وا سازی رفتار جمعی ایرانیان در محرم

دسته: دسته‌بندی نشده
یک دیدگاه
سه شنبه - ۲۴ دی ۱۳۸۷

یکی از جنبه های پر رنگ مراسم های سوکواری ، بعد قومی و قبیله ای آن است . روزهای تعطیل تاسوعا و عاشورا به مردمی که در مرامی آبا و اجدادی به خاندان نبوت عشق می ورزند فرصت می دهد تا به هر ترتیبی شده در مراسم زادگاه خود شرکت جویند

 

(این مقاله قبلن هم در این وبلاگ درج شده و اکنون بی مناسبت نیست که دوباره در معرض قرار گیرد . از دوستانی که تکرار آن برایشان ملال آور است پوزش می خواهم. )

ارستو معتقد بود که انسان ذاتن موجودی اجتماعی و سیاسی است اما در نظریات جدید عقیده بر این است که انسان ماهیتی اجتماعی ندارد بلکه زندگی اجتماعی نوعی راه کار سازش یافته برای آسان زیستن است. ثابت شده است که انسان در جامعه بهتر می تواند نیاز های اولیه ی خود را برآورده سازد ، هر چند که زندگی اجتماعی نیز محدودیت هایی برای انسان به بار می آورد . اما با  رشد اندیشه ی سیاسی و تدقیق در زندگی مدنی و اصلاح ساختارها و قوانین مربوط به آن ، سعی بر آن است که شرایط بهینه ی نسبی حیات جمعی برای انسان فراهم شود. یکی از وجوه زندگی اجتماعی ، رفتار های جمعی است که عمومن یا ریشه در خرد جمعی آگاه یا ناآگاه دارد و یا به جنبه ی آیینی و استوره ای حیات بشرمربوط است و آبشخور آن ، ذهن پیش-منطقی انسان است. آیین ها و استوره ها به ذهن پیش-منطقی انسان برمی گردند و از فرط رایج بودن ، امروزه به زمینه ای برای مطالعات علوم انسانی تبدیل شده اند. رشته های علمی نوینی مانند انسان شناسی، رفتار شناسی ، جامعه شناسی ، استوره شناسی ،آیین شناسی و دین شناسی ، مطالعات فرهنگی و … تمایل زیادی به مطالعه و بررسی ریشه های رفتار فردی و جمعی انسان دارند. از سویی با نگرشی همزمانی بسیاری از رفتارهای جمعی انسان ها از ژرف ساخت های یکسان یا دست کم مشابهی برخوردارند و در نگرش های در-زمانی نیز رفتار های جمعی سوای مبدا و منشا و ریشه ی تاریخی آن ، سیر معلوم و تعریف شده ای دارند و در صورت ایجاد تغییر و تحول در آن، از قوانین خاصی تبعیت می کنند. آن چه مسلم است این که  زندگی اجتماعی حتا در پیشرفته ترین سطوح خود آکنده ازمراسم ها و آیین هایی است که  بشر به روایت های مختلف و در قالب های گوناگونی آن را اجرا می کند. به دلیل نزدیکی آیین ها و استوره ها با سرشت دین های مختلف ، معمولن بسیاری از این مراسم ها و آیین ها صبغه ی دینی و مذهبی دارند و در طول تاریخ با توجه به سیر تحولات جوامع مختلف ،  شکل های خاصی به خود گرفته اند. در کشور ما شاید بتوان گفت فراگیرترین مراسمی که به صورت آیینی و در قالب مذهبی برپا می شود ، مراسم سوکواری امام سوم شیعیان حضرت امام حسین است.  واقعه ی عاشورا ازجنبه های مختلف اندیشه ای ، فرمی و مذهبی بسیار الهام بخش و تاثیر گذار است ، اما گذشته از این به دلایل مختلف از وسعت ، دیرینه و فراگیری خاصی برخوردار شده است؛ به طوری که مراسم سوکواری امام حسین (ع) نمودگاه بسیاری از جنبه های فرهنگی و اجتماعی جامعه ی ایران گردیده است. بزرگترین اجتماعات خود انگیخته در کشور ما در روزهای تاسوعا و عاشورا برپا می شود و جامعه بسیاری از درونیات ضمیر ناآگاه خود را در این روزها در قالب مراسم و آیین ها ی مختلف به اشکال متفاوتی بروز می دهد.

