چگونه یک گنابادی میلیاردر شد !!

دسته: دسته‌بندی نشده
۲ دیدگاه
سه شنبه - ۱۲ تیر ۱۳۸۶

                                                    همیشه امید هست !


هم میهن گناباد
نمی‌دانم چرا ما ایرانی‌ها همیشه می‌خواهیم ثابت کنیم که میلیاردرها پولشان را از راه‌های سالم به دست نیاورده‌اند. حتما شنیده‌اید که می‌گویند: طرف تا دیروز چیزی نداشت، اما امروز میلیاردر شده است.

 با حقوق کارمندی که کسی میلیاردر نمی‌شود. یا می‌گویند: «یارو زرنگ بود. بار خودش را بست.» زجرآور است که مردم به این راحتی در مورد دارایی و ثروت افراد صحبت می‌کنند بدون اینکه بدانند آنها چقدر وقت و انرژی صرف تولید ثروت کرده‌اند.
ما ایرانی‌ها در این مورد از ضعفی فرهنگی رنج می‌بریم که ریشه در راحت‌طلبی ما دارد.

 دوستی دارم که در سال‌های نه‌چندان دور، دور میدان قزوین می‌ایستاده است تا او را به عنوان خمیرگیر نانوایی استخدام کنند. «محمود بابایی» که در اصل گنابادی است، روزگاری به هوای کسب درآمد و استفاده از فرصت‌های پایتخت، در قالب یک جوان مهاجر، ترک وطن می‌کند ….

….و پس از تحمل چند ماه آوارگی و بی‌خانمانی، به عنوان کارگر خمیرگیر نانوایی، وارد بازار کار می‌شود.  
 

چند ماه پس از کار در نانوایی‌های مختلف تهران، در یک نانوایی کوچک در حاشیه جنوب تهران به کار مشغول می‌شود. محمود می‌گوید: «شب‌ها در همان نانوایی می‌خوابیدم و روزها کار می‌کردم. نزدیکی‌های نانوایی، کشتارگاهی بود که می‌گفتند غیربهداشتی است اما با این حال در آن گاوها و گوسفندهای زیادی ذبح می‌شد.»

محمود بابایی که آدم کنجکاوی است، متوجه می‌شود که قصاب‌ها، روده و معده و نرینگی گاوها و گوسفندها را دور می‌ریزند، اما هر روز وانت‌باری می‌آید و همه دورریختنی‌های کشتارگاه را با خود می‌برد. خمیرگیر جوان نانوایی کنجکاو می‌شود و می‌خواهد بداند، دورریختنی‌های کشتارگاه به کجا برده می‌شود. به این ترتیب، او یک روز وانت‌بار را تعقیب می‌کند و متوجه می‌شود که روده‌ها و بیضه‌های دورریخته شده در سردخانه‌ای جمع‌آوری می‌شود.

 دوست ما نزدیک‌تر می‌رود متوجه می‌شود که افراد زیادی هستند که هر روز، دورریختنی‌های گاوها و گوسفندها را از کشتارگاه‌های مختلف جمع‌آوری می‌کنند و به سردخانه می‌آورند و بعد در مقابل، پول خوبی از مدیر سردخانه دریافت می‌کنند. محمود متوجه می‌شود که این کار صرفه اقتصادی قابل‌توجهی دارد.

 رانندگان وانت‌بارها بدون اینکه پولی پرداخت کنند، مواد دورریختنی گاوها و گوسفندها را بار می‌زنند و چند ساعت بعد آنها را به یک سردخانه می‌فروشند. برای کارگر جوان نانوایی این نکته اهمیت دارد که بداند روده‌ها و بیضه‌های دورریخته شده، پس از تحویل به سردخانه چه سرنوشتی پیدا می‌کنند.

 به همین دلیل او تحقیق می‌کند و متوجه می‌شود که دورریختنی‌های دام‌ها و طیور، پس از اینکه به طور کامل تمیز شد، نمک‌سوده و ضدعفونی شده و پس از آن به کشورهای آسیایی جنوبی شرقی و چین صادر می‌شود. این موضوع برای کارگر جوان نانوایی بسیار جالب‌توجه و درخور تفکر قلمداد می‌شود و او پس از مدت‌ها فکر و اندیشه، تصمیم می‌گیرد کار در نانوایی را رها کند و وارد کاری شود که بسیار بدبو و پردردسر است.

 او با تلاش زیاد، در ابتدای کار وانت‌بار کوچکی می‌خرد و پس از هفته‌ها تحقیق موفق می‌شود کشتارگاهی پیدا کند که روده‌ها و بیضه‌ها و نرینگی دام‌هایش را دور می‌ریزد. او با صاحبان کشتارگاه صحبت می‌کند و آنها را متقاعد می‌کند که اجازه بدهند او، دورریختنی‌ها را از کشتارگاه دور کند و به این ترتیب، محمود بابایی وارد کاری می‌شود که بدبو، کثیف و دردسرساز است. پس از مدتی، او موفق می‌شود به سرمایه‌ای دست پیدا کند که پیش از آن دسترسی به آن خیلی سخت بود.

 مدتی بعد، او چند وانت‌بار می‌خرد و چند راننده استخدام می‌کند تا دورریختنی‌های کشتارگاه‌های اطراف تهران را برایش جمع‌آوری کنند. به این ترتیب او سردخانه‌ای احداث می‌کند و موفق می‌شود یک پایانه صادراتی برای فروش روده، معده، بیضه، نرینگی و دیگر دورریختنی‌های دام‌ها و طیور ایجاد کند.

 به این ترتیب جوان فقیر گنابادی موفق می‌شود در عرض پنج سال‌، از بدبوترین و کثیف‌ترین شغل دنیا، پول و ثروت تولید کند. موادی که او موفق می‌شود به چین و دیگر کشورهای آسیای جنوب شرقی صادر کند، در حقیقت ضایعات ذبح شرعی دام و طیور در ایران است که هیچ ارزش اقتصادی ندارد، اما چینی‌ها از این مواد استفاده‌های دارویی، خوراکی و صنعتی می‌کنند.

آنها از روده دام‌ها برای تولید نخ‌های بخیه پزشکی استفاده می‌کنند و پودر نرینگی و بیضه دام‌ها را هم برای ایجاد تحرک در قوای جنسی استفاده می‌کنند. در حال حاضر محمود بابایی یک میلیاردر است و احتمالا بچه‌محل‌های او پس از اینکه دیده‌اند او با یک ماشین «پرادو» به دوستان قدیمی‌اش سر زده است، پشت سر او گفته‌اند: «قاچاق‌فروشی کرده است وگر نه چه کسی می‌توانست چند ساله میلیاردر شود.» به نظر شما دوستان محمود راست می‌گویند؟

 

 روزنامه هم میهن ۲۴/۳/۸۶ 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1428
برچسب ها:
دیدگاه ها
alireza سه شنبه 12 تیر 1386 - 10:27 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعیت این است که آنقدر دزدی زیاد شده که اگر هم یک نفر از راه درست پولدار شود , اکثر مردم خیال میکنند که دزدی کرده.

وحید یکشنبه 18 بهمن 1388 - 11:06 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا آفرین بر هوش و استعداد و فکر اقتصادی دوست عزیز!!!
موفق باشد انشاءالله