سخنی از پست و بلند پزشکی ما
این مطلب جوابیه یا تکمله یی است بر گزارشی که چندی پیش در نشریه ی نامه گناباد در خصوص نارضایتی ها از وضعیت بهداشتی درمانی شهرستان به چاپ رسید.
و بدان که در طب عجایب ها ساخته اند و ترکیب های عجب . و علمی نافع است . و باشد که مردی در بلایی گرفتار بود و از عمر ناامید بود و از عیالان و املاک طمع برداشته ، دانایی مداواتی کند و به سبب آن جان وی از آن علت و غم برهاند. …
گویند ابوعلی سینا در شام بود .جنازه یی برآوردند مرده یی بر آن . گفت : این را چه می کنید ؟ گفتند : دفن می کنیم . گفت : این زنده است وی را دفن مکنید . سه روز رها کردند وی در حرکت آمد و برخاست . وی را گفتند : چون بدانستی که وی زنده است در کفن ؟ گفت : هر دو زانوش راست بود .اگر باز افتاده بودی مرده بودی . پس زیرکی وی بدانستندی و معروف شدی .
عجایب نامه – محمد ابن محمود همدانی
در شماره ی قبل نامه گناباد گزارشی به چاپ رسید که حرف و حدیث و سروصداهای زیادی در پی داشت . عده ی زیادی از مردم نسبت به آن واکنش نشان دادند . برخی می خواستند بر آمار ارایه شده در آن بیفزایند و برخی دچار اضطراب و سردرگمی شدند که حالا اگر از سر اجبار گذرشان به بیمارستان و اتاق عمل و داروخانه و مطب و .. افتاد چه بکنند ؟ برخی از مسوولان و دست اندرکاران نیز به مقتضای حرفه یی و صنفی خود اعتراض کردند . بعضی افراد هم از این آمار و اخبار بهت زده شدند که مگر ممکن است چنین باشد و گروهی نیز بر قلم و جسارت نگارنده ی مطلب آفرین گفتند .خلاصه هر کس به طریقی در گیر این گزارش شد .اما دلیل این طیف وسیع مخاطب و تاثیر گذاری این مطلب چیست ؟
در گام نخست باید اذعان کرد که مطلب ارایه شده از نظر ساختار، اصول و تکنیک های گزارش نویسی جزو معدود کارهای قابل قبول در حوزه ی نوشتار مطبوعاتی شهرستان بود . خاصه آن که آمار ، اطلاعات ، نام ها و تاریخ های دقیق ارایه شده گویای تحقیق و جستجوی وسیع و پی گیر نویسنده ی مطلب بود که از شم خبرنگارانه ی او برمی خاست . از سوی دیگر نقد و گفتمان نقادی همواره در جامعه ی ما به مثابه ی راه رفتن بر لبه ی تیغ بوده است چرا که ما ایرانیان اساسن نقادی را خوب یاد نگرفته ایم و به جای بررسی کلیت یک ابژه ، تنها به نقاط ضعف و نکات منفی آن می پردازیم . به طور کلی فرهنگ سپاس و تشویق در جامعه ی ما اندکی کمرنگ است و بیشتر بر روی روش های بازدارنده و تنبیهی استوار شده است . همه ی این ها به علاوه ی خوی استبدادی و منش تک گویی ما که از دیرباز با فرهنگ مان عجین شده باعث شده است که هر گونه نقد را به تهاجم تعبیر کنیم و فارغ از پذیرش واقعیات در برابر آن شمشیر بر می داریم و به نفی و انکار می پردازیم .
اما از دید دیگر ی اگر بخواهیم به مساله بپردازیم ، باید گفت که ما با گفت و گو و مکالمه میانه ی چندانی نداریم و به سختی حضور دیگران را درک می کنیم و همین گونه است که با و جود این همه نیروهای نخبه و کارشناس و با داشتن ساختارهای تعهد آوری همچون دین و مذهب ، نقایص مان دیر به سامان می رسد یا اصلن نمی رسد .