۱.یکی از جنبه های پر رنگ مراسم های سوکواری ، بعد قومی و قبیله ای آن است . روزهای تعطیل تاسوعا و عاشورا به مردمی که در مرامی آبا و اجدادی به خاندان نبوت عشق می ورزند فرصت می دهد تا به هر ترتیبی شده در مراسم زادگاه خود شرکت جویند و این مراسم و آیین ها را در کنار دوستان و بستگان و هم وطنان خویش ، و به روایت آشنای مرز و بوم خویشتن اجرا نمایند. پاس داشت بعد آیینی واقعه ی عاشورا به شدت با مساله ی هویت پیوند خورده است و گرایش مردم به پیوستن به گروه های تعریف شده ی قومی – قبیله ای – بومی و … آشکار است. حتا در یک شهر و روستا مردم ممکن است در قالب چند یا چندین گروه و به اشکال گوناگون به سوکواری بپردازند. این که چرا تا این اندازه  مساله ی هویت در این مورد پررنگ می شود دلایل بسیاری دارد اما اگر به ریشه ی تاریخی این واقعه نیک بنگریم نقش هویت را در آن نیز واجد اهمیت می بینیم ؛ چرا که خروج امام حسین و خاندان و یارانش و برخورد لشکر حکومت وقت با آن ها،  قبل از هر چیزی هویت این  دو گروه را به رخ می کشد.  در وقایعی مانند جنگ ، با نبردی روبه رو هستیم که برنده ی جنگ زنده می ماند و آن یکی می میرد و  هیچ چیز در طول تاریخ ارزش مند تر از جان آدمی نبوده و چیزی هم تاثیر گذارتر از مشاهده ی مرگ انسان ها نیست . ذهنیت باستانی بشر تمایل دارد در وقایعی همانند جنگ همواره به دنبال پیدا کردن مقوله ی حق و باطل در جهت ارزش داوری و قضاوت اخلاقی باشد. بنابر این هویت گروه برحق و هویت گروه باطل قبل از هر چیزی اهمیت می یابد. اما این که چرا مردم تمایل دارند در زادبوم خود و در قالب هویت بومی خویش به اجرای این مراسم ها بپردازند جای سوال است. شاید یکی از دلایل آن پیوند آیین ها و مراسم ها- صرف نظر از محتوای آن -با قومیت و بومیت و هویت بومی باشد.وقتی به ساختار و شکل آیین ها و مراسم عزاداری در سرزمین های مختلف می نگریم متوجه می شویم که رد پا و تاثیر فرهنگ هر اقلیم به طرز معنی دار و پررنگی در آیین ها و مراسم مردم آن منطقه مشهود است ، برای مثال منطقه ی طالقان که از دیر باز خیزش گاه خوانندگان و اهل موسیقی است ، به عنوان یک منطقه ی تعزیه خیز شناخته شده است . در هر صورت ظاهرن جامعه ی ایران در ناخودآگاه خویش دریافته است که در حال حاضر هیچ عرصه ای بهتر از محرم وجود ندارد که در آن برپایی تجمعات مختلف و برپایی مراسم های گوناگون با صبغه های فرهنگی و بومی متفاوت،  ممکن و آسان باشد ؛ بنابر این بر پایه ی ارادت
ی که ایرانیان به ائمه دارند و احترام ویژه ای که به امام حسین می گذارند ، مراسم سوکواری ایشان را به روایت بومی و قومی خویش برگزار می نمایند و از این مجرا به هویت بومی خویش باز می گردند.

