باز نشر / ۴۰۰ پله تا ملاقات خدا

دسته: دسته‌بندی نشده
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۹۳

  اینجا دور از شهر است ، بالاترین نقطه کوه. زیارت گاهی به نام امامزاده یحیی. مکانی که انبوهی از زائران و اندکی از امکانات دارد۰اینجا کمر زیارت است!

 

.

.

.

این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سرزلف تو من دیدم که دید

جنگیدن در کوه ها همیشه افسانه ای بوده است انکه بر بلندی نشیند غالب خواهد بود و آنکه در بلندی بمیرد به دره بازگشت نمی کند. کوه آشیانی است برای پریدن تا عظمتش ناخالصان را بترساند و خالصان را برسر ذوق آورد.
شهر ما در قسمت جنوب فراوان کوه دارد منطقه براکوه به مرکزیت کاخک و امامزاده سلطان محمد عابد آشکار است. اما در قسمت شمال در جاده مشهد هر چه می بینی دشت است. چند کوه منفرد در سمت چپ جاده  دیده می شوند برای رسیدن به آنها باید جاده فرعی کنار پاسگاه شهید سالاری را انتخاب کرد. جاده آسفالت است هر چه به کوه نزدیک می شوی چیز خاصی نمایان نیست تا اینکه پیچ ابتدای کوه را رد می کنی.

بزرگتر ها به سوال کنجکاوانه بچه هایشان همیشه این جواب را می دهند که این مرد شریف تحت تعقیب بوده و به این کوه ها پناه می اورد. بالای کوه بر دشمن عالب بوده است اما پس از درگیری زیاد، شهید می شود و جنازه را همان بالا دفن می کنند. درست و غلطش معلوم نیست اما آنچه مسلم است پدرها مجبورند به افسانه قدیمی پناه ببرند و آنچه امروز وجود دارد را توجیه کنند. آنکه در قله مرد شهید است
امامزاده یحیی کمر زیارت این روزها برق کشی شده است و  مردم خوشحال برای دیدن شبهای امامزاده راهی منطقه می شوند. امامزاده یحیی عبادت گاه راز آلودی است. زمانی که برق نبود با رفتن خورشید امامزاده خلوت می شد و عده ی کمی که می مانند حتما در دلشان خبری بود. خلوت شب های امامزاده عالم دگر داشت. مخصوصا اگر مسیر ۴۰۰ پله ای را برای رسیدن به ضریح بپیمایی. آن بالا تکه ای از بهشت بود!

امامزاده یحیی با همین سختی مسیرش در دلها جا باز کرده است.  پله ها محل گفت گو مردم است وقتی که نفس زنان بالا می روند اندک اندک می نشینند و نگاه به مسیر مانده و مسیر طی شده می کنند و گرم گفتگو می شوند. خیلی ها هم می گویند کی بشود اینجا پله برقی بزنند یا تله کابین بکشند. سمت چپ پله ها دیوار بلندی است که هرچند قدم رویش نام یک امام نوشته شده و انسان عاقل می فهمد دیدن کلمه اباصالح مصادف با تمام شدن پله ها خواهد بود. سمن راست دره است کوتاه و با سنگلاخ . دو سه درخت در میان پله های سنگی است و به همین تعداد تیرچراغ برق

 

مسیر از پایین مانند ماری راه راه دیده می شود که از میان دو کوه می گذرد و به کلبه ی می رسد. از بالا که می نگری ساختماهای پایین در نور چراغ می درخشد و پشت سرش دشت پهناور  در مسیر چشم است که تا ابرها پیش می رود و آن دورها چند تپه کوچولو که مسلما بسیار مرتفع خواهند بود.
قله کوه ها از گنبد کوچک امامزاده بلند تر است. از سمت قبله که نگاه میکنی چند روستا در دور دست دیده می شوند گویا راه قدیمی امامزاده از آن مسیر بوده است. دزدهایی که ضریح را خالی کرده بودند از همین طریق آمده بودند. به همین خاطر ضریح را زود زود خالی می کنند تا ریسک کار پایین بیاید.

این روزها با کمک ۱۰۰ میلیونی دولت و مردم خیر برق به وسط این کوه ها رسیده است.  خیلی ها منتظرند تحولات جدید در امامزاده را شاهد باشند و من اولین تغییر را همان اول کار درک کردم . صدای ترتر موتور برق در کنار شیرهای اب دیگر قطع شده بود! دیگر تا دیروقت جمعیت در امامزاده خواهد ماند ،  بلندگو دعا با صدای بلند خواهد خواند، مردم نخواهند ترسید شب از پله ها بالا روند و یا تا توالت های تاریک در اول ورودی پایین بروند.

مردم کاشمر ، گناباد و فیض اباد که به این امامزاده ارادت دارند بیشتر خواهند آمد وباید برای اسکان آنها هم فکری کرد. آن آقای مو سفید و کمی تپل که هیئت امنا امامزاده است  با خوشحالی گزارش کار به مردم می دهد و از کمک های انها تشکر می کند. همه خوشحالند ولی من می ترسم! من نگران خلوت شب های امامزاده ام. دلهره دارم  امامزاده یحیی هم مکانی عادی شود بدون ریاضت عارفانه مسیرش و تواضع کوه هایش بر زائران شیفته.

 احمد یوسفی مقدم رهنی

 

 

 

امامزاده در شب
.

نمایی باز از کمر زیارت  – نقطه زرد منطقه برق کشی شده

تجربه زیارت و تفریح را از دست ندهید

 

 

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 2343
برچسب ها:
دیدگاه ها