درد دل های شانزده ساله .قسمت ۲

دسته: دانشجويي , سياسي
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۸ بهمن ۱۳۸۵

نقطه ضعف من، کمبود کار فرهنگی بود  


.



       دکتر مهدی زاده            


   رسالت دانشجو باز کردن فکر مردم است  


                     


           درددل های شانزده ساله  از زبان دکتر مهدی زاده



*  من برای کارهای گناباد تنها ۳۰۰ هزار تومان در طول خدمتم  از مردم کمک گرفتم.آن هم برای دانشکده پزشکی بود که قبض فروختم.
*     این واقعیت است طول باند فرودگاه گناباد از طول باند فرودگاه امام خمینی (ره) هم بزرگتر است


   17 میلیارد تومان برای آب شیرین گناباد خرج کردیم


*    کار به جایی رسید که یکی از از دوستان جانبازمان رفته بود و اسلحه ای  گرفته بود و گفته بود می خواهم مهدی زاده را بکشم


    برای دانشگاه آزاد چقدر اعتراض شد که آقا، دختر ما را بی دین کردند


  *  آخرهم نامه نوشتند به آیت الله خامنه ای که نماینده ما این طور است.


   دوباره می گویم : پدر من را این مشکلات فکری در آورد


در ادامه مصاحبه با دکتر مهدی مهدی زاده .خاطرات و در دل های  شانزده ساله از نمایندگی بیان شد.


آقای دکتر اولین مورد از فعالیت هایتان  که در سال ۶۳  بعد از نمایندگی انجام دادید چه بود ؟

 بله .کاملا یادم هست در سال ۶۳ خشکسالی شدیدی شده و بارندگی تقریبا  به ۵۹ میلیمتر کاهش یافته بود. به محض اینکه انتخابات تمام شد. در تهران با دوندگی امتیاز بالایی برای  خشکسالی گناباد گرفتم. که مثلاً برای دامها،هر گوسفند گنابادی را ۳۰۰ تومان وام دادیم در حالی که حقوق نماینده مجلس در آن زمان ۸ هزار تومان بود. البته بعداً  که دولت متوجه وسعت خشکسالی شد و شهرهای دیگر هم تقاضا کردند به آنها در ازای هرگوسفندی ۷۵ تومان وام دادند. 


در ابتدای کار برنامه ای برای خود تبیین کرده بودید؟.به عبارتی آن زمان قرار بود ،گناباد ۴ سال دیگر  چگونه باشد؟

من اول نمایندگی برنامه ای کاملی داشتم. اصلاً بدون برنامه که نمی شود حرکت کرد. الان هم که می خواهم سرکلاس درس بروم. شب قبلش مشخص می کنم که چه بگویم و چه نگویم. آن زمان گناباد کوچکترین و فقیرترین شهرستان خراسان بود.

طرح بلند مدت اجرایی داشتیم که گناباد را مرکز استان بکنیم. یکی خراسان شمالی با مرکزیت مشهد و یکی خراسان جنوبی با مرکزیت گناباد گناباد که حتی تربت حیدریه و کاشمر جزء استان جنوبی بودند. برنامه جامعه بود که با توجه به موقعیت شهرستان قابل اجرا بود ولی تلاش بسیار می خواست.

کارهای بنیادین زیادی را آغاز کردیم.

همچنین برای شناخت علمی توانایی ها و مشکلات شهرستان  به دانشگاه ها اعلام شد که اگر پایان نامه ای دررابطه با گناباد دفاع شود .کلیه هزینه های آن را نماینده شهرستان تقبل خواهد کرد. که چنین پایانه نامه خوب در آن دوره دفاع شد و تاثیرات مثبتی هم به جا گذاشت.

یادم می آید آن دوران به قدری با امید کار می کردم که آقای واعظ طبسی به من گفت: این طور که تو پیش می روی ما هم باید بیاییم و گناباد زندگی کنیم.



                  دکتر مهدی زاده


 قطعا طرح های زیادی در دوران مدیریت ۱۶ ساله شما انجام پذیرفته است  ولی برای نمونه چند طرح جامع و تاثیر گذار را که هنوز هم در زندگی همشهریان  ملموس هستند ذکر نمایید؟

بسیار خوب؛ آن زمان ها شما کوچک بوده اید و یادتان نیست .برای دانشگاه آزاد همه شهرها خودشان پول می دادند و زمین هم معمولاً‌ ازطرف مردم بود. ولی در مورد شهر ما.من به خاطر آشنایی که با دکتر جاسبی داشتم . ایشان  خودش با بنده تماس گرفتند ۳۰ هزار تومان به من دادند و گفتند: برو در گناباد  دانشگاه را راه بیانداز. من هم آمدم  ودرنزدیک چهارراه گیتی نورد چند اتاق را از آقای خزاعی اجاره کردم وکار بزرگترین دانشگاه شهرستان از همان جا شروع شد.

 یادم هست برای همین دانشگاه آزاد چقدر مشکلات داخلی داشتیم. چقدر اعتراض شد که آقا، دختر ما را بی دین کردند و…  من هم می گفتم پس دختر شما مشهد نرود که آنجا بی حجابی است.

برای سد کاخک به همراه آقای فیاضی به بخش حوادث غیرمترقبه کشور رفتیم وطرحی دادیم که هم برای خشکسالی مناسب بود و هم مانع سیل می شد.به هر ترتیبی بود آن ها را راضی کردیم و بالاخره ۱۱ میلیون گرفتیم و آمدیم کار را شروع کردیم.

وقتی آمدیم و خواستیم شروع کنیم .کاخکی ها آمدند و گفتند مگه می شود جلوی رودخانه را گرفت.وقتی که کار تمام شد .خوشحالی در میان مردم کاملا محسوس بود .کار ادامه داشت و بعد برای کلات و زیبد و بقیه مکان ها هم سد ساختیم. الان هیچ دره ای نیست که سد زده نشده باشد.

 هیچ قناتی نیست که لایروبی نشده باشد. . قنات قصبه بند بود. از آقای معزی ۲۲ میلیون پول گرفتیم و قناتی را که ۲۰۰ سال پیش بند شده بود باز کردیم که الان آب قنات قصبه دو نهر است. هیچ روستایی نیست که بی برق باشد. ما روستاهای ۳ و ۴ خانوار هم برق دار کردیم. چون با آقای مهندس ملاکی رفیق بودیم. هربار که می رفتم دیدنش برای ۵ یا ۶ روستا مجوز می گرفتم.

قرار بود ۹ تا سیلو در کشور درست شود. ولی من به خط خود


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 625
برچسب ها:
دیدگاه ها