دکتر ذبیحی در خانه گناباد
همان علتی که شما را در اینجا جمع کرده من را هم به گناباد کشانده است. این یک تعارف نیست در کشور ما هنوز نورم قانون جای خودش را پیدا نکرده است. ما باید این کار را بکنیم. راه بسیاری است تا ایران فرانسه بشود.
+ زندگی نامه و فایل صوتی سخنرانی
زندگی نامه و معرفی دکتر ذبیحی
قبل از بیان چرایی حضور در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی گزارشی کوتاه از زندگینامه را تقدیم میدارد.
اینجانب محمد ذبیحی متولد ۱۳۳۷ با اتمام دوره ابتدایی در سال ۱۳۵۳ به دلیل آمد و شد خانوادگی و ارادتمندی که پدرم با مرحوم حاج شیخ عباسعلی عفیفی(ره) داشت، تحصیلات حوزوی را در محضر آن عالم پارسا و متقی آغاز و پس از گذشت کمتر از یکسال وارد حوزه علمیه مشهد شدم. در مشهد همپای با دروس حوزوی، درسهای جدید را به طور شبانه پی گرفتم، سال ۵۶ و ۵۷ در پرتو شرایط انقلابی که سراسر کشور را فراگرفته بود فاصلهای در ادامه تحصیل پیش آمد و در این مدت کانون فعالیتهای انقلابی اینجانب شهر کاخک بود و با استقرار نسبی نهادهای انقلاب، شوق و اشتیاق به ادامه تحصیل سرنوشتی دیگر را رقم زد و به قم عزیمت نمودم و با اتمام سطوح عالی حوزه از محضر آیات بزرگوار همچون فاضل لنکرانی، وحید خراسانی، جوادی آملی و… بهره گرفتم و در همین مدت دورههای زبان عربی و انگلیسی را با موفقیت سپری و در سال ۱۳۶۷ ادامه تحصیلات دانشگاهی را دنبال و با اتمام فوق لیسانس پایاننامه این دوره را تحت عنوان «ترجمه انگلیسی مبانی مابعدالطبیعه اخلاق هارتمان» با راهنمایی دکتر احمد احمدی به پایان رساندم و با شرکت در آزمون ورودی دکترای دانشگاه تهران در رشته فلسفه و کلام قبول و رساله دکتری را که «مقایسه دو دیدگاه ابنسینا و صدرا درباره آغاز و فرجام آفرینش (المبدأ و المعاد)» بود با درجه عالی دفاع نمودم.
در هر صورت هرچند تمایلی به نوشتن اینگونه امور نیست، لیکن چون عرصه انتخابات است به پاسداشت حق مردم که باید از تمامی داوطلبان شناختی دقیق داشته باشند در دو بخش اشارهای به سوابق علمی – پژوهشی و اجرایی میکنم.
الف: اجرایی
۱- ریاست تربیت مدرس دانشگاه قم از سال ۷۵، مجموعه یادشده به تصریح بزرگان کشور مجموعهای کمنظیر در عرصه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، استادان آن جزء برجستهترین استادان کشور و دانشآموختگان آن به طور تقریبی در تمامی دانشگاههای کشور اعم از دولتی و آزاد اسلامی از جمله در شهرستان گناباد افتخار خدمت به دین و فرهنگ دارند.
۲- قائم مقام دانشگاه قم
۳- معاون فرهنگی دانشگاه
۴- نماینده تامالاختیار دانشگاه در وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری
۵- عضویت در شورای دانشگاه از ابتدای تشکیل شورا در دانشگاه تاکنون
۶- عضویت در کمیته تخصصی تعیین سرفصلهای دروس معارف اسلامی تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی.
۷- عضو هیأت موسس مرکز مطالعات ادیان و مذاهب
۸- مدیریت انتشارات دانشگاه از سال ۷۹ به بعد
۹- مدیر مسئول مجله علمی – پژوهشی دانشگاه از سال ۸۰ به بعد
۱۰- مدیر گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشکده آموزشهای الکترونیک
۱۱- سرپرست مرکز تحقیقات علوم اسلامی دانشگاه
ب: علمی – پژوهشی
۱- تدریس در دانشگاههای تهران و قم و… از سال ۷۱ تاکنون
۲- راهنمایی، مشاوره و نظارت علمی بر بیش از یکصد پایاننامه دکتری و فوق لیسانس
۳- شرکت در دو کنفرانس بین المللی همراه با ارائه مقاله
۴- شرکت در کنفرانس اسماء پیرامون اصلاح کتابهای متنی درس همراه با ارائه مقاله
۵- تدوین پروژه تحقیقی تطبیقی بین دیدگاه دو فیلسوف بزرگ ابنسینا در دنیای اسلام و فیلسوف بزرگ مسیحی، توماس آکوینی
۶- دریافت امتیاز فرصت مطالعاتی و اعزام به انگلستان، دستاورد این سفر که نزدیک به یک سال طول کشید افزون بر کسب تجربه مدیریتی و انجام پروژه علمی حضور فعالانه در شهرهای بزرگ انگلیس بود، از جمله مرکز اسلامی لندن، کالج لندن، منچستر، کلاسکو، نیوکاسل، بلک برن، درهام، برادفورد و… در تمامی این شهرها ضمن ارائه دیدگاهها با برخی از فعالان عرصههای سیاسی اجتماعی و تجاری مقیم این شهرها گفتگو و حاصل این گفتمانها در مجموعهای تحت عنوان «سوغات منچستر» تدوین گردیده است که امید دارد در فرصت مناسب منتشر شود.