 

 

۲.ما معتقدیم که امام حسین با اطلاع از فرجام حرکت خود ، قیامی آگاهانه انجام داد که در راستای پاس داری از آرمان ها و اندیشه های فراموش شده ی والایی بود. در بررسی محتوای قیام امام حسین به معیارهایی  هم چون آگاهی ، عدالت ، آزادی و آزادگی ، فداکاری و ایثار، گذشت از مال و جان و مادیات و … می رسیم . این معیار ها از دیر باز در ذهن ایرانیان از ارج و حرمت خاصی برخوردار بوده و تحقق آن آرزوی آن ها بوده است . در تاریخ ایران نهضت ها و قیام های مردمی متعددی وجود دارد که بر پایه ی چنین آرمان هایی شکل گرفته اند. بنابر این به دلیل انطباق آرمان ها و آرزوهای خفته ی قومی ایرانیان با محتوای قیام امام حسین ، جامعه ی ما  در رویکردی آگاهانه و ناخود آگاه واقعه ی عاشورا را به شکل ویژه ای می ستاید و به دیده ی خاصی به آن می نگرد.

۳. یکی از جنبه های برجسته ی مراسم عزاداری نوحه خوانی و ذکر مصایب امام حسین و خاندان وی است. این گونه عزاداری ها معمولن آمیخته با اشعار وادبیات خاصی است. اساسن شعر در فرهنگ ما از کارکرد و جای گاه ویژه ای برخوردار است به طوری که می توان ادعا کرد شناسه ی فرهنگی ایرانیان شعر است چرا که  در طول تاریخ، گذشته از بعد ادبی آن  ، شعر در رگ و خون ما جاری و ساری بوده است . کتاب زرتشت در قالب اشعار و کلام ادبی است ، شعر در حکم بیان اندیشه و دستگاه های فکری و فلسفی بوده است ، الگوهای کلامی و ضرب المثل ها و بخشی از گفتار روزمره ی ایرانیان در قالب شعر است و از این دست بسیار است .

 یکی از قالب های قدیمی شعر فارسی ، قالب مرثیه است که کاملن منطبق بر رویکرد ما به مقوله ی عاشورا است. هرچند امروز این قالب شعری مهجور و حتا منسوخ شده است اما کارکرد آن در سایر قالب ها مثل غزل و حتا شعر آزاد ادامه دارد و اشعار بسیاری در قالب های گوناگون  در رثای امام حسین سراغ داریم.

اشعار نوحه ها نیز به خوبی گفتمان مسلط دوران ما را نشان می دهد یعنی نگاهی که در هر دوران به واقعه ی کربلا می شود و نحوه ی روایت کردن  آن ، علاوه بر موضوعیت مذهبی خود ، بر ذهنیات و افق اندیشه ی هر دوران دلالت می کند. خانم سارا شریعتی در مقاله ی جذابی با بررسی ساختاری و محتوایی اشعار نوحه های محرمی به خوبی وجوهی از رگه های فکری و رفتاری ایرانیان را برشمرده بود که به دلیل پرهیز از تکرار، من از ذکر آن خودداری می کنم.

۴.  رنج و غم و محنت پیوند عمیقی با فرهنگ ایرانیان دارد و اساسن مفهوم درد و رنج  و غم  نزد ما حکایت  از نوعی والایی و برتری  دارد.والایی درد و غم  حتا تا آن جا پیش می رود که برخی می گویند آدمی که غم یا دردی عمیق نداشته باشد انسان کامل و والایی نیست. برخی ریشه ی این تفکر را در هجوم ها ی پیاپی و استیلای تازیان ، ترکان ، مغول ها و بربرها و سایر اقوام مهاجم و قتل و غارت و جفایی که بر ایران و ایرانیان روا داشته اند می بینند.انسان ایرانی پس از مشاهده ی این همه ستم و ویرانی درمان ناپذیرچاره ای  نداشت جز این که در گوشه ای بنشیند و با غم خویش بسازد.  گروهی نیزمنشا این تفکر را در   تاثیر تفکرات و شیوه ی زیست هندیان (که در ستایش درد و رنج و غم سابقه ی دیرینه دارند) و مجاورت و انتقال و سیطره ی آن بر افق اندیشه و زیست ایرانیان  می دانند .حتا از بعد مذهبی نیز این مفاهیم از جای گاه مشابهی برخوردارند به طوری که در مذهب ما گریه کردن و اشک ریختن خود موجب رحمت و مغفرت می شود. اما هر چه که باشد ، به دلیل ستم و جفایی که در واقعه ی عاشورا بر خاندان پیغمبر روا داشته شده معمولن ذکر مصایب و گریه بر ایشان و مقوله ی گریاندن نقش پر رنگی یافته است و این بر خصلت جمعی ایرانیان نیز انطباق دارد.

