آب و تنش های اجتماعی سیاسی – مطالعه موردی شهرستان گناباد
آب و تنش های اجتماعی سیاسی – مطالعه موردی شهرستان گناباد
دکتر محمد رضا حافظ نیا – فصل نامه تحقیقات جغرافیایی
آب و تنش های اجتماعی سیاسی
مطالعه موردی شهرستان گناباد
فصل نامه تحقیقات جغرافیایی
دکتر محمد رضا حافظ نیا 

وضعیت بهرهبرداری از منابع آب
آب و تنش های اجتماعی سیاسی
مطالعه موردی شهرستان گناباد
فصل نامه تحقیقات جغرافیایی
دکتر محمد رضا حافظ نیا 

وضعیت بهرهبرداری از منابع آب
نظام تقسیم آب در شهرستان گناباد، سنتی (مدار گردشی) و براساس واحد زمان (فنجان یا ساعت) میباشد. این نظام برای اینکه در منابع مختلف چاه، قنات تعداد سهام و مالکان برابر نیست. سبب گردیده که «مدت مدار گردش آب» تنوع زیادی داشته باشد. از طرف دیگر مصرف آب نیز به ویژه در بخش کشاورزی سنتی (غرقابی) است که سبب میشود راندمان آبیاری پایین و حجم زیادی آب از محل استحصال از منبع قنات و چاه در مسیر انتقال و سپس ورود به پای محصول به هدر رود و از چرقه بهرهبرداری خارج شود. به این ترتیب با وجود کمبود آب در منطقه مورد مطالعه، بازده نحوه بهرهبرداری و مصرف آب راندمان پایین است. که در صورت بهبود روشهای استخراج، انتقال و مصرف، با همین مقدار از آّب میتوان به تقاضای بیشتری پاسخ گفت. در دهه اول پس از انقلاب اسلامی، تردید در کلیه قوانین رژیم سابق و شعارهای آرمانگرایی از جمله قطع وابستگی از بیگانگان و خودکفایی اقتصادی، مستعسکی شد که برخی از افراد فرصت طلب و سودجو به بهانه تولید کشاورزی و خودکفایی اقتصادی کشور مجوز حفر چاه و پمپاژ بیش از ظرفیت سفرههای آب را به دست آورند. برخی از ادارات و سازمانها نیز به اختلاف بر سر بهرهبرداری از سفرههای آب زیرزمینی بین کاخک ـ گناباد، گناباد و روستاهای براگوه، گناباد ـ خضری، گناباد و روستاهای خواف، کاخک و روستاهای نجمآباد برجوک، بجستان ـ ماراندیز، یونسی ـ ماراندیز و مانند آنها بوده است.
با بررسی اجمالی پروندهای دادگستری که در مورد اختلاف آّب و املاک موجود است مشاهده میشود که در خشکسالیها و فصل تابستان، هر سال که دبی منابع آب کاهش یافته و مصارف آب بالا میرود، میزان درگیری و اختلاف بین افراد و گروهها نیز زیادتر میشود.
وضعیت منابع آب در گناباد
مساحت شهرستان گناباد حدود ده هزار کیلومتر مربع یا یک میلیون هکتار برآورد گردیده است. میزان بارندگی متوسط سالانه این شهرستان، با خوشبینی ۱۵۰ میلیمتر در سال برآورد میشود. حجم کل بارشهای سالانه این شهرستان ۵/۱ میلیارد متر مکعب برآورد میگردد. به علت دوری منطقه از دریا که سبب پایین بودن رطوبت نسبی و در نتیجه خشکی هوا میشود و از بالا بودن نسبی میانگین دما که به طور کلی شرایط اقلیمی گرم و خشک را بر منطقه حاکم نموده است میزان تبخیر سالانه در حدود ۳۰۰۰ میلیمتر، یعنی حود ۲۰ برابر میزان بارندگی سالانه است. [۴۵]
توپوگرافی و بافت خاک، کانونهای آبگیر و سطح دشتهای شهرستان به گونهای است که کمتر از بیست درصد از کل نزولات جوی به صورت رواناب موقت (سیلاب) است و یا در زمین نفوذ میکند. به این ترتیب بیش از ۸۰ درصد بارش سالانه به صورت تبخیر، از دسترس خارج میگردد که بالغ بر ۲/۱ میلیارد متر مکعب میباشد، بنابراین میزان کل آب قابل تجدید که عملاً میتواند مهار شود و مورد استفاده قرار میگیرد، حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب برآورد میگردد. از این میزان حدود ۳/۱ (کمتر از ۱۰۰ میلیون متر مکعب) آن، آب جار٠جؘ?