جنبش های دانشجویی و افول آرمانگرایی
آموزش عالی در شهرستان گناباد از بهار سال ۶۵ با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی آغاز گردید. متعاقب آن دانشگاه علوم پزشکی درسال ۶۵ و دانشگاه پیام نور در سال ۶۸ شکل گرفت . طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۶/۲۱ جمعیت شهر گناباد و ۷ درصد جمعیت کل شهرستان دانشجو می باشند.
جنبش های دانشجویی به عنوان عالی ترین کارکرد اجتماعی و مدنی آنها همواره مورد توجه جامعه شناسان بوده و در مورد توانایی و آسیب هایش سخنان بسیار گفته شده است. هر ساله به بهانه کشته شدن دانشجویانی که به سیاست های امریکا در کشورمان اعتراض داشتند حرکت های دانشجویی سالگرد می گیرند و عملکرد های خود را بازخوانی می کنند.
اگر از دور نگاهی به شهرستان داشته باشیم با توجه به کثرت جمعیت به نظر می رسد دانشجویان پرکارترین گروه اجتماعی باشند و فضای شهر جولانگاه هنر و اندیشه آنان باشد ولی به محض ورود و بررسی کوتاه نتیجه دیگری خواهیم گرفت.
مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت دقایقی را در رابطه با جنبش های دانشجویی سخن گفتند.
ایشان با تفکیک حرکت های علمی از حرکت های اجتماعی تایید کردند اصلی ترین کارکرد جنبش های اجتماعی دانشجویی آرمان گرایی است." آیت الله خامنه ای کارنامه حرکت های دانشجویی را درتاریخ ایران بسیار مثبت ارزیابی کردند و درباره مهم ترین چیزی که می تواند آرمان گرایی و عدالت خواهی آنان را آسیب بزند استفاده ابزاری دیگر نهاد های قدرت من جمله احزاب از آنان بود.
هدف اصلی جنبش دانشجویان نه تصرف قدرت بلکه نقد قدرت است. بنابراین جنبش باید فراتر از مسائل صنف دانشجو و مشکلاتش حرکت کند و از درب دانشگاه جلو تر رفته و وارد اجتماع شود و رابطی میان حاکمان و مردم باشد و بسیاری از خواست های آرمانگرایانه را تحقق ببخشد.
این تصویر از دانشجو او را با نقش های دیگری چون روشنفکر، انقلابی، مبارز ، شهروند و آزادیخواه پیوند می زند. در این میان دفاع از جامعه در برابر صاحبان قدرت و از سویی ارتقاء فهم عمومی برای جلوگیری از زوال ، اندیشه برتر او خواهد شد.
مطبوعات و نشریات یکی ار ارکان های مهم در جنبش های دانشجویی است که علاوه بر اطلاع رسانی و تغذیه فکری مخاطبانش به دنبال نقد قدرت و صاحبان آن است و معمولا رسمی ترین تریبون گروه ها است. به همین منظور مروری کوتاه بر نشریات اجتماعی دانشجویی ( و نه علمی ) شهرستان داشتیم. نشریاتی که هم باید محرومیت، نابرابری ، عقب ماندگی، فساد و … شهرستان را ببیند و هم ارشاد کنند، تشر بزنند، نقد کنند و راهکار بدهند.
دانشگاه آزاد اسلامی بیش از یک سال است هیچ گونه نشریه دانشجویی نداشته است و فضای دانشگاه کاملا خالی از فعالیت آن ها است. نشریات اشک قلم، تبلور دانش و فیدبک که سابقا منتشر می شد اکنون دیگر فعال نیستند! ترم قبل با تلاش گروهی از دانشجویان نشریه به نام "سایه روشن" آماده فعالیت می شود که با بخشنامه ی جدید از فعالیت باز می ماند. طبق بخشنامه جدید هر دانشگاه فقط یک نشریه می تواند داشته باشد و آن هم باید زیر نظر دفتر فرهنگی باشد. نشریه ای که مجوز دارد نیز مورد استقبال دانشجویان قرار نگرفته است.
دانشگاه علوم پزشکی نیز روزگار مشابهی دارد. در ترم جاری هیچ نشریه منتشر نشده است. تنها نشریه فعال مجله "سبحان" است که ترم گذشته منتشر شده است. مدیر اجرایی " سبحان" آقای جواد باقری است در این باره می گوید: سابق براین دانشجویان فعال بودند و به صورت ماهیانه منتشر می شد." هم اکنون شماره ۱۱و ۱۲ این نشریه در یک مجلد در ده صفحه چاپ شده است و به عنوان محصول تلاش پاییز و زمستان ۸۶ و بهار ۸۷ دانشجویان موجود می باشد. در عین حال این نشریه را نمی توان نشریه اجتماعی با رویکرد مسائل شهرستان در نظر گرفت بلکه بیشتر مذهبی است. عناوینی مانند همنوا با پدر معنوی، با وضو وارد شوید و تاثیر نماز بر همبستگی اجتماعی همراه با اخباری کوتاه از دفتر نهاد رهبری دانشگاه گویای این مطلب است.