 

 

۵.اغراق ها و تحریف ها همواره یکی از آسیب های واقعه ی عاشورا بوده است به طوری که نگرانی خیلی از مردم و شخصیت های برجسته ی مذهبی و روحانی را برانگیخته است. در مصیبت خوانی ها و ذکر وقایع کربلا معمولن مشاهده می کنیم که روایت های نادرست و اغراق آمیزی ارایه می شود که بیشتر به استوره پهلو می زند . برای مثال بسیار شنیده و خوانده ایم که به جهت برانگیختن حس شفقت مردم شمار لشکریان یزید را تا سی هزار نفر  ذکر کرده اند در حالی که منابع موثق تاریخی می گویند این تعداد حداکثر پنج هزار نفر بوده اند کما این که برای مقابله با یک گروه هفتاد و چند نفره همین رقم هم کفایت می کند و حتا فراتر از انتظار است. واقعه ی عروسی حضرت قاسم هم به گواهی آگاهان یک جعل تاریخی است که سندیت ندارد. مسایل دیگری از جمله این که در محوطه ای که معروف به گودال  قتلگاه است ، تا زانوی اسب ها خون جمع شده و افزودن بر شمار افرادی که توسط هر یک از یاران  امام حسین کشته شده اند و بسیاری چیز های دیگرهنوز رایج است که می توان در یک بررسی میدانی و کتابخانه ای آن ها را گرد آوری کرد. این که چرا جعلیات و اغراق ها به ذکرروایت  این واقعه  راه یافته است علل مختلفی دارد. اول این که مقول
ه ی عاشورا علیرغم برجسته بودن هسته ی بینشی ، فکری و اندیشه ای آن بیشتر به مقوله ی گریاندن برگشته است و برای گریاندن مردم بر مصایب امام حسین و خاندان و یارانش مطالب و مسایل اغراق آمیزبسیاری به آن افزوده شده است. دوم این که اساسن فرهنگ ما ایرانیان فرهنگی شفاهی و شنیداری است.ما عادت داریم به جای مراجعه به مکتوبات و مستندات تاریخی ، به منابع گفتاری و شفاهی اکتفا کنیم. استوره ( myth  به معنای کلامی که از دهان –mouth- در می آید)به دلیل ارتباطی که با کلام شفاهی و گفتاری دارد زمینه ی مناسبی برای تغییر و تحول و افزودن و کاستن روایت های گوناگون -بر اساس فرهنگ هر ملت و متناسب با روحیات آن قوم- است. مقوله ی محرم و وقایع عاشورا علیرغم و جود مستندات تاریخی از تغییر و تطور مصون نمانده و ما قالب های استوره ای و ذهنیات روان جمعی ناآگاه خویش را بر بسیاری از وقایع و شخصیت های این واقعه تحمیل کرده ایم. برای مثال در روایت های شفاهی که از حضرت عباس یا سایر یاران امام حسین موجود است ، مشابهت هایی با استوره های باستانی ایرانیان به چشم می خورد.

۶. دیگر از وجوه مراسم محرم سفره ها و نذرهایی است که در جهت اطعام عزاداران گسترده می شود .در این بخش نیز به خوبی می توان ملاحظه کرد که به غیر از غذاهای رایج و رسمی ایرانیان ، غذاهای متنوع و متفاوتی پخته می شود که معمولن در هر منطقه متناسب با فرهنگ تغذیه ای بومی ، متفاوت است.   

   اساسن سفره آرایی و پختن غذاهای مختلف و متنوع یکی از علایق ایرانیان باستان بوده و به بهانه های مختلف در جشن ها و سوک ها ایرانی ها  سفره هایی می گسترده اند و با غذاهای مختلف از یکدیگر پذیرایی می کرده اند و این گونه مناسبت و مراسم خود را پاس می داشته اند. پس از آمدن دین اسلام به سرزمین ایران، این   مشخصه ی قومی از میان نرفت و در قالب ها و مجراهای مختلف دیگری به حیات خود ادامه داد به طوری که این گرایش در روزهای محرم به خوبی عیان است و اساسن به یکی از ابعاد مراسم سوکواری و پاس داشت واقعه ی کربلا تبدیل شده است.

