موزه مردم شناسی

طلبه هایی که دوره قاجار در مدرسه نجومیه درس می خواندند هیچ وقت فکر نمی کردند مجسمه هایی هم اندازه خودشان در حجره ها جا خوش کنند…
.
در زیباترین کوچه شهرستان که توسط دیوار مسجد جامع شهر و مدرسه نجویمه محاصره شده است. در چوبی قدیمی زیبایی ورودی موزه مردم شناسی شهرستان است. این مدرسه که خود به تنهایی کشش جذب بسیاری از فرهنگ دوستان را دارد محل امنی برای خودنمایی فرهنگ بومی مردم گناباد شده است.
درون هر اتاق منظره ای از یک شغل یا فعالیت اقتصادی فرهنگی خانواده هایی است که دیگر این روزها فقط خاطره هاشان بجاست.
برگ هایی از دفتر زندگی که باید در اشک چشمان پیرانی یافت که با فرزندانشان سری به این مکان می زنند و یا فقط با تورقی در اشعار فیاضی است که می توان نوعی ارتباط مثبت با آجرها، آدم ها، و ابزار قدیمی موزه یافت.
راهروی ورودی را که نشانه ی احترام بر اندرونی هر خانه ایست به سرعت طی می کنیم و با تجدید نفسی به حیاط بزرگ مدرسه وارد می شویم. از توی حیاط ،ایوان مسجد جامع هم نمایان است. کف مدرسه با آجر فرش شده است. دور تا دور مدرسه اتاق است و هر اتاقی برشی از زندگی . ایوان مدرسه هم بی نصیب نمانده است. و شاید ناب ترین قسمت همان جا باشد. چرخ چاه و مردی که مغنی است و بی توجه به مردمی که او را می بینند و گاهگاهی کنارش عکس می گیرند حواسش به طناب است که از دستش رها نشود !
خراس، سفره عقد، تنور نان، دارقالی، آهنگری، عطاری، کوزه گری و …
بیننده ای می گفت : مردان سبیل کلفت با موهای مجعد و زنان زیبا روی دماغ قلمی از مردم ما نیستند. دیگری لبخند زد و گفت : نترس ، سبیل ها ایدئولوژیک نیست !
به نظر در میان این همه سمبل ها فقط جای صاحبان اصلی خانه خالی است. طلبه هایی که با نور زرد چراغ و دود سیاهش تبصره علامه خواندند و شرح لمعه شهید را مباحثه کردند.
مسلما هر چه گوییم نمی توانیم مزه نگریستند را به کام بریزیم. پس خود ببینید آنچه هنرمندان شهر به یادگار گذاشتند.

با تشکر از مهدی ذوالفقاری












از اقای ذوالفقاری تشکر فراوان میشود که با قلم زیبایش سابقه دیرینه شهرستان گنابا د را بیان نموده است