برای جمعه ۱۶ آذر

روز دمپایی ، جزوه ، رکابی، گیتار،تحصن، بی خیالی ،غذای سوخته، کافور، ریش بزی، اعتراض، عشق خاموش و هزار جور حرف و حدیث دیگه بر بعضی ها مبارک!
نمی دانم با شنیدن کلمه تخیلی دانشجو یاد چی می افتید. اصلا این کلمه یعنی هرمونتیک جوانی! هر کسی توی شهر یک برداشتی دارد که سرش بره نظرش درباره دانشجو جماعت همون است که گفته. .ممد آقا سوپری سر کوچه می گه دانشجو یعنی پول مفت بابا. خرج کن و عشق کن و برو . دانشجو یعنی پرفسور حسابی ، انیشتن این حرف خر خوان های میز جلوی سوم دبیرستان بود . دانشجو یعنی چهار سال الافی ،تلفن بازی با پری و زری و…. بعضی وقت ها هم یعنی پز و قیافه ننه بابا جلوی فامیل .برای بعضی ها هم یعنی فقط شوهر!!!
توی شهر ما دانشجو یعنی خسته از توی خوابگاه . بیکار و الاف توی خیابان ها پلاس و دم باغ ملی نشستن و تخمه خوردن. شایدم بی حیایی ، چشم سفیدی!
می گویند روشنفکر ایرانی اصلا مردم را نمی فهمد. به خاطر همین هم است که هیچ وقت نمی تواند بفهمد مردم به کی رای می دادند و کی از توی صندوق ها در می آید.
داشجویای شهر ما چقدر شبیه مردمند؟ چرا باید دانشجو این قدر با مردم فرق کند. به خوبی و بدی اش کاری ندارم ولی همین مانتو را مثلا ببینیم. فقط باعث شده یک دیواری بین دانشجو ها و مردم شهر و حتی جوان های بومی با غیر بومی کشیده بشه. والا ! دروغ می گم؟
بی خیال .تـو خوبی؟ از خوابگاه چه خبر ؟ فردا نوبت کیه بره نان بگیرد؟ اتاق مثل همیشه کثیف است. نوارها را جمع کن امشب مهمان غریبه داریم. اون عکس … از دیوار بکن آبرومون رفت. پاشو فعلا بریم خیابان یک کم بگردیم . بعدشم بریم صف گاز آخه بادموم خالی شده. هیچی مثل این حال گیری نیست که روز دانشجو بیافتد روز جمعه. نتونیم چهار تا شعار بدیم ،شلوغ کنیم .حداقل دلمون خالی شه. بسه حرف مفت بسه! آقا ، خانم دانشجو، ختم کلام ، روزت مبارک
والا هیچ هدفی از زدن این عکس ها تبود غیر از لبخند برای لبان شما



ترم زندگیتان ، بی مشروطی
لحظات زندگیتان ، همیشه پاس
سایه حذف پزشکی ، از زندگیتان دور
و معدل شادیهایتان همیشه الف باد..