درد دل یک معلم

دسته: خط دو خبری , دسته‌بندی نشده
۵ دیدگاه
پنجشنبه - ۳۰ خرداد ۱۳۸۷

سلام
دیروز آخرین مقدار سهمیه ی بنزینم را مصرف کردم و نمی دانم امروز چگونه می توان با بنزین لیتری ۴۰۰۰ ریال مسافرکشی کنم و سودآوری داشته و شکم زن و بچه ام را سیر کنم؟! با بنزین لیتری ۱۰۰۰ ریال و رقبایی سرسخت چون تاکسی ها و خطی های که فقط نان بخور و نمیری گیرمان می آمد و شرمنده ی عالم و آدم و اهل و عیال بودیم.
دیگر فکرم درست کار نمی کند؛ مخارج کمرشکن زندگی – چه اسم بی مسمایی- (امروزه؛ گذران عمر به همه چیز شبیه است جز زندگی!) و تورم از یک طرف و نگاه های شماتت آمیز و گاه ترحم برانگیز دانش آموزان و دیگران از طرف دیگر فشار روانی سنگینی را بر من و امثال من وارد می کند. گاهی با خود فکر می کنم که آیا ما از ابتدا در انتخاب خود اشتباه کردیم یا انتخابمان ابتدا درست بود اما به مرور زمان به انحطاط کشیده شد؟! فقر، فساد، فحشاء، ظلم، بی عدالتی، و خیلی چیزهای دیگر که الان به ذهنم نمی رسد.مشکلات جامعه ماست.
کاش سه ماه تعطیلی نداشتیم اما حقوق کافی داشتیم و می توانستیم از همان تعطیلات چند روزه ای که سایر کارمندان دارند به نحو احسن استفاده کنیم. این دیگر چه نوع تعطیلی است که به دلیل مشکلات اقتصادی و مخارج توان فرسای سفر، توان خروج از منزل و شهر را نداشته باشی؟!
امروز قصد دارم از بیمه ی عمری که سال ها پیش به قصد امنیت روانی انجام داده بودم، انصراف داده و پس انداز این ۹ ساله را هزینه کنم، به گمانم این جور پس انداز را می گویند: “پس انداز منفی”
پی نوشت۱: امیدوارم دانش اموزان این مطلب را نخوانند!
پی نوشت۲: امیدوارم مسؤولین نظام این مطلب را بخوانند و تحت تأثیر قرار گرفته و چاره ای بیندیشند!


نوشته شده توسط:people - 520 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 831
برچسب ها:
دیدگاه ها
سحر خيز پنجشنبه 30 خرداد 1387 - 1:40 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

محض رضای خدا بلوف نزن امروزه همه می‌دانند که وضع کارمندان بخصوص معلمین از همه بهتر است فقط فرقش این استکه معلمین عزیز از همه بیشتر می‌نالند.

ناشناس جمعه 31 خرداد 1387 - 1:39 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سحر خیز عزیز.
یک معلم با ۳۰۰ هزار تومن حقوق و زن و سه تا بچه چکار می تونه بکنه ؟
برنج کیلو ۴۵۰۰ تومن
قند و شکر
اجاره منزل
پودر رختشویی
شیر که از شنبه آزاد می شود
این پول رو به چه زخمی بزنند ؟
خرج دانشگاه هم که سر به فلک میکشه و دانشگاه آزاد فقط یک کارمند میخاد که خرجش رو بده
وضع کارمندان بهتر است ؟
من خودم در بازار کار می کنم.
و مادرم معلم.
به مراتب وضعیتم از مادرم بهتره.
شما هم نفستان از جای گرمی در میاد که
ولی حرف های شما منو یاد صحبت های همکارمون، آقای ابراهیمی می اندازه.
نه بچه، نه اجاره خوه و نه هیچ خرج دیگه ای نداره و میگه حقوق معلم ها بالاست!
از همکارمون که اینطوریه، از بقیه چه گله ؟

محمد شنبه 1 تیر 1387 - 9:20 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

انصافا حقوق معلمین نسبت به کاری که انجام می دهند کافی است. من کارمند بیمارستان هستم و مدرک لیسانس هم دارم. ما که شب و تعطیلات را کشیک می دهیم چه باید بگوییم. حقوق من با اضافه کاری ۳۳۵ هزار تومان است. شما دوست عزیز اگه ما رو ببینید دیگه عجز و لابه نمی کنید. من ساعات غیر کاری را بصورت پاره وقت در آژانس کار می کنم و خدا رو بواسطه نعمت سلامتی شکر می کنم. شما بیشتر از اندازه کارتون پول می گیرید. آقا انصاف داشته باش و کم ناله کن.

كار…ت….ا شنبه 1 تیر 1387 - 12:13 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

زمانی یک رییس اموزش پرورش گفته بود:
“ناودان های طلایی آموزش پرورش برسر معلمین
طلا میریزد” حالا چه شده است که می نالند؟ کارمندی دولت هنوزم شرکت نفت -مخابرات-تا’مین اجتماعی-صنایع
ومعادن-و دوسه جای دیگر

روشن ) يك معلم نيشابوري سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 - 9:23 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
مشکلات ما معلمین بر کسی نیست ز اما دنى نکته
۱ – معلمی شغل نیست که روی حقوقش خیلی حساب کنی.نفسم از جای گرم نمی یاد.اتفاقا از جای سردی میاد.از کوچه باغ های معلمان حق التدریس که ۱۳۵۰۰۰ تومان حقوق ماهانشون است و زن و زندگی و ۲ فرزند.
۲ – خیلی ها هستند مدارک تحصیلی شون از ما کمتر نیست شاید زحمتشون هم بیشتر ولی به اندازه ی ما معلم ها نمی نالند.
۳ – یه کاری نکنیم که منزلت عمومی ما معلم ها به عنوان چهره ها و شخصیت های برتر جامعه خدشه دار بشه.
۴ – خدا کنه که دانش آموزان این ناله های مارا نشنوند .اگر بشنوند بد می شه.
پیامبر که خود معلم زمان است با خدا معامله کرد و جاودانه شد .
البته امیدوارم مسؤولین محترم به خود آیند و رفاه بیشتری را برای همه ی مردم به صورت عادلانه مهیا کنند.
همکار عزیز روزت مبارک
و دوستت دارم.
قربانت
یک معلم از نیشابور