ت که اغلب آن به صورت سیلاب به کویرها میریزد و از دسترس خارج میگردد و بقیه که کمی بیس از ۲۰۰ میلیون متر مکعب است، آبهای فرورو را تشکیل میدهد. به علت وجود لایههای رسی ـ نمکی کواترنر در طبقات خاک سطح دشتهای گناباد، به ویژه در مناطق مرکزی و شمالی این دشتها، بیشتر این آبها پس از نفوذ و تشکیل سفرههای آب زیرزمینی، شور و از نظر کیفی در طبقهبندی آبها در ردیف C4S4 پایینترین کیفیت را دارند قرار میگیرد. [۴۶] با این شرایط آّبهای شیرین زیرزمینی قابل تجدید سالانه کمتر از ۱۰۰ میلیون متر مکعب در سطح شهرستان میباشد. این در حالی است که طبق آمار موجود در امور آب ناحیه گناباد در حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب از سفره&
zwnj;های آب زیرزمینی این شهرستان در سال استخراج، میگردد. بنابراین طبق شاخص پایداری آب:
شاخص پایداری آب
شاخص پایداری آب در گناباد
به این ترتیب میبینیم که سه برابر آبهای شیرین تجدید شونده سالانه در سطح این شهرستان از سفرههای آب زیرزمینی پمپاژ و یا از قناتها و چشمهها برداشت میگردد. نتیجه این روند، افت سطح ایستابی و تخلیه سریع سفرههای آب زیرزمینی و همچنین بدتر شدن کیفیت آب شهرستان در آینده میباشد. از سوی دیگر مجموع آبهای قابل تجدید سالانه نفوذی به سفرههای آب زیرزمینی از کل «آبهای تجدید شونده سطح شهرستان حدود ۳/۲ (۲۰۰ میلیون متر مکعب) میباشد و سالانه حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب از سفرههای آب زیرزمینی، سطح شهرستان به سطح زمین پمپاژ میشود. بنابراین همه ساله به نسبت ۲/۳ از کل ذخایر آب زیرزمینی منطقه گناباد همه کاسته میشود و سطح سفرهها را کاهش میدهد. جالب توجه این که چون فقط نیمی از آبهای تزریقی مزبور (۱۰۰ متر مکعب) شیرین است. بنابراین سرعت تخلیه آبهای شیرین و برعکس اینک با توجه به شاخص:
میزان سرانه آب شیرین تجدید شده در سال
میتوان سرانه آبی شهرستان را برآورد نمود:
میزان سرانه آب شیرین تجدید شده در سال
منحنی ۲و۳ میزان افت ایستایی دشت مرکزی گناباد
با توجه به شاخص مربوط و مقایسه آن با شاخص «فالکن مارک» و نیز بانک جهانی، رقم به دست آمده کمتر از ۱۰۰۰ متر مکعب در سال است. بنابراین منطقه گناباد با کمیابی مزمن آب و مشکلات توسعه اقتصادی، بهداشتی و رفاهی روبروست.
بررسی و تحلیل آماری:
از نظر منابع آب، همراه با فصل گرما و قطع بارندگی آبدهی قنوات کاهش مییابد و اضطراب ناشی از آن، احتمال بروز برخورد بین افراد در داخل سکونتگاههای به ویژه سکونتگاههای کشاورزان را افزایش میدهد. همچنین تغییرات آماری هواشناسی نشان از این دارد که آب و هوای منطقه نیز به تدریج تغییر میکند و بارندگی مفید کاهش مییابد و برعکس بر میزان دما و تبخیر افزوده میشود در نتیجه میزان آب قابل تجدید در مجموع کمتر میشود.
از نظر کیفیت آب روند کلی حاکی از آن است که با گذشت سالیان متمادی میزان املاح و شوری آبهای منطقه گناباد به ویژه در چاههای واقع در دشتها به طور نسبی افزایش مییابد.
از نظر مقدار جمعیت از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ تعداد ساکنان شهرستان ۳۳۰۰۰ نفر افزایش یافته و از ۷۰۶۰۰ نفر به ۱۰۳۶۰۰ نفر رسیده است که علاوه بر افزایش کمی تقاضای آب با تغییرات سبک زندگی و ارتقای الگوهای بهداشتی میزان مصرف آب افزایش مییابد (نمودار ۴).