البته در مورد گزارش مذکور باید اذعان کرد که ظاهرن نویسنده همان گونه که در ابتدا و انتهای مطلب ذکر کرده بود قصد تخریب یا تاریک نمایی نداشته و نفس بیان این مطالب به دلیل اهمیت حیاتی که در بر دارد حساسیت برانگیز است . ضمن این که وظیفه ی خبرنگار انعکاس رویداد ها و واقعیات و خبر رسانی است و اساسن ساختار ” گزارش “ به عنوان یک ژانر نوشتاری – ادبی ایجاب می کند که پیرامون مساله ی خاصی گزاره های خبری ارایه شود به طوری که واقعیت را در بی پیرایه ترین و بی تفسیرترین حالت به حضور مخاطب برساند که این مساله تا حدودی در گزارش مذکور برآورده شده بود . گمان نمی کنم که برشمردن نکات مثبت و منفی یا ارایه ی بیلان کاری در قالب گزارش ، کاری فنی و اصولی باشد . یعنی گزارش گر موظف نیست تمام ابعاد یک موضوع را بررسی کند بلکه می تواند از دیدگاهی خاص به مساله بنگرد . بررسی و پاسخ دادن به این مطالب کار سایر اصحاب رسانه و قلم به دستان و احتمالن افراد ذینفع است و شاید از همین رو بود که از سویی به دلیل مقتضای حرفه یی و از سوی دیگر به دلیل تعلق خاطری که به قلم و نوشتن دارم احساس کردم بد نیست تا از دیدگاهی خودی تر و نزدیک تر به مسایل مطروحه بپردازم .
حرفه ی پزشکی به دلیل اهمیت حیاتی آن همواره در طول تاریخ و در همه ی فرهنگ ها ارج و قرب بالایی داشته است . لازمه ی پزشکی تحصیل دانش و تجربه ی گسترده ، زمان مند و فراوان است که این خود نیز عمومن به پالایش روان و ذهن پزشک منجر می شده است . در گذشته پزشکان علاوه بر رشته و حرفه ی خود در زمینه های متعدد دیگر ی از جمله داروشناسی ، نجوم ، فلسفه و عرفان ، شعر و ادبیات ، شیمی و … تبحر داشته اند و لقب حکیم می گرفته اند . بارزترین نمونه های آن ها پورسینا ، خوارزمی ، زکریای رازی و … هستند . اما امروزه متاسفانه به دلایل مختلفی ازجمله ساختار آموزشی کاملن آکادمیک و غیر قابل انعطاف ، پیچیده گی ها و مشکلات زنده گی در دنیای مدرن و … این امکان از پزشکان سلب شده است هر چند هنوز داریم پزشکانی که در بسیاری از زمینه ها انسان هایی آگاه و صاحب نظر هستند .
به هر صورت پزشک به دلیل نقش کلیدی که در بازگرداندن سلامت و تعادل انسان ها می تواند داشته باشد جای گاه بلندی در ذهن و روان مردم و ساختار جامعه دارد . نیاز اکثریت مردم به درمان و درمان گر و تخصصی بودن این مساله باعث شده که خواه نا خواه حرفه ی پزشکی صاحب نوعی اقتدار گردد . مشاغل و حرفه های بسیاری را می توان نام برد که از این گونه اقتدار
عجایب نامه – محمد ابن محمود همدانی
در شماره ی قبل نامه گناباد گزارشی به چاپ رسید که حرف و حدیث و سروصداهای زیادی در پی داشت . عده ی زیادی از مردم نسبت به آن واکنش نشان دادند . برخی می خواستند بر آمار ارایه شده در آن بیفزایند و برخی دچار اضطراب و سردرگمی شدند که حالا اگر از سر اجبار گذرشان به بیمارستان و اتاق عمل و داروخانه و مطب و .. افتاد چه بکنند ؟ برخی از مسوولان و دست اندرکاران نیز به مقتضای حرفه یی و صنفی خود اعتراض کردند . بعضی افراد هم از این آمار و اخبار بهت زده شدند که مگر ممکن است چنین باشد و گروهی نیز بر قلم و جسارت نگارنده ی مطلب آفرین گفتند .خلاصه هر کس به طریقی در گیر این گزارش شد .اما دلیل این طیف وسیع مخاطب و تاثیر گذاری این مطلب چیست ؟
در گام نخست باید اذعان کرد که مطلب ارایه شده از نظر ساختار، اصول و تکنیک های گزارش نویسی جزو معدود کارهای قابل قبول در حوزه ی نوشتار مطبوعاتی شهرستان بود . خاصه آن که آمار ، اطلاعات ، نام ها و تاریخ های دقیق ارایه شده گویای تحقیق و جستجوی وسیع و پی گیر نویسنده ی مطلب بود که از شم خبرنگارانه ی او برمی خاست . از سوی دیگر نقد و گفتمان نقادی همواره در جامعه ی ما به مثابه ی راه رفتن بر لبه ی تیغ بوده است چرا که ما ایرانیان اساسن نقادی را خوب یاد نگرفته ایم و به جای بررسی کلیت یک ابژه ، تنها به نقاط ضعف و نکات منفی آن می پردازیم . به طور کلی فرهنگ سپاس و تشویق در جامعه ی ما اندکی کمرنگ است و بیشتر بر روی روش های بازدارنده و تنبیهی استوار شده است . همه ی این ها به علاوه ی خوی استبدادی و منش تک گویی ما که از دیرباز با فرهنگ مان عجین شده باعث شده است که هر گونه نقد را به تهاجم تعبیر کنیم و فارغ از پذیرش واقعیات در برابر آن شمشیر بر می داریم و به نفی و انکار می پردازیم .
