از ملازاده تا مــدنــی (قسمت سوم)
ایجاد ترس، رعب و وحشت – ریزش نیروها
در ادامه بررسی اجمالی بر روند هفت دوره مجلس شورای اسلامی و نمایندگان شهرستان در این جایگاه با دو نوع رویکرد دیگر روبرو می شویم .
ایجاد ترس، رعب و وحشت – ریزش نیروها
– ایجاد ترس، رعب و وحشت:
مردم گناباد از سالیان دور مردمی مصلحتاندیش بودهاند ولی هیچگاه زیر بار ظلم هم نرفتهاند در دورهی آقای ملازاده بدلیل جو ابتدای انقلاب و اقدامات انقلابی آن زمان جو انتقاد زیاد مطرح نبوده و نور امیدی برای بهبود اوضاع در دل مردم روشن شده بود. در چهار دورهی بعدی هرچه به آخر دورهی آقای مهدیزاده نزدیک شدیم فضای گناباد متأثر از فضای کل کشور در انحصار یک جناح خاص قرار گرفت اما باز هم مردم جرأت انتقاد داشتند و در شبنشینیها و محافل دوستانه بحثهای داغ سیاسی و اظهارنظر راجع به مسایل شهرستان شکل میگرفت وحتی در سطح دانشآموزان و مدارس بحثهای مختلف صورت میپذیرفت و کسی ترس از اظهار عقیده و نظر خود نداشت.
در دورهی ششم فضای سیاسی کمی بازتر شد و مردم گناباد راحتتر از گذشته انتقاد میکردند و با منتقد برخورد شدید نمیشد و در این دوران شاهد اوج فعالیت نامهی گناباد و روزنامههای محلی در سایر شهرستانها بودیم. اما در دورهی هفتم مجلس شورای اسلامی در گناباد، شاهد بیاعتنایی مردم نسبت به حق و مظلومیت اهل آن و گرایش به سمت چاپلوسی و طاووس صفتی بوده و حذف نیروهای منتقد و حذف رقیب به شکلهای مختلف ا ز آثار این دوره در گناباد بوده است، به طوری که برخی رقبای احتمالی نماینده جرأت اظهار نظر نداشته و به گوشهنشینی روی آوردند.
ریزش نیــروها:
در دورهی اول مجلس تنها عامل ریزش نیروها در سطح شهرستان ضدیت با اسلام و انقلاب یا وابستگی به احزاب و گروهکهای منحرف بود و آقای ملازاده وارد برخوردهای شخصی نشد، هرچند جرأت یافتن برخیها در تغییر نام برخی از اماکن و موقوفات و خیابانها شکافی را در گناباد ایجاد کرده که هنوز کسی نتوانسته این معضل را حل کنــد.
در چهار دورهی بعدی نیز آقای مهدیزاده عاملی را برای ریزش نیروها جستجو نکرده و ملاک طرد افراد همان ضدیت با نظام بود. در دورهی آقای آزادمنش فضای سیاسی کشور حتی پذیرای طیف مخالف هم شد، هر چند در گناباد بدلیل مذهبی بودن مردم شهرستان چهرههای متعادل رشد یافتند اما بهر حال دایره خودیها کمی وسیعتر شد و گاهی غیر خودی نیز در این دایره نفوذ کرد و عناصر حزباللهی در این دوره تحت فشار بودند و سختیهای خاصی را متحمل شدند.
در دورهی هفتم آقای مدنی در جمع دانشجویان تعریف جدیدی از ریزش نیروها ارائه داد و اعلام کرد ریزش نیروها در شرایط مختلف صورت میپذیرد از جمله تضاد در اهداف، تضاد در اولویتها، تضاد در برنامهریزی، تضاد در مراحل اجرا و غیره از این رو در این دوره شاهد حذف بسیاری از نیروهای توانمند، خوشسابقه از سطح مدیریتهای شهرستان و سطوح غیر مدیریتی بوده که میتوان به اسم از آنها نام برد. حال باید پرسید کدام مدیر میتواند ادعا کند که باید نیروهایی در اطراف او باشند که در تمام مراحل برنامهریزی، تعیین اولویتها، مراحل اجرا با او همسو باشند. آیا چنین امری امکان دارد؟ طبیعی است که امکانپذیر نیست و ماحصل این امر طبیعی موجب کنار زده شدن بسیاری از افراد بوده که جای تأمل است.
مهندس مجید دانا
کما کان منتظر روز انتخاب نمایندگان مجلس می باشم تا ببینم این مردم این بار چه گلی بر سر خود می زنند!!!!!!
به امید گنابادی آباد