بازتاب یک مطلب من المحمد الحسن الهجرتی
بعد از روزهای پرشور انتخابات و آرامش معنا دار این ایام در شماره آخیر نامه گناباد مقاله ای از دکتر هجرتی چاپ شد که نقل محافل مردمی شد. یادداشت یکی از خبرنگاران گناباد را در این باره بخوانید.
۱ – خارجی
روبروی یکی ازدکه های روزنامه فروشی میدان غدیر ایستاده ام در فاصله زمانی یک ساعت ۵ نفر برای خرید نامه ی گناباد مراجعه می کنند پیرمردی از ماشین پیاده شد یک فقره نامه ی گناباد را می خرد پشت فرمان ماشین می نشیند صفحه آخر را می خواند نفس عمیقی می کشد مابقی نامه را با تمام محتویات با اجازه شما ببخشید گل به روی شما مچاله کرده و از شیشه روانه جدول کنار خیابان می کند. ((در صفحه آخر نامه مطلبی با عنوان ا گر نمی توانی حرف بزنی می توانی که از منبرپایین بیایی خودنمایی می کند.))
این مطلب مثل یک دستگاه خنک کنده آتش درونی پیرمرد را خاموش می کند.
۲ – داخلی
برای تهیه گزارش مسابقات معلمان به باشگاه شهید رجایی می روم . با عده ای از دوستان احوال پرسی می کنم . اولین صحبت حرف نامه گناباد و مطلب آقای هجرتی است . دوستی می گوید: برای شما مزاحمتی ایجاد نشده است گفتم خیر دیگری گفت: به قیافه ی هجرتی نمی خورد که چنین انتقاد بی پروا و جسورانه ای بکند.
دیگری : ای بابا من فکر می کنم از بالا دستور داده اند تا این حرف ها را بنویسد آقای جاسبی قرص محکم پشت قضیه ایستاده است .
دیگری: من درمیتینگ انتخاباتی آقای هجرتی در مصلا بودم کوچکترین انتقادی ازدولت نکرد چطور شد در فاصله کمتز از ۲ ماه تبدیل به یک منتقد دو آتشه شده است .
و دیگری : امروزه انتقاد از دولت یک مد شده است همه می خواهند از قافله منتقدین عقب نمانند.
و … : من فکر می کنم آقای هجرتی استارت تبلیغات انتخاباتی را از همین حالا برای چهار سال دیگر زده است.
و … : هجرتی با ا ین یادداشت دل مردم گناباد را سوخته است که عجب شیری در شهر ما خفته بود و مردم از وجودش غافل و حالا حالاها باید حسرتش را ببرند که چرا وی را به مجلس نفرستادند.
۳ – خارجی باغ ملی درب نامه گناباد
آقای … بازاری معروف نامه ی گناباد دردست به سمت من می آید با صدای بلند می گوید : ای بابا ما هرچه در این شهرستان می ریسیم شما پنبه می کنید این چرت و پرت ها چیست که چاپ می کنید مگر هر حرف و حدیثی باید از شهر ما بلند شود چرا و … و …
۴ – نمی دانم داخلی یا خارجی
داخل مغز نگارنده
انتقاد حداد عادل از احمدی نژاد ، انتقاد مهدوی کنی از دولت ، انتقاد اصلاح طلبا ن از …. یادداشت هجرتی در انتقاد از دولت در مغز من بشدت عبور مرور می کند.
با خود می گویم: واقعا این آقای احمدی نژاد هم چه منتقد و چه حاشیه ای را برای خود رقم زده است فکر یک مصاحبه به کله ام می زند تا جوابگوی این حرف و حدیث ها باشد. خوب چه کسی بهتر از فرماندار شهرمان ، هم سیاسی است و هم مطلع حسن آقا ی جعفری به حسن آذرمهری زنگ می زند خلاصه قرار و مدار گذاشته می شود روز یکشنبه ۲۱/۲/۸۷ ساعت ۸ شب
طرح مصاحبه را تنظیم می کنم در سه بخش
۱- مبانی نظری نظام جمهوری اسلامی ما
۲- انتخابات مجلس هشتم در سطح کشور
۳- قد دولت
مصاحبه انجام می شود از ساعت ۸ تا ۱۲ شب اما دو بخش آن انجام و نقد دولت می ماند برای بعد
۵ – خارجی روستای رهن
همراه آقای حجه الاسلام امیری رییس شورای شهر گناباد در حال خارج شدن از مجموعه فرهنگی ورزشی افتتاح شده هستم . رییس شورا ی شهر می گوید وضع نامه گناباد چطور است گفتم از چه نظر
از نظر فروش و …
گفتم بستگی به مطلب دارد باز هم بحث مطلب هجرتی در می گیرد .
امیری می گوید : این مطلب خودزنی بود نامه گناباد روز بعد دست بردار رئیس جمهور بوده است و این برای وجه ی شهر ما خوب نیست .
گفتم : د ولتمردان که نباید تلافی یک انتقاد را سر مردم یک شهر دربیاورند
گفت آخر لحنش خیلی تندست بهرحال تاثیرگذارست و چون شهر ما سیاسی نیست درج این مطالب به ضرر ماست بعضی از شهرها چون خیلی سیاسی هستند می توانند از این بسترها برای توسعه شهر استفاده کنند اما ما نمی توانیم .
مادر آقای امیری آن طرف تر منتظر ایشان است ایشان را به همین خاطر رها می کنم و روانه گناباد می شوم.
۶ – خارجی
درب منزل شخصی ایستاده ام :
چند نفر با هم کپ می زنند .
مرد میان سال : می دانید آقای هجرتی را گرفته اند و به تهران فرستاده اند .
مرد جوانتر : می گویند او را از استانداری خواسته اند . چند لحظه بعد با ماشین از سر فلکه رد می شوم آقای هجرتی را می بینم که مثل شاخ شمشاد برای شرکت در نماز جمعه به طرف مصلا می رود .
خبرنگار مستقل (S-I)
بر خلاف نظر امیری رییس شورای شهر، شهر ما سیاسی است. حداقل آراء احمدی نژاد در دور اول انتخابات ۸۴ اینرا نشان می دهد. احمدی نژاد در کشور دوم شد و در گناباد چهارم! بماند که اگر الان آن انتخابات دوباره تکرار شود احمدی نژاد آخرین نفر خواهد بود.
هجرتی حرف دل مردم گناباد و ایران را زده.