بررسی آماری آب شرب شهر نشان از همبستگی بالا بین افزایش جمعیت و افزایش آب ضرب دارد. از نظر پروندههای دعاوی ثبت شده در دادگستری آمارها حاکی از افزایش این پروندههای در سالهای خشکسالی و نیز ماههای گرم و خشک هر سال (تابستان) میباشد و برعکس در سالهای دارای بارندگی زیاد میزان اختلافات کاهش مییابد (۴۸)
از نظر تلاش افراد برای ثبت قانونی حق مالکیت آب و تصرف قطعی منابع، آمارها حاکی است که با افزایش خشکی و کم آبی تعداد تقاضا برای ثبت مالکیت افزایش مییابد. (۴۹)
در مجموع برای کشف رابطه بین متغیرهای جمعیت، تولید آب شرب، استخراج از منابع میزان بارندگی، تعداد پروندههای دادگستری، و پروندههای تقاضای ثبت مالکیت منابع آب با استفاده از پییرسون رابطه همبستگی برقرار گردید و نتایج زیر حاصل آمد:
با توجه به جدول ۲ ضریب همبستگی بین جمعیت وتولید آب شرب ۹۸۸/۰ محاسبه شده و نشان میدهد این دو متغیر بسیار به هم وابستهاند و افزایش جمعیت سرعت بیشتر تخلیه آب از منابع را به دنبال دارد. از طرفی چون میزان کلی بارشهای جوی یا ورود آّب به منابع معین و محدود است (حدود ۱۵۰ میلیمتر در سال) بنابراین به مرور زمان میزان برداشتیا تخلیه آب از منابع افزایش مییابد، در حالی که تغذیه آب منابع تغییری نمیکند. در نتیجه این فرآیند سهم سرانه سالانه آب هر فرد، سال به سال کاهش مییابد.
از سوی دیگر ضریب همبستگی بین میزان بارندگی و تعداد پروندههای حقوقی موجود در دادگستری و یا تقاضای آب و املاک منفی به دست آمده است و حکایت از رابطه معکوس بین این متغیرها دارد به این معنی که با کاهش بارندگی دعاوی و اختلافها افزایش مییابد و یا در مواقع کم آبی، اهمیت آب بیشتر میشود و رقابت برای تصاحب و تثبیت آن افزایش مییابد و برعکس.
ضریب همبستگی بین میزان بارندگی و تعداد پروندههای دادگستری
محاسبه شده که دارای همبستگی متوسط ولی منفی است (جدول ۴). در مورد رابطه میزان بارندگی با تلاش برای ثبت مالکیت آب نیز ۴۱۵/۰- محاسبه شده که نتیجه، همبستگی منفی ولی نسبتاً ضعیف است و به گونهای میتواند حاکی از کمبود عمومی منابع آب برای به ثبت رساندن آن در منطقه باشد. در واقع چندان منابع آب آزادی وجود ندارد که امکان اقدام برای ثبت آن جهت اهالی فراهم باشد.
در نمودار آمبروترمیک ایستگاه هواشناسی گناباد میزان بارندگی از اردیبهشت تا مهر (فصل گرم) تقریباً هیچ است در حالی که در همین ماهها حداکثر دما و تبخیر وجود دارد و کلیه مصارف آب به شدت بالا میرود.
– نمودار میزان افت سطح ایستایی دشت گناباد حاکی از روند کلی افت سطح ایستایی سفره آب زیرزمینی است. به عبارتی سطح آب چاه از سطح زمین به تدریج کا
هش مییابد و حکایت از بیلان منفی آب نفوذی و استخراجی از سفره آب زیرزمینی این دشت دارد
نظام تقسیم آب در شهرستان گناباد، سنتی (مدار گردشی) و براساس واحد زمان (فنجان یا ساعت) میباشد. این نظام برای اینکه در منابع مختلف چاه، قنات تعداد سهام و مالکان برابر نیست. سبب گردیده که «مدت مدار گردش آب» تنوع زیادی داشته باشد. از طرف دیگر مصرف آب نیز به ویژه در بخش کشاورزی سنتی (غرقابی) است که سبب میشود راندمان آبیاری پایین و حجم زیادی آب از محل استحصال از منبع قنات و چاه در مسیر انتقال و سپس ورود به پای محصول به هدر رود و از چرقه بهرهبرداری خارج شود. به این ترتیب با وجود کمبود آب در منطقه مورد مطالعه، بازده نحوه بهرهبرداری و مصرف آب راندمان پایین است. که در صورت بهبود روشهای استخراج، انتقال و مصرف، با همین مقدار از آّب میتوان به تقاضای بیشتری پاسخ گفت. در دهه اول پس از انقلاب اسلامی، تردید در کلیه قوانین رژیم سابق و شعارهای آرمانگرایی از جمله قطع وابستگی از بیگانگان و خودکفایی اقتصادی، مستعسکی شد که برخی از افراد فرصت طلب و سودجو به بهانه تولید کشاورزی و خودکفایی اقتصادی کشور مجوز حفر چاه و پمپاژ بیش از ظرفیت سفرههای آب را به دست آورند. برخی از ادارات و سازمانها نیز به اختلاف بر سر بهرهبرداری از سفرههای آب زیرزمینی بین کاخک ـ گناباد، گناباد و روستاهای براگوه، گناباد ـ خضری، گناباد و روستاهای خواف، کاخک و روستاهای نجمآباد برجوک، بجستان ـ ماراندیز، یونسی ـ ماراندیز و مانند آنها بوده است.
