یادداشتی از دکتر آزادمنش
هر دوازده فرهیخته ای که ثبت نام کرده اند چه آنهایی که احراز صلاحیت شده اند و یا نشده اند همه از افراد شایسته و خادم به مردم اند که حضور خود را جهت خدمت بیشتر به جامعه اعلام کرده اند.
انتخابات پیش روی در یک نگاه گذرا
جفا می دانم که به پیشنهاد مدیران محترم سایت نسبت به ارائه مطلبی در مورد انتخابات علی رغم گرفتاری های روزمره پاسخ منفی دهم.چون این جوانان برای زادگاه و دیارمان که مایه فخر همه ماست صادقانه و صمیمانه کار می کنند.
از طرفی در تردید بودم که کاربران محترم سایت اکثرا فرهیختگانی هستند که به دنیای اینترنت دسترسی داشته و کم نیاز به نوشته من می باشند.
کوتاه سخن
انتخابات سرفصل مشارکت مردم و معیار و خط کش قضاوت دنیا درباره نظام سیاسی اجتماعی حاکم در هر جامعه است. نطفه آن در ابتدا در یونان بسته شد و سپس از غرب به شرق راه یافته و حدود صد سال است که در ایران برگزار می شود. افلاطون و ارسطو که مبدع رای گیری برای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود با انتخاب حاکمان بوده اند از همان آغاز بر آن ایراد گرفته اند و رای گیری را نوعی شمارش کلّه ها و نه شمارش مغزها دانستند! جالب است که با علم به این ایراد راهی جز شمارش آرای مساوی پیدا نکرده است!!
اگر این هم نباشد کجا مردم احساس هویت و دخالت در امور اجتماعی و زیستی خود نمایند؟
خوشبختانه این اتفاق بعد از انتقلاب همه ساله در یکی از رخدادهای شورای شهر و روستا،خبرگان رهبری ، رئیس جمهوری، مجلس شورای اسلامی و … طبق قانون اساسی صورت گرفته و داستانی آشنا می باشد.
شاید انتخابات مجلس شورا از همه پرشور تر و نزدیک تر به طبع مردم باشد. زیرا منتخب در دسترس آنها مخصوصا در شهرهای کوچک است.
نماینده شخصی از میان خودشان درد آشنا آگاه به مسائل کشور و جهان و نیاز های رو به تزاید مردم است. او در سه بعد قانون گذاری نظارت و تصویب و پیگیری مصوبات و طرح ها وعده داده و موردتوجه حوزه انتخابی خود ظاهر می شود. نمایندگان کلان شهر ها به مورد سوم کار چندانی ندارند. یعنی فرصت لازم برای طرح های کشوری و حضور در بازی های سیاسی را دارند. زیرا دولت به خاطر رضایت مردم شهرهای بزرگ خود پیگیری می کند و چون نماینده از طریق لیست بالا آمده مردم هم به ایشان مراجعه چندانی ندارند.
مشکلات نمایندگان شهر های کوچک و انتظارات از او بی حد است که در حالی که امکانات یک بخشدار در دسترس او نیست! کسانی که نماینده بوده اند به خوبی این موارد را می شناسند. اما کاندیدا های در راه نمایندگی که همه شان مورد تحسین اند چون جهت خدمتِ بیشتر پا پیش نهاده اند. اگر با علم و اطلاع بیشتری وارد حوزه نمایندگی و رقابت گردند جریان برای خودشان سهل تر و هم تصمیمات آگاهانه تر خواهد گرفت.
(اگر جسارت نباشد)
۱- دانستن حوزه اختیارات نماینده و محدودیت های او حرف اول می زند (کرانه وعده ها را می شناسد) چند باره خواندن قانون اساسی و آیین نامه داخلی مجلس باید تکلیف برای کاندیدا باشد تا وعده های غیر عملی نداده و مردم را نسبت به خود و نظام بدبین نسازد.
۲- نماینده پس از کسب رای اعتماد در مجلس به کلان الله مجید قسم می خورد تا در جهت منافع ملی و مصالح نظام قدم بردارد. از منافع شخصی گروهی و رفاقتی فاصله گیرد. وفاداری به سوگند و کار در جهت رضایت خلق و خالق کار ساده ای نیست بلکه امتحان مشکلی می باشد.