۷. در سال های اخیر ما به فراوانی شاهد بوده ایم که نوع تازه ای از موسیقی به نام پاپ محرمی رایج شده است. این موسیقی ها غالبن از محتویات کلامی عاشورایی برخوردارند که با ملودی ها و تم های موسیقی قدیمی ما همراه شده اند .البته بعضن ملودی های عربی ، کردی ، ترکی و حتا غربی نیز در میان این نواها به گوش می خورد. در این فرم التقاطی، بسیاری از ترانه های قدیمی که توسط آهنگسازان برجسته و خوانندگان ارج مند ایرانی ساخته شده است ، با اشعار و محتوای عاشورایی توسط کسانی اجرا می شود که عمومن درک درستی از موسیقی کلاسیک ایرانی و ردیف ها و پرده ها و ظرافت های آن ندارند . در باب چرایی این مقوله بسیار می توان بحث کرد . قبل از هر چیز با توجه به سیاست های نادرست فرهنگی در زمینه ی موسیقی ملی ، گرایش به نواهای بومی قابل شنیدن به صورت یک نیاز در آمده که به طور ناخودآگاه از مجرایی مجاز و با پوششی مشروع سعی در برآورده کردن این نیاز شده است اما این به نوعی اختلاط و التقاط منجر شده است که یادآورحکایت شیر بی یال و دم و کوپال است. از سویی موسیقی سنتی ایرانی که از نواها و نغمه های بسیار ظریفی تا حد ربع پرده برخوردار است وقتی به صورت نادرست و خارج از نت اجرا شود ، گوش موسیقایی جامعه را به غلط نوازی و غلط خوانی عادت می دهد و این موسیقی قاعده مند و دقیق را به نوعی موسیقی مقامی تبدیل می کند که در هر حال و مقامی به تناسب فضا و موقعیت ، اجرا می شود. این گونه است که با نبود نظارت و آموزش کافی در این زمینه ، ارج و جای گاه موسیقی ملی نیز خدشه دار می شود. این در حالی است که ما می توانیم موسیقی محرمی را با شناخت دقیق قالب و آهنگسازی اصولی و آموزش در زمینه ی نوازندگی و خوانندگی به فرصتی برای خلق گونه ای موسیقی تازه و هستی مند تبدیل کنیم.

۸. همگرایی ، یکرنگی ، اتحاد و همسویی از ارزش های پسندیده ای است که به دلایل بسیاری ازدیرباز  از جامعه ی ما رخت بربسته است. از سویی این ها جزو آرمان ها و اصول اخلاقی پسندیده ی جامعه ی ماست و دست یابی به آن آرزویی جمعی است. محرم فرصت خوبی است تا مردم -حتا اگر شده در ظاهر – یک رنگ شوند و هم جهت باشند و بتوانند در قالب آیین ها و مراسم های مختلف با یکدیگر موافق و همسو گردند.