۷- استاد نمونه دانشگاه درسال ۸۰
۸- پژوهشگر نمونه دانشگاه در سال ۸۰
۹- تحقیق، تصحیح همراه با مقدمه، دو جلد کتاب المبدأ و المعاد (چاپ بنیاد صدرا)
۱۰- ترجمه و شرح بخش نخست کتاب المبدأ و المعاد ملاصدرا (چاپ دانشگاه قم)
۱۱- فلسفه مشاء با تکیه بر اهم آراء ابنسینا، این کتاب برای تدریس در دوره کارشناسی ارشد فلسفه غرب توسط انتشارات سمت چاپ و منتشر شده است.
۱۲- چاپ دو مقاله علمی – ترویجی.
۱۳- چاپ و انتشار حدود ۸ مقاله علمی – پژوهشی در مجلات علمی – پژوهشی دانشگاههای اصفهان، شیراز، قم و انجمن معارف اسلامی
۱۴- مقاله منتشر شده در کتاب مفاخر شهرستان گناباد
۱۵- پروژه تحقیقی درباره داوریهای سهروردی با ابنسینا (در دست انتشار)

سخنرانی در جلسه خانه گناباد
بسم الله الرحمن الرحیم
برای بنده افتخار است که در محضر استادان بزرگواری حضور یافتم
سخنان جناب پروفسور پاک
دامن جناب آقای پروین و جناب آقای دکتر نوری من را وادار کرد که یک اشاره ای به آنها بنمایم و در نهایت حرفم را به گناباد پیوند بزنم.
سخنانی که گفته شد در مورد ایران و تمدن ایرانی جای انکار نیست. بنده برای اولین بار که تخت جمشید را دیدم بسیار جستجو کردم که چه شده و چگونه بنا شده. خدمت دکتر شهیدی رسیدم که یادش گرامی باد و سالها کنار او درس خوانده بودم و به دکتر اعوانی که ارادت خاصی به او دارم. همگی در این ابهام بودند و خلاصه سخن این بزرگان این بود که تمدن بزرگ در ایران حکومت می کرده که منقرش شده است.
آنچه امروز در شهر سوخته زابل کشف شده نمونه دیگری است که چند هزار سال قبل درایران معاینات پزشکی بوده و اما الان چه شده؟
اما ابن سینا چون من تخصصم ابن سینا است در دفاع از او می گویم بنده تز دکترا دیدگاه ابن سینا و صدرا بوده درباره آغاز و انجام آفرینش، تحقیقی در وجود شناسی، در باره او و توماس آکوینی انجام دادم و جالب اینکه در جلسه فارغ التحصیلی در انگلیس که شرکت کرده بودم لباس مخصوص ابن سینا لباس فارغ التحصیلی انگلیس است.
ابن سینا فراوان نیست شان ابن سینا را پایین نیاور یم. ابن سینا متصل با عقل فعال شده و او اعجوبه دهر است. این گونه قیاس نکنیم به آقای دکتر پاکدامن هم عرض کردم شما نه تنها افتخار گناباد بلکه افتخار ایران و جهانید ولی در عین حال فاصله بین این شخصیت ها خلط مبحث نکند. چنانچه پروین هم در نوع خود بی نظیر است. کتاب او دایره المعارف فلسفه اجتماع است. و خود ما که مجری برگزاری دکتری هستیم از پنج رشته در دو رشته کتاب ابن خلدون با اتکای ترجمه پروین مبنای کار ماست. این ها همه از افتخارات ماست یاد آنها گرامی و نام آنها سرزنده باد.