اما از دید دیگر ی اگر بخواهیم به مساله بپردازیم ، باید گفت که ما با گفت و گو و مکالمه میانه ی چندانی نداریم و به سختی حضور دیگران را درک می کنیم و همین گونه است که با و جود این همه نیروهای نخبه و کارشناس و با داشتن ساختارهای تعهد آوری همچون دین و مذهب ، نقایص مان دیر به سامان می رسد یا اصلن نمی رسد .
البته در مورد گزارش مذکور باید اذعان کرد که ظاهرن نویسنده همان گونه که در ابتدا و انتهای مطلب ذکر کرده بود قصد تخریب یا تاریک نمایی نداشته و نفس بیان این مطالب به دلیل اهمیت حیاتی که در بر دارد حساسیت برانگیز است . ضمن این که وظیفه ی خبرنگار انعکاس رویداد ها و واقعیات و خبر رسانی است و اساسن ساختار ” گزارش “ به عنوان یک ژانر نوشتاری – ادبی ایجاب می کند که پیرامون مساله ی خاصی گزاره های خبری ارایه شود به طوری که واقعیت را در بی پیرایه ترین و بی تفسیرترین حالت به حضور مخاطب برساند که این مساله تا حدودی در گزارش مذکور برآورده شده بود . گمان نمی کنم که برشمردن نکات مثبت و منفی یا ارایه ی بیلان کاری در قالب گزارش ، کاری فنی و اصولی باشد . یعنی گزارش گر موظف نیست تمام ابعاد یک موضوع را بررسی کند بلکه می تواند از دیدگاهی خاص به مساله بنگرد . بررسی و پاسخ دادن به این مطالب کار سایر اصحاب رسانه و قلم به دستان و احتمالن افراد ذینفع است و شاید از همین رو بود که از سویی به دلیل مقتضای حرفه یی و از سوی دیگر به دلیل تعلق خاطری که به قلم و نوشتن دارم احساس کردم بد نیست تا از دیدگاهی خودی تر و نزدیک تر به مسایل مطروحه بپردازم .
حرفه ی پزشکی به دلیل اهمیت حیاتی آن همواره در طول تاریخ و در همه ی فرهنگ ها ارج و قرب بالایی داشته است . لازمه ی پزشکی تحصیل دانش و تجربه ی گسترده ، زمان مند و فراوان است که این خود نیز عمومن به پالایش روان و ذهن پزشک منجر می شده است . در گذشته پزشکان علاوه بر رشته و حرفه ی خود در زمینه های متعدد دیگر ی از جمله داروشناسی ، نجوم ، فلسفه و عرفان ، شعر و ادبیات ، شیمی و … تبحر داشته اند و لقب حکیم می گرفته اند . بارزترین نمونه های آن ها پورسینا ، خوارزمی ، زکریای رازی و … هستند . اما امروزه متاسفانه به دلایل مختلفی ازجمله ساختار آموزشی کاملن آکادمیک و غیر قابل انعطاف ، پیچیده گی ها و مشکلات زنده گی در دنیای مدرن و … این امکان از پزشکان سلب شده است هر چند هنوز داریم پزشکانی که در بسیاری از زمینه ها انسان هایی آگاه و صاحب نظر هستند .
به هر صورت پزشک به دلیل نقش کلیدی که در بازگرداندن سلامت و تعادل انسان ها می تواند داشته باشد جای گاه بلندی در ذهن و روان مردم و ساختار جامعه دارد . نیاز اکثریت مردم به درمان و درمان گر و تخصصی بودن این مساله باعث شده که خواه نا خواه حرفه ی پزشکی صاحب نوعی اقتدار گردد . مشاغل و حرفه های بسیاری را می توان نام برد که از این گونه اقتدار
بازدید: 655
دیدگاه ها
\پزشکان متخصص شهرستان یکی پس از دیگری از این شهر می روند ومسئولین محترم در خواب تشریف دارند حال جای بسی شکر که اینجا دانشگاه هم شده که اگرنمی شد ان وقت یک پزشک عمومی هم این شهر نداشت؟