سربه سر با چراغ موشی گنابادی

دسته: اجتماعي
۱۱ دیدگاه
یکشنبه - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷

 در دیداری که با آقای دکتر حسن خواجه نوری استاد دانشگاه و نویسنده و طنزپرداز قدیمی میهنمان داشتیم، از ایشان خواهش کردیم خود را معرفی کنند و چند اثر از آثار نیم قرن اخیر و جدید خود را برای خوانندگان با ذوق مان به ما بدهند.

 

 

مواظب باش!
 سال ۱۳۸۷ سال موش است
 گفت: سال چیست امسال ای که داری عقل و هوش!
 گفتم امسال است گویا ای برادر سال موش!
 گفت: پس چون در پس دیوار دارد موش گوش!
 «یا سخن سنجیده گوی ای مرد بخرد یا خموش»

 در دیاری که با آقای دکتر حسن خواجه نوری استاد دانشگاه و نویسنده و طنزپرداز قدیمی میهنمان داشتیم، از ایشان خواهش کردیم خود را معرفی کنند و چند اثر از آثار نیم قرن اخیر و جدید خود را برای خوانندگان با ذوق مان به ما بدهند. ایشان با کمال فروتنی فرمودند:

 

 

 با سلام به خوانندگان چیز فهم و نکته دان روزنامه غیرچاخان اعتماد ملی، به عرض می رساند:
 1- در سال ۱۳۱۴ شمسی در گناباد (در ایالت خراسان) متولد شدم.
 2- در سال ۱۳۳۴ دیپلم ادبی گرفتم
 3- در سال ۱۳۳۹ موفق به اخذ لیسانس شدم.
 4- در سال ۱۳۵۱ افتخار کسب دکتری را از دانشگاه تهران پیدا کردم. کارم را با آموزگاری و مدیریت مدرسه در ولایت آغاز کردم و پس از ۵ سال به تهران آمدم و در دبیرستان های علمیه و البرز و علامه دهخدا و مدارس عالی و دانشگاه ها به تدریس پرداختم.
 یکی از نویسندگان هنگام معرفی قهرمان داستانش به اختصار می نویسد: «مشتی حسن ها سرگذشت مفصلی ندارند، به سختی به دنیا می آیند، رنج می کشند و سرانجام گمنام می میرند» و نام من «حسن» است.

چون این مختصر ما را قانع نکرد برای کسب اطلاعات بیشتر به جلد اول کتاب «ظنز سرایان ایران از مشروطه تا انقلاب» که در سال ۱۳۷۰ چاپ و منتشر شده مراجعه و مطالب زیر را از آن نقل کردیم.
 دکتر حسن خواجه نوری استاد دانشگاه، روزنامه نگار، شاعر و نویسنده طنز با نام های مستعار «چر اغ موشی گنابادی»، «ح.خ چراغ موشی»، «ح.خ ابابیل» و «نمکپاش» در سال ۱۳۱۴ شمسی در گناباد متولد شد. دوره ابتدایی و متوسطه را در آن دیار گذراند و پس از پایان تحصیلات دوره لیسانس در سال ۱۳۳۹ به تدریس در دبیرستانه های تهران پرداخت.

 

 فعالیت دانشگاهی:
 دکتر خواجه نوری پس از اخذ درجه دکتری، در دانشگاه ها و مدارس عالی کشور به تدریس منطق، فلسفه و ادبیات فارسی پرداخت و در مدارس عالی پارس، مدرسه عالی شمیران، دانشگاه پلیس، دانشکده افسری و دانشگاه علامه طباطبایی افتخار تدریس داشت.
 او پس از افتتاح دانشگاه آزاد اسلامی از سال ۱۳۶۲ به طور تمام وقت در آن دانشگاه به کار آموزش و تدریس مشغول است.
 فعالیت مطبوعاتی: دکتر خواجه نوری از همان زمان که در خراسان بود با روزنامه های «آتش شرق»، «آفتاب شرق» و «خراسان» همکاری نزدیک و جدی داشت و همزمان برای نشریه فکاهی «توفیق» نیز شعر و مطلب می فرستاد.

 از آنجا که همه نویسندگان و اعضای هیات تحریریه توفیق اسم مستعار داشتند وی نیز که این افتخار را داشت،‌باید نام مستعار بامسمایی برای خود برمی گزید.
 چون درعالم مطبوعات رسم است که نویسندگان توانا را به خورشید تابناک جهان مطبوعات! یا ستارگان درخشان آسمان شعر و ادب! تشبیه می کنند وی با توجه به نام خانوادگی خود که «خواجه نوری» است با نور اندکش نام مستعار «چراغ موشی» را برگزید و از آنجا که به زادگاهش افتخار می کرد کلمه گنابادی را هم به دنبال آن یدک کشید و «چراغ موشی گنابادی» شد تا موقع رفتن برق به خانه ها روشنی بخشد.

 خود او در توفیق هفتگی شماره ۲۷ مهرماه ۱۳۳۸ (یعنی ۴۸ سال قبل) به مناسبت خاموشی های مکرر برق تهران گفته است:
 در خدمت حاضرم
 اهل تهران سلام من به همه
 ای که هستید غرق خاموشی
 گر فتاده است امر برق شما
 به کف حضرت فراموشی
 برسد خدمت شما هر شب
 مخلص بی ریا «چراغ موشی»
 
دکتر خواجه نوری علاوه بر مقالات جدی و علمی و اشعار ظنز نیشدار خود در قلمرو نثر فکاهی نیز به سبک فریدون توللی و «التفاصیل» آثار ارزشمند و خواندنی فراوانی دارد.