با بررسی اجمالی پروندهای دادگستری که در مورد اختلاف آّب و املاک موجود است مشاهده میشود که در خشکسالیها و فصل تابستان، هر سال که دبی منابع آب کاهش یافته و مصارف آب بالا میرود، میزان درگیری و اختلاف بین افراد و گروهها نیز زیادتر میشود.
وضعیت منابع آب در گناباد
مساحت شهرستان گناباد حدود ده هزار کیلومتر مربع یا یک میلیون هکتار برآورد گردیده است. میزان بارندگی متوسط سالانه این شهرستان، با خوشبینی ۱۵۰ میلیمتر در سال برآورد میشود. حجم کل بارشهای سالانه این شهرستان ۵/۱ میلیارد متر مکعب برآورد میگردد. به علت دوری منطقه از دریا که سبب پایین بودن رطوبت نسبی و در نتیجه خشکی هوا میشود و از بالا بودن نسبی میانگین دما که به طور کلی شرایط اقلیمی گرم و خشک را بر منطقه حاکم نموده است میزان تبخیر سالانه در حدود ۳۰۰۰ میلیمتر، یعنی حود ۲۰ برابر میزان بارندگی سالانه است. [۴۵]
توپوگرافی و بافت خاک، کانونهای آبگیر و سطح دشتهای شهرستان به گونهای است که کمتر از بیست درصد از کل نزولات جوی به صورت رواناب موقت (سیلاب) است و یا در زمین نفوذ میکند. به این ترتیب بیش از ۸۰ درصد بارش سالانه به صورت تبخیر، از دسترس خارج میگردد که بالغ بر ۲/۱ میلیارد متر مکعب میباشد، بنابراین میزان کل آب قابل تجدید که عملاً میتواند مهار شود و مورد استفاده قرار میگیرد، حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب برآورد میگردد. از این میزان حدود ۳/۱ (کمتر از ۱۰۰ میلیون متر مکعب) آن، آب جار٠جؘ?ت که اغلب آن به صورت سیلاب به کویرها میریزد و از دسترس خارج میگردد و بقیه که کمی بیس از ۲۰۰ میلیون متر مکعب است، آبهای فرورو را تشکیل میدهد. به علت وجود لایههای رسی ـ نمکی کواترنر در طبقات خاک سطح دشتهای گناباد، به ویژه در مناطق مرکزی و شمالی این دشتها، بیشتر این آبها پس از نفوذ و تشکیل سفرههای آب زیرزمینی، شور و از نظر کیفی در طبقهبندی آبها در ردیف C4S4 پایینترین کیفیت را دارند قرار میگیرد. [۴۶] با این شرایط آّبهای شیرین زیرزمینی قابل تجدید سالانه کمتر از ۱۰۰ میلیون متر مکعب در سطح شهرستان میباشد. این در حالی است که طبق آمار موجود در امور آب ناحیه گناباد در حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب از سفره&
zwnj;های آب زیرزمینی این شهرستان در سال استخراج، میگردد. بنابراین طبق شاخص پایداری آب:
شاخص پایداری آب
شاخص پایداری آب در گناباد
به این ترتیب میبینیم که سه برابر آبهای شیرین تجدید شونده سالانه در سطح این شهرستان از سفرههای آب زیرزمینی پمپاژ و یا از قناتها و چشمهها برداشت میگردد. نتیجه این روند، افت سطح ایستابی و تخلیه سریع سفرههای آب زیرزمینی و همچنین بدتر شدن کیفیت آب شهرستان در آینده میباشد. از سوی دیگر مجموع آبهای قابل تجدید سالانه نفوذی به سفرههای آب زیرزمینی از کل «آبهای تجدید شونده سطح شهرستان حدود ۳/۲ (۲۰۰ میلیون متر مکعب) میباشد و سالانه حدود ۳۰۰ میلیون متر مکعب از سفرههای آب زیرزمینی، سطح شهرستان به سطح زمین پمپاژ میشود. بنابراین همه ساله به نسبت ۲/۳ از کل ذخایر آب زیرزمینی منطقه گناباد همه کاسته میشود و سطح سفرهها را کاهش میدهد. جالب توجه این که چون فقط نیمی از آبهای تزریقی مزبور (۱۰۰ متر مکعب) شیرین است. بنابراین سرعت تخلیه آبهای شیرین و برعکس اینک با توجه به شاخص:
میزان سرانه آب شیرین تجدید شده در سال
میتوان سرانه آبی شهرستان را برآورد نمود:
میزان سرانه آب شیرین تجدید شده در سال
منحنی ۲و۳ میزان افت ایستایی دشت مرکزی گناباد
با توجه به شاخص مربوط و مقایسه آن با شاخص «فالکن مارک» و نیز بانک جهانی، رقم به دست آمده کمتر از ۱۰۰۰ متر مکعب در سال است. بنابراین منطقه گناباد با کمیابی مزمن آب و مشکلات توسعه اقتصادی، بهداشتی و رفاهی روبروست.
