گزارشی بر اردویی جهادی

دسته: اجتماعي , اقتصادي , دانشجويي , فرهنگي , معرفي شهرستان
۵ دیدگاه
جمعه - ۱۵ شهریور ۱۳۸۷
     به یاد داشتم چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم از برای دوستان…
    گزارشی از اردوی جهادی رد پای یار شهریور ۸۷ شهرستان گناباد روستا های بیمرغ، گیسور و رحمت آباد

  
 .
ازمدت ها قبل بحث برگزاری اردوی جهادی شروع شده بود. هر چند که پس از اردوی سال قبل مدتی پیگیری بحث به فراموشی سپرده شده بود. جلسات متعددی برای برگزاری دومین اردو برگزار شد و اجرای آن به بازگشت بعضی از دوستان از سفر حج موکول شد.
اردو شروع شده بود و از من هم برای شرکت در آن دعوت شده بود اما یک ماموریت نیمه تمام بعلاوه خستگی مفرط چند روزه کار را سخت کرده بود. بعد از یک روز تاخیر (یا در واقع دودرکردن!) برای شرکت در اردو به راه افتادم.
اردو ی جهادی هر چند شاید خستگی جسمی داشته باشد اما خستگی روحی و بی حوصلگی های ناشی از زندگی روزمره شهری را از بین می برد.باید حرکت کرد تا روحی تازه از نو در بدن دمیده شود…
به آقای باقری تماس گرفتم که اگر ماشینی به سمت گیسور حرکت می کند من هم راهی شوم.مثل اینکه بعد از ظهر امام جمعه و بخشدار برای بازدید از اردو به راه می افتند. به دفتر امام جمعه تماس گرفتم تا ببینم جا دارند یا نه خود حاج آقا با صدای گرم خودگوشی را برداشتند.
قرار حرکت ما ساعت ۴ بعد از ظهر بود درب دفتر امام جمعه. وقتی رسیدم حاج آقا هم منتظر آقای محمدی بخشدار مرکزی بودند. ده دقیقه بعد با تویوتای فرمانداری به سمت گیسور حرکت کردیم.
میانه راه فرصت خوبی بود برای سوال یک دانشجواز مسئولین. اولین سوال این بود که آیا در بخش مرکزی ایجاد شهر جدید مثلا درروستا های دور و بر شهر گناباد وجود ندارد؟ "چرا برای بیلند اگر بتواند مثلا با باغ آسیا کنار بیاید و به جمعیتی بالای ۵۰۰۰ نفر برسد می شود کاری کرد. اما مسئله مهم اینست که بعد از ارتقا به شهر شهرداری های جدید درآمدی هم داشته باشند."
 ایا بحث ارتقای منطقه پسکلوت به بخش وجود ندارد؟  "جمعیت   8  الی ۹ هزار نفره این قسمت کفاف ارتقا به بخش را نمی دهد"
در وسط راه در بیمرغ ایستادیم تا خداقوتی به جوانان بیمرغی بگوییم که در حال ایجاد مکانی برای پایگاه و کانون فرهنگی مذهبی خود بودند. اگر جوانان هر روستایی خود فعال باشند دیگر نیازی به اردوی جهادی هم ندارند.

 

   معادن این منطقه آیا نفع مستقیمی هم به روستا ها می رسانند؟
جناب آقای صادقی:"قبلا معادن و صنایع عوارض رابه منطقه خود پرداخت می کردند که بالطبع استان های برخوردار مثل تهران پول زیادی دریافت میکردند ولی گناباد کمتر و باز در گناباد مثلا کاخک خیلی کم درآمد داشت. الحمد لله الانه با قانون تجمیع عوارض همه این موارد به حساب خزانه پرداخت می شود و از آنجا بین مناطق کشور به طور عادلانه تقسیم می شود."
جناب آقای محمدی:" الحمد لله الان وضع روستاها از لحاظ بودجه خوب است البته به میزان فعال بودن دهیار و شورا ها بستگی دارد. هر ساله شورا و دهیار باید بودجه ای برای روستا طرح و تصویب کنند و به میزان این بودجه  و البته فعالیت و پیگیریشان پول می گیرند. بعضی از روستاهای این منطقه الان ۱۵ میلیون تومان در حساب خود پول دارند"

   صحرا خشک بود وتشنه رحمتی الهی که امسال نیز از آن محروم شده بود . حاج آقای صادقی می گفت یک سال از این منطقه شیر سرخ رنگ اوردند وقتی از کشاورزان پرسیدیم گفتند از بس که این گوسفندان شقایق خورده اند!

