اینجا سرایی دیگر است
شاید 400 متری شد که یواش یواش ترس سراغمان آمد. نمی دانم کسی تا انتهایش رفته است یا نه! آن جلوتر می شود نفس کشید؟ سیصد متر زیر زمین چه خبر است؟
فصل الخطاب زندگی آب است. این شهر که اینچنین در تنهایی خشکوار کویر ایستاده است به برکت آبی است که از درون اعماق زمین می آید. زمینی که به همت مردان زمینی زخمی عمیق خورده است، قنات!
سفر به اعماق قنات اشتیاقی بود که با دیدن عکس های ساده و تکراری از قوس دیواره آن برایم چند برابر می شد. در ظهر یک روز داغ خرداد ماه راهی کوی شرقی شدیم . جایی که انتهای سفر ۲۷ کیلومتری قطرات زلال آب است
ورودی سوم قنات – محل تقاطع تونل ها
قنات قصبه سه ورودی دارد. جایی که اکنون مظهر قنات است و با بتون مسیری حدود 700 متر ساخته شده است تا به جریان اصلی قنات برسد. دوم مظهر قبلی آن که اکنون خشک است و مسیری به اندازه همان تونل سیمانی ایجاد شده است که خشک اما کاملا دست نخورده و طبیعی است. این مسیری همانی است که قرار است توسط سازمان میراث فرهنگی برای بازدید توریست ها آماده شود. اما ورودی سوم جایی که ما وارد شدیم تقاطع تونل سیمانی و تونل خشک است جایی که آب قنات بعد از عبور از اعماق ۳۰۰ متری زمین و طی راهی طولانی تغییر مسیر داده است و وارد تونل مصنوعی می شود. راهی هم به سمت تونل خشک ادامه دارد.
عکس هایی که دیده بودم همه با فلاش گرفته شده بود اما اینجا تاریکی مطلق است . با وجود چراغ قوه قوی که داریم فقط چند قدم جلوتر را می توانیم ببینیم. این ظلمت هراسناک اما لذت بخش است. جز صدای آب هیچ صدایی نمی آید۰ از گرمای بیرون خبری نیست۰ آب سرد که تا بالای زانوها هم بالا آمده و هوای مرطوب داخل خورشید تابستانی را ندیده اند که این چنین آرامش بخش اند!
خلاف جریان آب جلو می رویم. کفش ها را درآورده ایم تا راحت تر باشیم. حالا زمین کف پا را کاملا حس می کنم. برخی جاها نرم است و گاهی هم سنگریزهایی زیر پا می آید. اذیت نمی کند ۰ چند نقطه زمین کمی پایین می رود و آب بالا تر از زانو می آید.
سرعت آب هم زیاد است و باید آرام حرکت کنیم. کسانی که همدان رفته اند و ابهت غار علی صدر را دیده اند شاید در نگاه مقایسه زیاد اینجا را نپسندند. اما یادمان نرود که آنجا غاری طبیعی است و این شاهکار دست انسان است.انسانی که دو هزار سال پیش با ابزار زمانه اش این را کنده است.

رگه های مختلفی از خاک به رنگ های سفید و قهوه ای دیواره را پوشانده است در برخی جاها چیزی شبیه ریشه درختان از خاک بیرون زده است . دیواره ها را صاف نتراشیده اند و به گونه ای است که در میانه باریک تر می شود و امتداد آن تا سقف پهن تر می گردد. سقف بلند و صافی هم دارد که فضای نفس کشیدن به آدم می دهد
مسیر قنات مستقیم نیست و گاهی دور می خورد در طول مسیری که رفتیم چندین بار مسیر به چپ و راست تغییر کرد.
نمیدانم چقدر راهپیمایی کردیم تمام مسیر تقریبا یک شکل بود به خاطر تاریکی ته مسیر هم دیده نمی شود و نور هم به داخلش نفوذ نمی کند.
شاید ۴۰۰ متری شد که یواش یواش ترس سراغمان آمد. نمی دانم کسی تا انتهایش رفته است یا نه! آن جلوتر می شود نفس کشید؟ آیا امکان دارد سقف ریزش کند؟ سیصد متر زیر زمین چه خبر است؟
فکر کردن به آن هم ترسناک است. ما هم ژول ورن نیستیم که آرزوی نوشتن رمان سفر به درون زمین یا بیست هزار فرسنگ زیر دریا داشته باشیم. نمی شود نگرانی را پنهان کرد، بهانه ای آوردیم و برگشتیم.
آب قنات شیرین است و اینجا پاک ترین نقطه ای برای نوشیدن . تامل نکردم و هنگامی که خواستم از آب خارج شوم جرعه ای نوشیدم.
سفر حدود دو ساعته ما به درون قنات در حالی پایان یافت که چشمانمان در نور کم سوی چراغ به زباله هایی می افتاد که در گوشه و کنار افتاده بود و خبر می داد از جمعیتی که آمده اند و ریخته اند و رفته اند!
امیدوارم بزودی این بودجه میلیاردی سازمان میراث فرهنگی برسد تا دستی به سر و روی این میراث ماندگار بشری بکشند
تجربه این لحظات زیبا را به همه همشهریان توصیه می کنیم!


دیواره در میانه کمی به هم نزدیک می شود

ابنجا تاریکی مطلق است


عکس با فلاش دوربین

چراق قوه فقط چند متر جلویت را روشن می کند



نوری که از حلفه های چاه وارد تونل می شود – مسیر خشک

در تاریکی مطلق پایمان به زباله ها یی می خورد که به اینجا هم رسیده اند!
با تشکر از همکاری منصور مهدیزاده

جالب بود .