بایستههای «نوآوری» و «شکوفایی»
واژه ها مقدسند چون پل ارتباطی انسان هابرای تعامل با یکدیگرند . دردانه هایی که اگر نبودند عالم ما آدم ها به گورستانی خاموش مبدل می شد و اندیشه های ناب ناپیدا می ماند و مجال پرواز نمی یافت .
واژه ها آن قدر دریا دل هستند که گاهی می توان در گستره وجود آن ها توشه سالیان را جا داد و آن را به دل تاریخ پرتاب کرد تا نسل ها و نسل ها از آن بهره بر گیرند و از قدر و قیمت آن هیچ کاسته نگردد . نمونه ها در تاریخ ادبیات جهان از این دست بسیار است که در حوصله این نوشتار نیست .
امسال را مقام معظم رهبری در ذیل دو واژه نو آوری و شکوفایی نام نهادند تا از برکات آن هر روز نوروز باشد .
به این بهانه لازم می دانم درضرورت صیانت از ساحت قدس این کلمات مطالبی بیاورم باشد تا چون سال گذشته که موضوع اتحاد ملی مورد بی مهری هایی واقع شد شاهد حوادثی مشابه و تفسیر و تاویل هایی خود سرانه در این خصوص نباشیم .
با عنایت به این که قران که کلام خداوند است تصریحاتی بر لزوم حفظ جایگاه کلمات و پاسداری از مفاهیم حقیقی آن داشته و مرتکبان تخلف ادبی را نکوهش می کند، تکلیف ما در این عرصه دوچندان می شود تا با روشنگری اجازه ندهیم جریان هایی این کلمات کلیدی و سازنده را از جایگاه آن خارج کرده و در جهت اهداف خود آن را بارگذاری نمایند .
نو شدن و نوآوری و نو ماندن مقوله هایی است که اگر از جامعه ای رخت بربندد، آن اجتماع را می فرساید و گرفتار احتضار کهنگی می کند و چنانچه روح آن در پیکر جامعهای بدمد شادابی و نشاط با خود می آورد و به آن مانایی می بخشد. همان رسالتی که طبیعت در دستور کار کارستان خویش دارد و هر ساله در بهار شاهد عظمت این رویش هستیم .
نوآوری و شکوفایی دو همزاد هستند که یکی بدون دیگری راه به جایی نمی برد. نوآوری بدون شکوفایی سرقت این عنوان است و شکوفایی منهای نوآوری سرابی است فریبنده که هیچ گاه به دست نمی آید .
باید پوست انداخت تا جوانه بدمد و باید جوانه زد تا شکوفا شد . شکوفه بی جوانه محال است و اگر کسی داعیه آن را بکند یقین بدانید گل بی روح و رمق مصنوعی است که می خواهد قالب می کند .جوانه هم بدون نو شدن و پوست انداختن دمل چرکین و کهنه ای است پر از التهاب که اگر سر باز کند بیرون را آلوده می کند و اگر بسته بماند درون را به تحلیل می برد .
هر یک از این دو عنوان شرایطی دارد که باید محقق شود تا هویت حقیقی آن احراز گردد.
نو آوری پیامد بیداری از خواب سنگین زمستانی است . باید بیدار شد تا نو و شکوفا گشت . باید خرقه کهنگی را جسورانه انداخت و جامه نو را شجاعانه بر تن کرد . باید در مرئای آینده ایستاد، دست از ورای خود شست و سر بر آستان بلند ماورا سایید و مائده هایی برای سیر انفس و آفاق خود طلب نمود . با اعتماد به نفس جدار سانسور و خود سانسوری را شکست و صیاد صدف از ژرفای اقیانوس وجود خویش گشت.
جامعه ای که آحاد آن از تعصب کور خود را رها نسازد هرگز نو نمی شود . از جهل و تحجر باید دل کند تا شمس عقل توان طلوع پیدا کند و از افق سر بر آورد . تا خسرو خاور علم عقلانیت بر گستره حیات نزند و لایه های بر هم انباشته و تو در تو و در هم تنیده جمود را نسوزاند و بر تن زندگی قبای نو نور نپوشاند نو آوری و شکوفایی پدیدار نمی شود .
نمی شود جلو آدم ها ایستاد و آن ها را در محیطی بسته و محدود محبوس کرد و همای تفکر را در قفس تنگ تعصب اسیر نمود و تمنای نو آوری هم داشت .
شاید وجه تسمیه سال ۸۷ به نو آوری و شکوفایی شکستن بازار ملال آور خرافه پردازانی است که چشمه هایی از عملکرد زشت آن ها دل بسیاری از بزرگان نظام را آزرد . و الحق در این وانفسا چه هوشیارانه مقام معظم رهبری صلای نو آوری و شکوفایی در دادند تا طلسم جمود بشکند و زمینه برای زدودن قلمرو فرهنگ از عصبیت ها آماده شود . تا رخت نو بر تن تمام عرصه ها از سیاست تا اقتصاد و فرهنگ برود . تا تعامل جایگزین خودرایی و کارشناسی و تکیه بر خورشید تعقل دائرمدار هر طرح و برنامه گردد و یک دندگی و لجاجت که میوه تلخ کهنه گرایی است جای خود را به انصاف و فتوت در گزینش صحیح از سقیم بدهد .
با این آرزو که دو واژه نو آوری و شکوفایی در جایگاه حقیقی خود محترم و محتشم بنشیند، بر تمام عرصه ها نور بپاشد و از دستبرد سارقان مفاهیم سالم بماند سال نو را آغاز می کنیم .
سید حسین طاهری
احسنت بر برادر بجستانی
که جوابی بود بر تفرقه افکنان که خود را حامی ولایت می دانستند
ما مردم گناباد با بجستان مشکلی ند اریم عده ای بودند وهنوز هم هستند و هدفشان