 

 

   جناب اقای محمدی بخشدار بخش مرکزی شهرستان و یکی از مسئولان پرتلاش است. این مسئله را از نوع رابطه صمیمی ایشان با مردم در طول چند روزه اردو به وضوح می شد فهمید. از تمامی مسائل روستاهای بخش خود مطلع بود و انصافا برای تهیه و تجهیز اردوی جهادی نیز بسیار تلاش کرد
   در گیسور بچه ها مشغول سنگفرش کردن صحن مسجد بودند. یک پیمانکار هم مشغول اسفالت خیابان های روستا بود. چند تا از دانشجو ها هم هر روزه به رحمت آباد می رفتند تا در توسعه مسجد آنجا به اهالی کمک کنند. خواهران هم که کار خود را می کردند رسیدگی به مسائل بهداشتی و برگزاری کلاس های مختلف آموزشی. امروز که من به کار کردن نرسیدم…

 

   …امروز قرار بود مسئولین به اینجا بیایند برای کار کردن در بین مردم و دانشجویان. مردم روستا ها هم به استقبال آمده بودند. فرماندار و امام جمعه به همراه هم به جمع مردم آمدند و بی معطلی بیل ها را بدست گرفتند و مشغول تهیه ملات شدند. و جدا هم مشغول شدند حداقل یکی دو ساعتی به سختی مشغول بودند. این کار بعضی افراد دیگر را هم مجبور کرده بود واردکار شوند و برای رضای خدا هم که شده دستی به بیل بزنند.
  
 

  

   انقدر مسئولین مختلف صبح و بعد از ظهر به همراه ما به روستا ها آمدند که با خود گفتم مگر در این شهرستان کار دیگری نیست که این افراد آن را رها کرده اند و هر دقیقه دنبال ما میاند اینجا! خدایا مرا ببخش بر این گمان ناروا!

   در این بین تلاش مردم هم جالب و دیدنی بود مردمی که تلاش مسئولان خود را می دیدند شوقی دیگر برای کار کردن می یافتند. جوانی که سنگی را برداشته بود که مطمئن بود دیگری نمی تواند آن را بلند کند و علیلی که هر چند به سختی راه می رفت اما با برداشتن چند سنگ  می خواست خود را در این کار الهی شریک کند و مطمئنا او برای چشم فرماندار و امام جمعه این کار را نمی کرد …

   چیزی که در روستا زیاد است نیروی انسانی! است نیرویی که مطمئنا از دانشجویان بهتر کار می کنند. مردم روستا مطمئنا به کار دانشجویان نیاز ندارند. اما اردوی جهادی به این مردم دوباره انرزی می دهد تا برای اعتلای روستای خویش کار کنند…
  
  
   یکی از مهمترین مراحل یک اردوی جهادی بعد از برگزاری خود اردو است و آن برقراری ارتباط مستمر دانشجویان با روستا ها و پیگیری رفع مشکلات انهاست. اصلا وظیفه اصلی دانشجویان شناخت مشکلات مناطق محروم و پیگیری آنها در نزد مسئولان است. این نکته را به فرماندار گفتم وی نظر دیگری داشت "مسئولان از مشکلات روستاها مطلعند هدف ما از برگزاری اردوهای جهادی ایجاد روحیه کار و تلاش در بین مردم است."

   اردوی جهادی فقط بیل زدن چند دانشجو نیست فواید متعددی دارد.
از جمله فواید اردوی جهادی برای دانشجو:
–    با محیط خود آشنا می شود وضعیت  شهرستان خودش را، روستاها و مردم آنرا و وضع زندگی فرهنگ و معیشت انها را خود به عینه لمس می کند.
–    کمی از زندگی روزمره خودش فاصله می گیرد. از خستگی ها از تنش ها از استرس های زندگی شهری  و دانشجوی و فرصتی است تا دوباره بیاندیشد…
–    دوستانی پیدا می کند که هر جایی پیدا نمی شوند. اصلا یکی از مهمترین فواید این اردو برای شهرستان اینست که جوانان فعال شهرستان حال از هر طیف و از هر فکری با همدیگر آشنا می شوند که بعد از اردو بسیار می توانند به یکدیگر کمک کنند.
–    با کار و فرهنگ تلاش انس بیشتری می گیرند

و از جمله فواید اردوی جهادی برای روستا:
–    چند مشکل کوچک عمرانی روستا رفع می شود.
–    مقدار زیادی بودجه علی الخصوص مصالح ساختمانی در اختیار روستا قرار می گیرد که اگر دانشجویان هم کار زیادی  نکنند به تنهایی دعای خیر را بدرقه آنها می کند.
–     هر چند که مسئولین ارتباط خوبی با روستا ها دارند اما این ارتباط بیشتر می شود و (برای چشم دانشجویان هم که شده) در حل مشکلات آن بیش از پیش مصمم می شوند.