 

 

 

 

 
منتخب آثار چراغ موشی گنابادی!

 ایرانیان طبق یک رسم کهن ایام نوروز خانه تکانی می کنند.
 خانه تکانی!
 می تکانی خانه گل را تو در ایام عید
 خانه دل را تکانی در همه ایام ده
 گردگیری می کنی این روزها گر خانه را
 خانه دل را به رفع بد دلی آرام ده

 *
 جوانان برای رفع بیکاری سیگار می کشند!

 کی گره وا می کند…!؟
 ای جوانان وطن قربان کسب و کارتان
 به به از وضع درام آن کت و شلوارتان
 کارتان گشتن پی کار است و آن نامهربان
 می گریزد از شما چون دلبر عیارتان
 نیست اندر قوطی عطار کار از بهر کس
 پر ز حرف و وعده باشد قوطی عطارتان
 عده ای در کار کنکورید و آن سد سدید
 برده رنگ و روشنی از دیده و رخسارتان
 بی جهت سیگار بهر رفع غم ها می کشید
 کی گره وا می کند س


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 2703
برچسب ها:
دیدگاه ها
گناباد تایمز دوشنبه 23 اردیبهشت 1387 - 0:56 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
لطفاً شرایط رو برام ارسال کنید.
و اگه آدرسی از لینک سافت آرشیو دارید نیز بدهید تا با مجموعه بیشتر آشنا شویم
بدرود

شلا دوشنبه 23 اردیبهشت 1387 - 5:11 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
بر خود می بالیم که همشهری جناب خواجه نوری هستیم.
اردتمندیم استاد
طرفدار آثار شما از گذشته تا اکنون اما ای کاش …

ناشناس سه شنبه 24 اردیبهشت 1387 - 8:38 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام وعرض ادب خدمت استاد همه گنابادیها به وجود همچین مشاهیر که اهل دیارمان هستند وگناباد را فراموش نکرده اند افتخار می کنند با ارزو سلامت وسعادت روز افزون برای استاد و خانواده محترم ایشان

gonabad boy سه شنبه 24 اردیبهشت 1387 - 5:29 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از مدیریت سایت که گاهی جسته گریخته گریزی به دنیای ادب و شعرو موسیقی میزنن تشکر می کنم

میترا پنجشنبه 3 شهریور 1390 - 2:59 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای دکتر حسن خواجه نوری فهیم ترین شخصی بودند که من تو بیست و سه سال زندگیم دیدم و فکر نمیکنم به خوبی شما استاد گرانقدر کسی در دانشکده زبانهای خارجه واحد تهران شمال تدریس کنه و من چهار سال در دانشکده زبانهای خارجه درس خوندم اما شما تنها شخصیتی متفاوتی بودید که من تو این دانشکده دیدم در حال حاضر برای زندگی دارم میرم خارج از کشور اما مطمئن باشید که هیچ وقت استاد عزیز و گرانقدری مثل شما رواز دفتر خاطرات ذهنم پاک نمیکنم و همیشه از تجربیات شما بزرگوار نهایت استفاده رو بردم مطمئنا به محض اینکه به ایران برگردم باز هم تو کلاسای فارسی عمومی شرکت میکنم و کلاس شما تنها کلاسی بود که برای آغازش لحظه شماری میکردم و وقتی تموم میشد ناراحت میشدم که امروز هم گذشت و رفت تا یه هفته دیگه با اینکه فارغ التحصیل شدم دوستدار شما م خ !

میترا پنجشنبه 3 شهریور 1390 - 3:19 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با یک دل غمگین به جهان شادی نیست / تا یک ده ویران بود آبادی نیست / تا در همه جهان یکی زندان هست / در هیچ کجای عالم آزادی نیست ! ( م خ)

آشنا یکشنبه 3 مهر 1390 - 10:26 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش میشد مهر ۹۰ شما فارسی پیش را ارائه میدادید

آشنا یکشنبه 14 مهر 1392 - 8:41 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ببخشید فکر نمى کنید باید نام نویسنده ى این اثر رو ذکر کنید؟ خانم مهناز عادلى نویسنده ى این متن درباره ى آقاى دکتر هستند! محض یادآورى ذکر کردم تا بدانید!

فاضله فاضلی نژاد یکشنبه 1 دی 1392 - 1:55 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.من سال ۱۳۷۰ دانشجوی استاد خواجه نوری در دانشگاه ازاد تهران مرکز بودم .هم اکنون با گذشت این همه سال هنوز سخنان استاد وقتی سفرنامه ناصرخسرو راتدریس می کرد تو ذهنم است .امیدوارم سالیان سال سلامت باشند .خدا اسناد مرز آبادی را رحمت کند .عزیزی والا وبسیار سخت گیر بود .در همایش های ادبی همیشه استاد خواجه نوری واستاد مرز آبادی کنار هم بودند.

شمس یکشنبه 10 آبان 1394 - 7:48 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من دانشجوی ایشون بودم، البته رشتم زبان انگلیسیه اما خوب دانشگاه ما افتخار اینو داشت که در خدمت ایشون دروس دروس عمومی رو بگذرونیم

مهرزاد نیکمرام چهارشنبه 8 دی 1395 - 11:46 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

استاد سلام و عرض ادب…حالا هفتاد ساله ام دبیرستان دکتر!!مدرسی شاگرد شما هستم!برقراربشید.