و اما خودم…
بنده فارغ التحصیل دانشگاه تهران هستم. تالیفاتم بیشتر در حوزه ابن سینا است. آخرین کتابم فلسفه مشاء با تکیه بر آرای ابن سینا است. این کتاب را سمت برای دانشجویان کارشناسی ارشد چاپ کرده است. حتماً اهل خبره می دانند سمت براحتی کتاب را چاپ نمی کند. یک سری مقالات پژوهشی که نوشته ام که حدود ده مقاله می شود همه پیرامون دیدگاههای ابن سینا است از عنایت، وجودشناسی و سایر مباحثی که در وب سایتم منتشر خواهد گردید.
اما چرا به صحنه انتخابات وارد شدم. هیچ علاقه ای شخصاً به این عرصه نداشتم و خوش ندارم الفاظی مانند تکلیف شرعی و دینی را بکار ببرم. همان علتی که شما را در اینجا جمع کرده من را هم به گناباد کشانده است. این یک تعارفی نیست در کشور ما هنوز نورم قانون جای خودش را پیدا نکرده است. ما باید این کار را بکنیم. راه بسیاری است تا ایران فرانسه بشود. آنها ۱۳۰ سال قبل قانون تصویب کردند که آب دهان بیرون انداختن جرم است. امروز فرانسه به دموکراسی رسیده است. ما نمی گوییم یک شبه تغییر کنیم. ولی بزرگان گنابادی به داد گناباد برسید.
کافی است برای یک بار بروید فلکه مند در جاده سنتو ۵۰ متر آن طرفتر به شهرک تلاش یک سر بزنید. والله انسان خجالت می کشد آنجا اسم گناباد بیاورد. ما امروز قطار می خواهیم سوار شویم باید برویم تربت، هواپیما باید برویم بیرجند. شهر ما نقطه زلزله خیز است. فرودگاه اضطراری جزو ضروریات منطقه ما است و نشده است. قصد توهین به هیچ کس ندارم و دست همه نمایندگان قبلی و فعلی را می بوسم. شهری که قدمتی به اندازه مادها دارد ما از این ظرفیت ها استفاده نکردیم. من در این مسیر آمده ام تا دو کار بشود آن شکی که باید، به شهر وارد شود تا حرکتی نو آغاز گردد.

در گناباد یک گروه بی شناسنامه از روز اول در جلسات محفلی، مدیران سیاسی و مذهبی را تعیین کردند واین خط سیر امیدوارم در این انتخابات شکسته شود. برنامه من دو محور کل دارد. سیاست و فرهنگ، تجارت و صنعت.
در حوزه فرهنگ پیشنهاد من این است که یک باشگاه فکری درست کنیم از نمایندگان گروههای مختلف که با شناسنامه حرف بزنند. چرا باید یک گروه بنشینند و تصمیم بگیرند. شهر متعلق به همه است.
زعفران محصول استراتژیک ما است که باید توجه خاصی به آن بکنیم. شهر ما در سال ۱۳۱۶ در اولین تقسیمات کشوری جزو ۶۰ شهر مطرح کشور بوده است. اما امروز سخت ترین شرایط را گناباد می گذراند. بنده این سخن را با رایزنی های مختلف و مشورت های گوناگون در سطح شهرستان کسب کرده ام. یک نمونه اش دکتر روحانی پزشک است. من روز تاسوعا دو ساعت با او صحبت کردم، او اصرار داشت بیشتر با هم گفتگو کنیم. دکتر روحانی ۵۰ سال سابقه پزشکی در گناباد و وفاداری به مردم گناباد را دارد. او معتقد است که گناباد ما عقب افتاده است.
میخ های قطار راه آهن گناباد در زمان شاه از پشت قوژد زده شده است. فرودگاه گناباد در زمان ثقفی فرماندار شاه بودجه گرفته است و ما نتوانسته ایم از این ها استفاده کنیم بگذارید دو مورد از اتفاقات اخیر را بگویم. آقایان پزشک هم در جلسه هستند و نظر بدهند. ما با شهر مجاور در ۲۰ سال پیش مجوز بیمارستان گرفتیم. بیرجند در دی ماه گرفته است و ما همان سال در اردیبهشت. اما اکنون آنها در حد تخصصی پزشکی هستند و ما هنوز در حد خدمات پزشکی. این فاصله گناباد و بیرجند است. تعصب نداشته باشیم. من نمی گویم فلان شهر پیشرفت نکند و ما بکنیم. این اندیشه محکوم به نابودی است. اما ما مدتی شهرمان را در حساسیت ها
دکتر ذبیحی تنها کاندیدایی بود که از خارج از تهران خودشون رو به جلسه رسوندند و این نشانگر جدیت و پیگیری ایشون است و توجهی که به نخبگان دارند.