بررسی و تحلیل آماری:
از نظر منابع آب، همراه با فصل گرما و قطع بارندگی آبدهی قنوات کاهش مییابد و اضطراب ناشی از آن، احتمال بروز برخورد بین افراد در داخل سکونتگاههای به ویژه سکونتگاههای کشاورزان را افزایش میدهد. همچنین تغییرات آماری هواشناسی نشان از این دارد که آب و هوای منطقه نیز به تدریج تغییر میکند و بارندگی مفید کاهش مییابد و برعکس بر میزان دما و تبخیر افزوده میشود در نتیجه میزان آب قابل تجدید در مجموع کمتر میشود.
از نظر کیفیت آب روند کلی حاکی از آن است که با گذشت سالیان متمادی میزان املاح و شوری آبهای منطقه گناباد به ویژه در چاههای واقع در دشتها به طور نسبی افزایش مییابد.
از نظر مقدار جمعیت از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ تعداد ساکنان شهرستان ۳۳۰۰۰ نفر افزایش یافته و از ۷۰۶۰۰ نفر به ۱۰۳۶۰۰ نفر رسیده است که علاوه بر افزایش کمی تقاضای آب با تغییرات سبک زندگی و ارتقای الگوهای بهداشتی میزان مصرف آب افزایش مییابد (نمودار ۴).
بررسی آماری آب شرب شهر نشان از همبستگی بالا بین افزایش جمعیت و افزایش آب ضرب دارد. از نظر پروندههای دعاوی ثبت شده در دادگستری آمارها حاکی از افزایش این پروندههای در سالهای خشکسالی و نیز ماههای گرم و خشک هر سال (تابستان) میباشد و برعکس در سالهای دارای بارندگی زیاد میزان اختلافات کاهش مییابد (۴۸)
از نظر تلاش افراد برای ثبت قانونی حق مالکیت آب و تصرف قطعی منابع، آمارها حاکی است که با افزایش خشکی و کم آبی تعداد تقاضا برای ثبت مالکیت افزایش مییابد. (۴۹)
در مجموع برای کشف رابطه بین متغیرهای جمعیت، تولید آب شرب، استخراج از منابع میزان بارندگی، تعداد پروندههای دادگستری، و پروندههای تقاضای ثبت مالکیت منابع آب با استفاده از پییرسون رابطه همبستگی برقرار گردید و نتایج زیر حاصل آمد:
با توجه به جدول ۲ ضریب همبستگی بین جمعیت وتولید آب شرب ۹۸۸/۰ محاسبه شده و نشان میدهد این دو متغیر بسیار به هم وابستهاند و افزایش جمعیت سرعت بیشتر تخلیه آب از منابع را به دنبال دارد. از طرفی چون میزان کلی بارشهای جوی یا ورود آّب به منابع معین و محدود است (حدود ۱۵۰ میلیمتر در سال) بنابراین به مرور زمان میزان برداشتیا تخلیه آب از منابع افزایش مییابد، در حالی که تغذیه آب منابع تغییری نمیکند. در نتیجه این فرآیند سهم سرانه سالانه آب هر فرد، سال به سال کاهش مییابد.
