زندگی بر دهانه آتشفشان

دسته: اجتماعي , دانشجويي , سياسي , فرهنگي
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۱۹ آذر ۱۳۸۷
     دانشجو کیست و زندگی دانشجویی چیست؟ این شان اجتماعی از چه می نالد و چرا از او می نالند؟


انسان در طول دوازده سال تحصیل رایگان و اجباری اش در سه دوره  آموزشی تحصیل می کند و در هر کدام از این دوره ها گونه از اجتماعی شدن را می پذیرد و هنجارهای مقتضای سنی را تمرین می کند.

اصلی ترین مفهوم در ساختار آموزشی کشور ما آموزش نظم و اطاعت از عقل برتر است. اینکه دانش آموز باید مفهوم روح جامعه را درک کند و همیشه حافظ آن باشد.

در این مقال اشاره کوچکی به صورت گذرا به برخی از آموزش ها می شود و تامل بیشتر باشد برای فرصتی دیگر.

دوران ابتدایی دانش آموز یاد می گیرد چگونه در صف بیاستد. از جلو نظام بگیرد. در طول سال تحصیلی فقط در تحت تعلیم یک معلم قرار دارد و گاها دو معلم در حاشیه نیز دیده می شود( معلم ورزش و قران) . محل کلاس و محل صندلی اش مشخص است. معلم هر روز تکالیف او می بیند و هر گونه رفتارش تحت کنترل می باشد. او یاد می گیرد که یک قانون کلی در مدرسه و خانه است که باید رفتارهایش را با آن تنظیم کند و چشمان آموزگار همه اعمالش را زیر نظر دارد.

در دوران سه  ساله راهنمایی مهمترین تغییر  را در تعدد اساتید می توان دید. دانش آموز می فهمد که می توان چند معلم داشت که هر کدام نظر متفاوتی دارند. برخی تکالیف را می توان سرسری گرفت و به درس املا ، ریاضی و نقاشی درجات مختلفی از اهمیت را قایل شد.

دبیرستان فضای بازتری برای دانش آموز خلق می کند. معلمین زیادتر می شود. درس ها  حوزه های مختلفی می یابند. نظارت معلمین بر دانش اموز کاهش می یابد. دانش اموز می داند که برخی معلم ها برخلاف دوران ابتدایی نام او را هم نمی دانند . تکالیفش را بازدید نمیکنند. گاهی می شود بر  اساتید هم شورید و یا نظم سر صف را برهم زد. و از همه استرس آور تر انتخاب رشته است که دانش اموز این اجازه را می یابد تا بدون تحکم عقل برتر خود گرایشی را برگزیند. اما با این وجود اقتدار مدیر مدرسه وجود دارد. از جلو نظام هست . در  ساعت تفریح ناظم در حیاط مراقب است و اعمال بد او بررسی و به خانواده گزارش داده می شود. انسان نیمه رشد یافته در هیجده سالگی باید همه ساختارهای جامعه را فهمیده باشد. این که جامعه اصل است و فردیت او در هماهنگی با نظم کل معنا دار می شود. باید کنترل شود و این عقلانی ترین کار و عین سعادت اوست.

 

اکنون وارد دانشگاه می شود. آغازین تفاوت در کجاست؟ اینجا صف صبحگاه وجود ندارد. از قران، شعارهفته، دعا و توصیه های گاه تند مدیرخبری نیست. کلاس هر درس متفاوت است و دانشجو می تواند هر جلسه در صندلی متفاوت بنشیند. ارتباط استاد و شاگرد در حد همان درس می ماند و کمتر استادی توصیه اخلاقی به دانشجو می کند. دانشگاه دنیای فردی گرایی است .برداشت دانشجو از  واقعیت دانشگاه در اندیشه های او نیز تسری می ی


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 582
برچسب ها:
دیدگاه ها