اما دانشگاه پیام نور گناباد در ترم جاری نشریه دانشجویی منتشر کرده است. این نشریه برای اولین بار و به صورت پیش شماره با نام …. چاپ شده است. البته مطلب خاصی آن گونه که در تعاریف نشریات اجتماعی بیان شد در آن موجود نمی باشد.
مطالبی درباره شروع فعالیشان، طنز، روانشناسی فردی، عبارت های حکمت آمیز، مصاحبه ای خودمانی با یکی از مسئولین دانشگاه و اخبار کوتاه از دانشگاه این کار را در سطح پایینی نگه داشته است. قبلا نشریه ای دیگر در دانشگاه موجود بوده که به علت عدم انتشار مجوز آن باطل شده است. طبق قانون دانشگاه پیام نور اگر شش ماه متناوب نشریه ای چاپ نشود مجوز آن لغو خواهد شد.
کاملا مشخص است که هیچ کدام از نشریات دانشگاهی ما آنگونه که در روایت آرمان گرایی از جنبش های دانشجویی مد نظر است حرکت نمی کنند و شاید بهتر باشد بگوییم اصلا حرکت عدالت جویی وجود ندارد تا نشریه ای آن را مخابره کند.
دو سال است که پایگاه خبری شهرستان نیز به عنوان گروهی دانشجویی به دنبال یافتن حرکت های ساختارشکن دانشجویی است . اما هر چه بیشتر می چرخیم ناامیدتر می شویم
اکنون برایمان قابل باور است که دانشجو سهم اندکی از جامعه مدنی شهر کوچک ما را دارا است. سهمی که بیشتر غیر مستقیم و در اقتصاد خرد این شهر نمایان شده است. &nb
sp; پتانسیلی که باید در فرهنگ ، سیاست و آرمانگرایی صرف شود به کجا می رود؟
اسفند پارسال شهرستان مانند تمام کشور انتخابات بزرگی برگزار کرد. سهم دانشجویان در این حرکت اجتماعی در حداقل ممکن قرار داشت. دانشجویان دانشگاه آزاد با همه تلاش نتواستند جلسه ی با حضور همه کاندیداها برگزار کنند. به عبارتی بهتر کاندیداها ترجیح می دادند به روستایی بروند تا در جمع دانشجویان باشند چون به عدم تاثیر گذاری دانشگاه یقین داشتند. یک مطالعه گذرای میدانی نشان می داد فقط اندکی از دانشجویان شخصا در برخی ستادها کار می کردند که دیگر جنبش دانشجویی محصوب نمی شد.
اگر دوران بعد از ۲ خرداد ۷۶ اوج حرکت های دانشجویی بود که گاه به افراط هم کشیده می شد این سال ها بوی مردگی می دهد و دانشجو انگار نه انگار دانشجو!

احمد یوسفی مقدم
این چیزی است که مسئولین می خواهند!
برخی آقایان کلی زحمت کشیده اند که دانشگاه ها را به دانشجو مردگی دچار کنند. چرا که اگر دانشجو حرفی برای گفتن داشته باشد، خیلی از کم کاری ها ممکن است مورد توجه قرار گیرد. خیلی از نابحقی ها زیر ذره بین بروند و خیلی از قانون شکنی ها و … مورد اعتراض باشد.
کد خدای ده که مرغابی بود …
متأسفانه وقتی برخی اندک از مسئولین ما (تاکید می کنیم، تعداد انگشت شماری از مسئولین – کمتر از ۵%) بیشتر با حس و حال و ویژگی های “چوپان” وارد عرصه می شوند، متعاقبا دوست خواهند داشت دانشجو را با حس و حال و ویژگی های “گوسفند” ببینند که بیایند سر کلاس و بروند پی کارشان و کاری به کار کسی نداشته باشند.
یا اینکه نهایتا لطف کرده و دانشجویان ممتاز را با کلی لطف و … به چشم “الاغ” ببینند که …
با این وضعیت چه انتظاری دارید ؟
حتی در زمان طاغوت هم اینقدر بی اعتنایی به دانشجویان مسلمان نمی شده …