۹. بر طبق نظریه ی مزلو و چارت معروفی که به نام مثلث مزلو شناخته شده است ، انسان یک سری نیاز های پایه و اولیه ی فیزیولوژیک دارد که پس از برآورده شدن آن ها نوبت به نیازهای عالی تری مثل امنیت و تعلق اجتماعی و … می رسد. تعلق به گروه ها و تشکل های مختلف یکی از نیاز های انسان است. جامعه ی ما ساختار مدنی رشد نیافته یی دارد که هنوز در آن گروه ها ، حزب ها، اصناف ، تشکل ها و … معنای عمومی و رسمی نیافته اند ، از سویی نیاز تعلق اجتماعی و سایر نیاز های انسان بر اثر محدودیت از میان نمی رود بلکه ممکن است متناسب با شرایط تغییریابد . عضویت در گروه ها این فرصت را به انسان می دهد تا فارغ از اراده ی اجرایی برتر دولت ها  ، در مورد مسایل مختلف برنامه ریزی و تصمیم گیری کند و با قبول مسوولیت و یا شرکت در برنامه های مختلف یک تشکل ، به خودباوری و درک تازه ای از هویت خویشتن برسد.  دسته ها و هیات های عزاداری در خلا این گونه ساختارهای مدنی تا اندازه ای می
تواند برآورنده ی نیاز تعلق اجتماعی انسان به گروه هایی با روش و منش و تفکر متفاوت باشد ، منتها در این جا تفاوت و تکثر تنها در صورت و قالب است و اساس تفکر و روش این گروه ها یکسان است. شاید به همین دلیل است که در گویش عام  گروه های عزاداری را  دسته  می نامند ، چرا که دسته به جمعی تمایز نیافته و تشخص نیافته اطلاق می گردد و زمانی که روش و منش خاص و متفائتی احراز می شود می توان لقبی مثل انجمن یا تشکل یا حزب یا … بر یک جمعیت اطلاق نمود.

۱۰.با پیشرفت تکنولوژی جنبه هایی از تغییرات سخت افزاری در حوزه ی رسانه ها انجام گرفته است که جلوه هایی از آن را در ماه محرم هم می توان دید. نصب مانیتورهای بزرگ در معابر عمومی و پخش تصاویر وکلیپ ها ، نوحه ها و موسیقی های محرمی ، نصب تراکت ها ، استندها، بیلبوردها و سازه های تبلیغاتی مدرن همراه با کیفیت های چاپی عالی چیزی است که اخیرن در جای جای شهرهای بزرگ قابل مشاهده است.  این ها همه به یاری گسترش تکنولوژی های دیداری و شنیداری فراهم شده است و به مراسم ها و آیین های سوکواری ما رنگ و بوی تازه و متفاوتی داده است . بدیهی است که ابزار و رسانه های نوین گفتمان تازه ای نیز به دنبال خود می آورند و به نظر می رسد شکل ها ، قالب ها و فضاهای تازه ای در شرف پدید آمدن باشد.

۱۰. در بسیاری از جوامع مناسبت هایی وجود دارند که مردم جمع می شوند و با شادمانی و سرور جشن برپا می کنند و از بودن در کنار یکدیگر لذت می برند.تشکیل اجتماعات بزرگ و گرد آمدن انسان ها باعث درک و لمس بیشتر افراد جامعه می شود و تجربه ی اجتماعی انسان را افزایش می دهد. از همین مجرا باعث کاهش تنش ها و اضطرابات و زدودن افکار منفی و احساس تنهایی شده ، امید به زندگی را بالا می برد.

 در فرهنگ ایرانی بیشتر روزهای تعطیل ، روزهای سوک هستند و اساسن ما جشن جمعی که جنبه ی آیینی داشته باشد ، نداریم . جشن های باستانی همچون سده و مهرگان به فراموشی سپرده شده اند و مراسم هایی مانند چهارشنبه سوری به دلایل مختلف هر ساله محدودتر می شود. اما همان گونه که بحث شد محدودیت و مانع در برابر نیاز های مختلف انسان و جامعه ی انسانی ، الزامن باعث رفع این نیازها نمی شود بلکه باعث می شود در جهت آسان شدن دست یابی به مقصود ، این نیاز ها تغییر یا تعدیل یابند. مراسم و آیین سوکواری در جامعه ی ما علاوه بر نقش اصلی و ماهوی مذهبی خود ، تا حدودی این نیاز جمعی را هم برآورده می کند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دکتر ابوالفضل حسینی – مدیر وبلاگ گوشه

 

خبرهای مرتبط :

محرم نوغاب در لنز دوربین

نهضتی به وسعت تاریخ

محرم در گوشه و کنار

به یاد سلطان محمد عابد" یا حسین "

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1191
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس پنجشنبه 26 دی 1387 - 7:28 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نام خدا
با سلام
من که وقت نکردم همشو بخونم ولی دستتون درد نکنه.
ضمنآ در ابتدای مقاله داخل پرانتز نوشتید قبلن لطف کنید اصلاح کنید و بنویسید قبلآ.
همیشه شاد و سربلند باشید.