مجلس اصولگرای هفتم نسبت به دولت اصولگرای نهم؛هماهنگ یا تابع

دسته: خط دو خبری , دسته‌بندی نشده
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

…………………بحث رابطه و نسبت مجلس هفتم با اکثریت قاطع اصولگرایان با دولت آقای احمدی نژاد که آن نیز مدعی اصولگرایی است خود به جای خود جالب توجه است و در واقع تاریخچه یی ۳۰ماهه (از آغاز مسوولیت دولت نهم) دارد. پیشتر نمایندگان کارشناس و اقتصاددان مجلس هفتم که همگی در فراکسیون اکثریت با نام اصولگرایان جای داشتند، نسبت به مواضع حمایت گرانه و چشم بسته اکثریت نمایندگان نسبت به رفتار و بینش های مسوولان اجرایی و کوتاه آمدن های نمایندگان در برابر وزیران و مسوولان زیردست آنها انتقاد و اعتراض داشتند و انتقادات شان هم بیشتر متوجه اصولگراهای بانفوذ مجلس هفتم بود، وقتی در برابر اعلام هیات رئیسه و به خصوص شخص رئیس مجلس که رابطه مجلس با دولت را به تعامل دو قوه تقلیل می داد و از نقش نظارتی مربیگری و تفحص که وظیفه نمایندگی است عدول می کرد، قرار گرفتند. در همان آغاز پس از تکمیل کابینه احمدی نژاد یک عده ۸۶ نفری از اصولگرایان اعلام استقلال از فراکسیون اکثریت کرده به عنوان حفظ وظیفه نمایندگی در قالب فراکسیون (وفاق و کارآمدی) اعلام حضور کردند و این در واقع تاوانی بود که فراکسیون اکثریت تحت ریاست نایب رئیس اول مجلس (محمدرضا باهنر) در حمایت بی دریغ و بدون شرط از دولت احمدی نژاد می پرداختند. بعد نمایندگان منتقد از عملکرد مسوولان اجرایی شروع به انتقادهای علنی و اخطارهای آیین نامه یی کردند و این انتقادها به نمایندگان فراکسیون وفاق و کارآمدی نیز سرایت کرد.هنوز از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد یک سال نگذشته بود که برخی از چهره های شاخص کارشناس که در آغاز از حامیان سرسخت دولت بودند به صف منتقدان پیوستند مثل محمد خوش چهره که صریح تر از دیگران عملکرد اقتصادی دولت را به چالش می کشید. ولی هنوز جو عمومی مجلس بیشتر به سنگر دولت احمدی نژاد شباهت داشت تا قوه یی مستقل و ناظر و مراقب. حمایت های بی دریغ اکثریت طرفدار دولت که گهگاه در قالب بیانیه های اعضا انتشار می یافت، سبب شد مسوولان حتی مقامات پایین تر از وزیران، دیگر به نمایندگان مجلس اعتنایی نکنند و در مقابل سوال یا احضار نمایندگان از حضور در مجلس طفره می رفتند و بدین ترتیب شأن و جایگاه نمایندگی و قوه قضائیه بسیار آسیب دید. لذا نمایندگان اعتراضات و انتقادات خود را در قالب تذکرات آیین نامه یی ابراز می کردند و از هیات رئیسه و رئیس مجلس انتظار حمایت و پیگیری داشتند ولی هیات رئیسه به بی اعتنایی خود به این تذکرات هم ادامه داده و در صورت اصرار و پافشاری نماینده به انتقادات خود تحت عنوان آنکه تذکر وارد نیست دستور قطع میکروفن نماینده را می دادند و همین سبب تشنجاتی در جلسه مجلس می شد. به دنبال این گونه تشنجات هیات رئیسه در جلسه خود که ۱۲ نفر بودند، با مصوبه خودشان تذکرات آیین نامه یی نمایندگان را به رویدادهای همان جلسه یا جلسه فعلی محدود کرده و بحث نمایندگان در چالش با مقامات اجرایی و مسوولان دولتی را ممنوع اعلام کردند. اقدامات بعدی نمایندگان نیز تحت عنوان سوال یا استیضاح از مسوولان اجرایی یا وزرا به دلیل حمایت های صریح هیات رئیسه از وزرا به نتیجه مثبتی نرسید و بی اعتنایی و تحقیر وزیران نسبت به نمایندگان سبب ضربه به حیثیت و شأن نمایندگان مجلس می شد. پس از شکست این گونه نمایندگان و استیضاح دو تن از وزرا (وزیر جهاد کشاورزی و آموزش و پرورش)،حمایت و جانبداری هیات رئیسه از دولت به بهانه «تعامل» مجلس با دولت سبب شد ۴۵ نفر از اعضای شاخص و کارشناس فراکسیون اکثریت چون محمد خوش چهره، عماد افروغ، حسن سبحانی و سعید ابوطالب ومدنی و… از آن فراکسیون جدا شده و فراکسیون اصولگرایان مستقل را تشکیل داده و اعلام کردند. بدین ترتیب فراکسیون اصولگرایان معروف به فراکسیون اکثریت به نحو وسیعی کماً و کیفاً کوچک شده ولی فراکسیون اصولگرایان که اکنون دیگر اکثریت نبودند با محوریت رئیس فراکسیون که نایب رئیس اول مجلس و عضو اصلی و گرداننده هیات رئیسه نیز هست بر حمایت بی دریغ و بی چون و چرا از تمام سیاست های دولت آقای احمدی نژاد اعم از اقتصادی، مالی، سیاسی یا فرهنگی و اجتماعی ایستادگی دارند. عده یی دیگر از نمایندگان که هنوز در فراکسیون اصولگرایان عضو بودند تقلیل شأن نمایندگی و وظایف آن را به حامی چشم بسته و دنباله رو دولت برنمی تافتند، رویه استقلال و انتقاد از دولت را در پیش گرفته و به لوایح و پیشنهادات دولت رای منفی دادند. اشتهار مجلس هفتم به حمایت و دنباله روی از دولت و سیاست های احمدی نژاد با نزدیک شدن انتخابات و ضرورت جوابگویی به مردم حوزه انتخابیه آنها مجبور شدند با بازنگری در عملکرد خودشان حساب خود را از فراکسیون اکثریت جدا کرده و اقدام به تاسیس فراکسیون دیگری کنند و آنها توانستند با گفت وگو با بسیاری از اعضای دیگر فراکسیون اصولگرایان آنها را به مواضع خودشان جذب کنند و حدود یک ماه قبل از انتخابات فراکسیون حزب الله را با ۱۲۶ عضو جدا شده از فراکسیون اکثریت تاسیس و اعلام کردند که از رئیس فراکسیون که نایب رئیس اول مجلس است، استقلال دارند. بدین ترتیب با جدا شدن ۸۶ نفر به نام فراکسیون وفاق و کارآمدی و ۴۵ نفر فراکسیون اصولگرایان مستقل و ۱۲۶ نفر فراکسیون حزب الله اکثریت و قدرت فراکسیون اصولگرایان و رئیس آن در مجلس هفتم شکست و بدین ترتیب اکثریت قاطع مجلس هفتم با احتساب نمایندگان اصلاح طلب که اقلیت خوانده می شدند و در مجلس امکان ابراز وجود نداشتند از حمایت دولت نهم استعفا داده و صفت استقلال نمایندگی مردم در نظارت و مر
اقبت از اعمال دولتیان را برای خود حفظ کرده اند. مجلس هفتم متاسفانه دیر به این وضع فعلی رسید زیرا از تاریخ تشکیل فراکسیون حزب الله و شکستن موقعیت فراکسیون اصولگرایان در مجلس هفتم بیش از دو ماه به پایان عمر مجلس هفتم باقی نمانده تا کار قابل ملاحظه یی در نقد و اصلاح دولت نهم در زمینه های اقتصادی سیاسی انجام شود. آن باقی ماندگان در جبهه اصولگرایان نیز باید نام خود را تغییر داده و از اصولگرایی به بنیادگرایی که ویژگی اصلی آنها است تغییر نام دهند. اصولگرا کسی است که به اصول قانون اساسی که میثاق جمهوری اسلامی است پایبند و از سوی دیگر به ارزش های اخلاقی و دینی وفادار باشد. ولی بنیادگرا یا اقتدارگرا به قدرت سیاسی انحصاری می اندیشد و مصالح دینی او تابع مصالح سیاسی و حفظ قدرت است. نهادگرا به هر که چون خود او نیست به دیده دشمن می نگرد و به همین علت نگاهش نسبت به کل جامعه نگاهی اقلیتی است و کلیه حوادث و وقایع را از منظر امنیتی نگاه و تحلیل می کند. چنین بینش و اخلاقی هر چقدر برای خود حقانیت قائل باشد قادر به حفظ وحدت و انسجام درون ملت نیست و عاملی برای خصومت و تفرقه و نفاق بین مردمان شده و جامعه را از وفاق که ضروری حیات آن است دور می سازد. امیدواریم این تجربه و سرنوشت مجلس هفتم و سرانجام آن مایه عبرتی برای نمایندگان مجلس هشتم با هر گرایش سیاسی و مملکتی که باشد، شود.


نوشته شده توسط:people - 520 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 508
برچسب ها:
دیدگاه ها