   گیسور با رحمت اباد بسیار تفاوت می کرد. گیسور یک روستای برخوردار است با جمعیت زیاد بیش از ۱۵۰۰ نفری و مهاجرت کم، خانه های نوساز و خیابان های وسیع حتی وسیع تر از گناباد. قابل ذکر است که گیسور طی چهل سال گذشته دوبار کاملا از نو بازسازی شده یکبار قبل انقلاب بعد زلزله و بک بار هم بعد انقلاب و در ضمن قبل از آن هم بدلیل خوش فکر بودن خان گیسور خیابانی صد متری داشته!  برق، تلفن، همراه، خانه بهداشت همچنین مرکز درمانی در دست ساخت و پست بانک و البته چاه های بسیار کشاورزی. آب لوله کشی شور و برای شرب هم آب شیرین گناباد از نوع خالص نه غش دار! تنها مشکل قابل ذکر که به سمع مسئولین رسید مشکلاتی در گرمابه عمومی و نبود فضای سبز بود. بهتر است گیسور را یک شهرک روبراه از شهر گناباد بدانیم چیزی مثل شهرک های دور و بر تهران.
 

 

   و  اما رحمت آباد، دور افتاده ترین روستای شهرستان، نزدیک به مرز، محروم و خشک به حدی که آب شرب خود را با تانکر تامین می کند. چشمه روستا تقریبا خشک است اما می گویند اندازه یک بند انگشت آب دارد که البته باید تمام نیاز مردم روستا را برای شست و شوی لباس و ظروف تامین کند. استحمام هم که کلا منتفی است! این روستا در ۱۵۰ خانوار خود ۱۲۰۰ نفر جمعیت دارد. مردمی مهربان و سخت کوش و قانع که به آرد و آبی که دولت برایشان می فرستند راضی هستند.
  
 
  

.
   خانه بهداشتی که دو ماه است به دلیلی درگیری های درون روستا تعطیل است. و مدرسه ای که فعال ترین بخش روستا است لبریز از بچه های سرو نیم قد. مشکل اصلی این روستا رشد بسیار بالای جمعیت آن است که وضعیتی اسفناک به روستا داده است. و دیگر غضبی که خدا بر این مردم گرفته و رحمت خود، آب را دریغ کرده است که حتی دست پرتوان مسئولان نظام را نیز ناتوان ساخته است.
گوسفندان نیز از این روستا قهر کرده اند و بجز سگان و الاغان کمتر گوسفندی را در روستا مشاهده می کنی. پیرمردی می گفت که گوسفندان خود را به خضری فرستاده ام تا زنده بمانند هر گوسفندی برایم ده هزار تومان خرج برداشته ولی حالا که رفته ام می بینم اصلا چاق نشده اند و ده هزار تومانم هم ضرر شده است کاش همه شان را می فروختم.

   ما عادت کرده ایم که راه حل تمام مشکلات خود را از مسئولان بخواهیم اما مسئولان نظام هر چند خدوم باشند و متعهد وپر تلاش در مقابل امر خدا چاره تسلیم و ادب تمکین است. فرماندار می گفت یزد خشک ترین استان کشور است اما بارندگی شهرستان گناباد از یزد هم کمتر است. در ۱۵ کیلوم


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1521
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس شنبه 16 شهریور 1387 - 9:35 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام
ضمن قبولی عبادات در ماه رمضان از نویسنده گزارش که گزارشی کامل از این سفر را ارائه نمود و از تمامی دانشجویان و مسئولین عزیز گروه جهادی و مسئولین عزیز شهرستان که دغدغه نسبت به حل مشکلات مردم بخصوص نقاط محروم شهرستان داند تشکر می نمایم.

mr جمعه 22 شهریور 1387 - 7:19 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

hi. how are you? this not was very fine and good. tank you.im from gaysure and i became very happy than your idea about gaysure village.but i shuld tell you population of gaysure in 1387 year is 1505 person and you wrote 3000 person please change that. and in end tank you again than this note about calture of gaysure village. bye

mr شنبه 23 شهریور 1387 - 7:45 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

hi how are you? why you dident change number of gaysure person. i told you number of gaysure village person is 1505.. sorry your information this page is not curect. tank you bye

مديريت پايگاه خبري شهرستان چهارشنبه 27 شهریور 1387 - 6:48 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
جمعیت گیسور قریب به ۱۵۰۰ نفر می باشد.
با تشکر از دوستی که در مورد وجود اشتباه در این مطلب به ما تذکر دادند. این اشتباه تصحیح شد.
موفق و سلامت باشید
و ما را از نظرات خود محروم نسازید

mr جمعه 29 شهریور 1387 - 11:23 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

Hello to management of gonabadnews. How are you? Tank you than you for to take consideration my view.(about change of population gaysure village) I hope that you be successful in always. bye