از سوی دیگر ضریب همبستگی بین میزان بارندگی و تعداد پروندههای حقوقی موجود در دادگستری و یا تقاضای آب و املاک منفی به دست آمده است و حکایت از رابطه معکوس بین این متغیرها دارد به این معنی که با کاهش بارندگی دعاوی و اختلافها افزایش مییابد و یا در مواقع کم آبی، اهمیت آب بیشتر میشود و رقابت برای تصاحب و تثبیت آن افزایش مییابد و برعکس.
ضریب همبستگی بین میزان بارندگی و تعداد پروندههای دادگستری
محاسبه شده که دارای همبستگی متوسط ولی منفی است (جدول ۴). در مورد رابطه میزان بارندگی با تلاش برای ثبت مالکیت آب نیز ۴۱۵/۰- محاسبه شده که نتیجه، همبستگی منفی ولی نسبتاً ضعیف است و به گونهای میتواند حاکی از کمبود عمومی منابع آب برای به ثبت رساندن آن در منطقه باشد. در واقع چندان منابع آب آزادی وجود ندارد که امکان اقدام برای ثبت آن جهت اهالی فراهم باشد.
در نمودار آمبروترمیک ایستگاه هواشناسی گناباد میزان بارندگی از اردیبهشت تا مهر (فصل گرم) تقریباً هیچ است در حالی که در همین ماهها حداکثر دما و تبخیر وجود دارد و کلیه مصارف آب به شدت بالا میرود.
– نمودار میزان افت سطح ایستایی دشت گناباد حاکی از روند کلی افت سطح ایستایی سفره آب زیرزمینی است. به عبارتی سطح آب چاه از سطح زمین به تدریج کا
هش مییابد و حکایت از بیلان منفی آب نفوذی و استخراجی از سفره آب زیرزمینی این دشت دارد
– در نمودار تعداد پروندههای حقوقی ثبت شده در دادگستری گناباد مشاهده میشود که در سالهای آبسال (۱۳۷۶) دعاوی و اختلاف کم شده است در حالی که در خشکسالی که از سال ۱۳۷۷ به بعد اتفاق افتاده و تا سال ۱۳۷۹ ادامه یافته است میزان دعاوی و درگیری بین افراد و گروههای حقیقی و حقوقی افزایش چشمگیر یافته است – نمودار افت سطح ایستآیی نسبت به رشد جمعیت در دهه ۷۰ حکایت از آن دارد که در طول این دهه، ۷ هزار نفر به جمعیت شهرستان گناباد افزوده شده است در حالی که در همین زمان سطح ایستآیی سفرههای آّب زیرزمینی پنج دشت شهرستان (گناباد، گیسور، بجستان، قاسمآباد و عمرانی) به طور متوسط ۵/۲ متر افت نموده یا به عبارتی عمق چاهها در طول ده سال گذشته ۵/۲ متر بیشتر شده است
از سوی دیگر براساس شاخص آستانه کمیابی آب خانم «فالکن مارک» و بانک جهانی نیز شهرستان گناباد دچار مرحله آغازین کمیابی مزمن آب است. بدین معنی که اگر میزان آب شیرین قابل تجدید ۱۰۰ میلیون متر مکعب را بر جمعیت کنونی شهر (۱۰۸۰۰۰نفر) تقسیم کنیم سرانه آبی شهرستان گناباد ۹۲۶ متر مکعب است که کمتر از شاخص کمیابی آب یعنی ۱۰۰۰ متر مکعب میباشد.
همچنین شاخص پایداری آب، برای گناباد حدود ۳ میباشد که سه برابر شاخص نرمال پایداری است.
شاخص پایداری آب
بنابراین ادامه این وضعیت توسعه پایدار و استقرار جمعیت در منطقه را دچار بحران شدید خواهد کرد. البته بین دو شاخص سرانه آب و پایداری ظاهراً نوعی تعارض دیده میشود. وجود شکاف موجود بین دو شاخص نیز سهم توزیع نامتعادل آب و بارش در سح شهرستان و عدم انطباق الگوی پخش بارش و الگوی پخش جمعیت از سویی و نیز بالا بودن ضریب تبخیر آب به ویژه آبهای انتقالی به سطح زمین از سوی دیگر است.
