همدیگر در تماس هستند و خوب چون بقیه رو نمیناسید طریقه دیالوگ با اونا رو نمی دونید.
حاجاقا منظور اینه که حتی بعضا با هم مخالف هستند یکی مذهبی یکی ملی و یکی کمونیست بوده ولی هنوز با هم در ارتباطند؟
اینها همدیگر رو می شناسند از همدیگر صداقت رو دیدند و چیزی برای پنهان کردن ندارند حالا چه چپ باشه چه مارکسیست و چه مذهبی در زندان همه چیز عیان می شود. هیچ چیز مثل زندان ادم رو رها نمی کند و از زندگی خصوصی نیز رهاتر است. اونجا همه اب خوردن و راه رفتن تو رو می فهمند و نمیشه درون و عقاید رو مخفی کرد. این ادم ها زبان همدیگر رو می فهمند، نه برای اینکه خود رو برتر می بینند بلکه چون همه این بچه ها محصول یک دوره هستند و اون دوره چپ جهانی است. رابطه بچه های مبارزه همین الان هم خوب است. الان اقای بادامچیان من رو که می بینیه به من احترام میگذاره ولی به من میگه حیف که تو چپی وگرنه پشت سرت نماز می خواندم ولی من بهش میگم که من پشت سر تو نماز نمی خوانم (با خنده) یا آقای عسکر اولادی که ممکنه بگویم عقاید تو را قبول ندارم ولی ادم خوبی هستی!
همین، می خواستم درباره این حلقه اتصال بیشتر صحبت کنیم چیزی که در دوره ما جوان ها کمتر پیدا می شود. این مبارزه چیست که دل همه را محکم می کند؟
آن زمان دوره چپ جهانی بود. دوره مبارزه با امریکا، جنگ ویتنام، استعمار فرانسه در الجزایر و دوره ضد امپریالیستی بود.رویداد های انقلابی اون زمان در همه کشور ها و جریانات روشنفکری ملی در دهه ۱۹۶۰ که تحت تاثیر بزرگانی همچون فرانتس فانون، انر سزر، احمد سوکارنو، بن بلا، نسل قبلشان گاندی و نهرو و در ایران مصدق شریعتی، صادق چوبک و … بود و اینها ادم های ویژه بودند. محصول شرایط ویژه که ناشی از اوج گیری چپ جهانی به رهبری مارکسیسم بود که هدفش مبارزه با امریکا بوده است. همه مخالف سرمایه داری بودند و به دنبال عدالت خواهی. مبارزه با امریکا اون زمان حقیقتا امری مقدس بوده است.

شما هم به عنوان یک روحانی با همین ادبیات مبارزه می کردید؟
بله، در زمان من منبر می رفتم در روز تاسوعا و عاشورا برای جنگ ویتنام صحبت کردم که دوبار من رو گرفتند. ما محصول دورانی بودیم که اسم امریکا بردن جرم بود الان که فحش به امریکا دادن مسئله دیگری است امریکا بدش نمی آید زیرا کاپیتالیسم و سرمایه د
چه خوب بود این دو نمک شناس مصاحبه گر از استاد حسین حیدری مبارز حقیقی (که استاد ملا زاده نام بردند )که اینها هردو جوان خوشه چین خرمن دانش حیدری بودهاند ،هم یادی می کردند خیلی زیبا تر می شد -غیر گنابادی البته مصاحبه خیلی جالب بود دست مریزاد