۳- آنهمه هیاهو در مورد حقوق و مزایای نمایندگی غیر واقعی است اساتید دانشگاه و قضات خیلی بیشتر حقوق و مزایا دارند و بعد از نمایندگی هم هیچ گونه ارتباط مالی و دریافتی بین مجلس و نماینده کنار رفته بر قرار نیست.
۴- مسئولیت نمایندگی، روابط خانوادگی و فامیلی و دوستانه را محدود می کند. چون در شهر های کوچک سطح توقعات بالا است اگر کسی یک رای داده نمایندگی فرد را مدیون همان رای دانسته و انتظار استخدام، انتقال ، وام، بخشودگی مالیات و دریافت تسهیلات برای خود یا فرد دیگری دارد. وای به موقعی که برآورده نشود! البته در مورد همه صادق نیست و اگر انجام امور عمومی مثل پیگیری مسئله آب که سی سال او را رنج داده یا تصویب راه و یا گاز و … گفته شود می گوید اینها که برای همه است برای من چه؟!
۵- اگر با کسانی که بیست سال مدیر بوده و تهی از انگیزه اند و یا مدیران سهل انگار و ناکارآمد و بد اخلاق وظیفهنشناس به خاطر استفاده بهینه از امکانات شهر و رضایت مردم برخورد کند تاوان سنگینی باید پس بدهد. چون هر کدام پایگاهی، دوستانی، فامیلی – شهر و روستایی- و جمع وابستگانی به خود دارد. درست است که تغییر و تحولات با هماهنگی فرماندار صورت می گیرد. ولی نماینده نقش اثر بخشی دارد. محرک آن هم تعهد شرعی و قانونی او به رفاه و رضایت مردم می باشد.

در مورد شهر خودمان…
هر دوازده فرهیخته ای که ثبت نام کرده اند چه آنهایی که احراز صلاحیت شده اند و یا نشده اند همه از افراد شایسته و خادم به مردم اند که حضور خود را جهت خدمت بیشتر به جامعه اعلام کرده اند. هر کدام انتخاب گردند بر ایشان آرزوی توفیق داریم اما چنان که می دانید در کشور دو طیف سیاسی بزرگ ( اصولگرایان و اصلاح طلبان) با زیر مجموعه های خود وجود دارند. هر دو مشترکات و تمایزاتی دارند که خارج از بحث است اما قدرت در دست اصولگرایان و حاشیانه نشینی برای اصلاحطلبان است!
در انتخابات پیش رو اگر به اصلاح طلبان فرصت
بیشتر داده می شد فضای رقابتی گرمتر نشاط و شادمانی عمومی بیشتر و چتر انتخابات مردم گسترده تر می شد. بازی فوتبال وقتی دیدن آن لذت بخش است که دو تیم با امکانات برابر در فضایی دور از تنش و تهدید مسابقه دهند. که متاسفانه نه در شهرستان ما بلکه در اکثر حوزه های انتخابیه رقابت در درون یک تیم وجود دارد.
در چنین فضایی شور و نشاط به حداقل تقلیل پیدا می کند و اگر هم با تحریک احساسات قومی و منطقه ای که ماحصل آن کینه و تلخی است بخواهیم انتخابات را شعله ور نماییم ضربه ای بر پیکر وحدت می خورد که بسیار پر هزینه است و یادآور سیر گذشته بیهوده.
در عین حال همه مصمم به شرکت در انتخابات هستیم و در آرزوی شکل گیری احزاب شناسنامه دار سیاسی تا مردم با مطالعه برنامه و استراتژی احزاب به جای مقایسه افراد به برنامه احزاب در جهت حل مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی خرد و کلان کشور رای دهند. ایران چیزی از ترکیه و پاکستان کم ندارد. اکنون هم احزاب رو به رشدی چون مشارکت ، اعتماد ملی ، کارگزاران، موتلفه اسلامی، حزب اسلامی کار، همبستگی و …. وجود دارد. امید است در شهر ما هم این تشکل های سیاسی پایدار گردد.
دکتر آزادی آزادمنش
۱۳۸۶/۱۲/۱۶
تاسف میخورم که از حزب مشارکت به عنوان یک حزب رو به رشد یاد میشود .
همین مشارکتی ها مردم را بیچاره کردند .