علاوه بر بررسیهای آماری و برقراری رابطه همبستگی بین متغیرها و نیز استفاده از شاخصهای سرانه آب و پایداری، در این تحقیق از روش میدانی و سنجش افکار مردم نیز استفاده شده است. نتایج حاصله از سنجشهای میدانی حاکی از آن است که:
از دید مردم ارزش اجتماعی آب بین ۱۶ تا ۹۰ درصد و ارزش اقتصادی آن نیز بین ۲۰ تا ۹۴ درصد در نوسان است. از نظر فرهنگی مردم خود را تابع جبر طبیعت دانسته و تغییر و تحول آب را سونوشت و قضا و قدر خود میدانند. ولی حاضرند روشهای جدید بهرهبرداری را تجربه کند. مردم علاوه بر نقش اقتصادی، برای آب نقش خدمات رفاهی و تفریحی و زیست محیطی بالایی قایلند. همچنین بیش از ۸۸ درصد پاسخگویی معتقدند که تغییرات منابع آب با بروز بحران و اختلاف در منطقه رابطه دارد (۵۰).
نتیجهگیری
از مجموع بررسیها و مطالعات آماری، میدانی، اسنادی، کتابخانهای و تجزیه و تحلیل به عمل آمد، این نتیجه حاصل میآید که فرضیه تحقیق حاضر در منطقه گناباد مورد تأیید قرار میگیرد. بدین معنی که هر چقدر میزان بارندگی و ذخیرهسازی آب برای نیازهای کشاورزی و شرب افزایش مییابد میزان دعاوی بین مردم و سکونتگاهها کاهش پیدا میکند و اقدامات مردمی برای ثبت و تصاحب منابع آب کمتر میشود. ولی بر عکس با کاهش بارندگی و منابع آب میزان رقابتها و درگیریها افزایش مییابد.
از سوی دیگر به دلیل افزایش جمعیت شهری و نیاز به تأمین آب مطابق استانداردهای شهری فشار بر ذخایر زیرزمینی افزایش مییابد و در نتیجه شاخص پایداری آب در منطقه سه برابر شاخص نرمال است. بنابراین منطقه گناباد در آینده با بحران شدید آب روبرو خواهد شد. شاخص تجدید منابع آب و سرانه آبی نیز حالی از قرار داشتن شهرستان در شرایط کم آبی مزمن میباشد.
بر همین اساس نوعی هوشیاری و رقابت آگاهانه و نامریی بین سکونتگاههای شهری و روستایی برای کنترل منابع آب در دسترس از سویی، و تصاحب و نفوذ منابع دیگران از سوی دیگر وجود دارد که در شرایط خشکسالی و یا اجرای پروژههای آبرسانی از حالت آرامش خارج میشود و به درگیریهای شدید منتهی میگردد.
از عواملی که بر توسعه بحران آب و تنشهای سیاسی ـ اجتماعی منطقه گناباد اثر میگذارند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- نظام سنتی و متنوع تقسیم آب و فقدان مدیریت بهینه کنترل و کاربردی منابع آب منطقه.
۲- نوسان اقلیمی و تکرار خشکسالیها از سویی و کاهش تدریجی سرانه آبی تجدید شونده در منطقه از سوی دیگر.
۳- وجود شکاف زیاد بین تخلیه منابع آبی اعم از موجود و تجدید شونده و منابع تجدید شونده ناشی از بارندگی سالانه.
۴- تجاوز سکونتگاههای شهری به حوزههای روستایی در جریان اجرای پروژههای تأمین آب ناشی از تراکم استقرار روستاییان مهاجرت کرده به شهرها و حتی تجاوز به قلمرو شهرستانهای مجاور نظیر خواف.
– از سویی کاهش منابع آب زیرزمینی نتایج زیر را به همراه داشته است:
۱- توسعه رقابت برای تصاحب منابع محدود تا حد زد و خورد.
۲- کاهش تولیدات کشاورزی و دامی منطقه و مهاجرت روستاییان به شهرها و تخریب سکونتگاههای روستایی به ویژه در حاشیه کویر و بخش بجستان.
از سوی دیگر براساس شاخص آستانه کمیابی آب خانم «فالکن مارک» و بانک جهانی نیز شهرستان گناباد دچار مرحله آغازین کمیابی مزمن آب است. بدین معنی که اگر میزان آب شیرین قابل تجدید ۱۰۰ میلیون متر مکعب را بر جمعیت کنونی شهر (۱۰۸۰۰۰نفر) تقسیم کنیم سرانه آبی شهرستان گناباد ۹۲۶ متر مکعب است که کمتر از شاخص کمیابی آب یعنی ۱۰۰۰ متر مکعب میباشد.
همچنین شاخص پایداری آب، برای گناباد حدود ۳ میباشد که سه برابر شاخص نرمال پایداری است.
شاخص پایداری آب
بنابراین ادامه این وضعیت توسعه پایدار و استقرار جمعیت در منطقه را دچار بحران شدید خواهد کرد. البته بین دو شاخص سرانه آب و پایداری ظاهراً نوعی تعارض دیده میشود. وجود شکاف موجود بین دو شاخص نیز سهم توزیع نامتعادل آب و بارش در سح شهرستان و عدم انطباق الگوی پخش بارش و الگوی پخش جمعیت از سویی و نیز بالا بودن ضریب تبخیر آب به ویژه آبهای انتقالی به سطح زمین از سوی دیگر است.
علاوه بر بررسیهای آماری و برقراری رابطه همبستگی بین متغیرها و نیز استفاده از شاخصهای سرانه آب و پایداری، در این تحقیق از روش میدانی و سنجش افکار مردم نیز استفاده شده است. نتایج حاصله از سنجشهای میدانی حاکی از آن است که:
از دید مردم ارزش اجتماعی آب بین ۱۶ تا ۹۰ درصد و ارزش اقتصادی آن نیز بین ۲۰ تا ۹۴ درصد در نوسان است. از نظر فرهنگی مردم خود را تابع جبر طبیعت دانسته و تغییر و تحول آب را سونوشت و قضا و قدر خود میدانند. ولی حاضرند روشهای جدید بهرهبرداری را تجربه کند. مردم علاوه بر نقش اقتصادی، برای آب نقش خدمات رفاهی و تفریحی و زیست محیطی بالایی قایلند. همچنین بیش از ۸۸ درصد پاسخگویی معتقدند که تغییرات منابع آب با بروز بحران و اختلاف در منطقه رابطه دارد (۵۰).
نتیجهگیری
از مجموع بررسیها و مطالعات آماری، میدانی، اسنادی، کتابخانهای و تجزیه و تحلیل به عمل آمد، این نتیجه حاصل میآید که فرضیه تحقیق حاضر در منطقه گناباد مورد تأیید قرار میگیرد. بدین معنی که هر چقدر میزان بارندگی و ذخیرهسازی آب برای نیازهای کشاورزی و شرب افزایش مییابد میزان دعاوی بین مردم و سکونتگاهها کاهش پیدا میکند و اقدامات مردمی برای ثبت و تصاحب منابع آب کمتر میشود. ولی بر عکس با کاهش بارندگی و منابع آب میزان رقابتها و درگیریها افزایش مییابد.
از سوی دیگر به دلیل افزایش جمعیت شهری و نیاز به تأمین آب مطابق استانداردهای شهری فشار بر ذخایر زیرزمینی افزایش مییابد و در نتیجه شاخص پایداری آب در منطقه سه برابر شاخص نرمال است. بنابراین منطقه گناباد در آینده با بحران شدید آب روبرو خواهد شد. شاخص تجدید منابع آب و سرانه آبی نیز حالی از قرار داشتن شهرستان در شرایط کم آبی مزمن میباشد.
بر همین اساس نوعی هوشیاری و رقابت آگاهانه و نامریی بین سکونتگاههای شهری و روستایی برای کنترل منابع آب در دسترس از سویی، و تصاحب و نفوذ منابع دیگران از سوی دیگر وجود دارد که در شرایط خشکسالی و یا اجرای پروژههای آبرسانی از حالت آرامش خارج میشود و به درگیریهای شدید منتهی میگردد.
از عواملی که بر توسعه بحران آب و تنشهای سیاسی ـ اجتماعی منطقه گناباد اثر میگذارند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- نظام سنتی و متنوع تقسیم آب و فقدان مدیریت بهینه کنترل و کاربردی منابع آب منطقه.
۲- نوسان اقلیمی و تکرار خشکسالیها از سویی و کاهش تدریجی سرانه آبی تجدید شونده در منطقه از سوی دیگر.
۳- وجود شکاف زیاد بین تخلیه منابع آبی اعم از موجود و تجدید شونده و منابع تجدید شونده ناشی از بارندگی سالانه.
۴- تجاوز سکونتگاههای شهری به حوزههای روستایی در جریان اجرای پروژههای تأمین آب ناشی از تراکم استقرار روستاییان مهاجرت کرده به شهرها و حتی تجاوز به قلمرو شهرستانهای مجاور نظیر خواف.
– از سویی کاهش منابع آب زیرزمینی نتایج زیر را به همراه داشته است:
۱- توسعه رقابت برای تصاحب منابع محدود تا حد زد و خورد.
۲- کاهش تولیدات کشاورزی و دامی منطقه و مهاجرت روستاییان به شهرها و تخریب سکونتگاههای روستایی به ویژه در حاشیه کویر و بخش بجستان.
بازدید: 914