آب علمی ترین و انسانی ترین موضوع گناباد

دسته: اجتماعي , تاريخ و فرهنگ , فرهنگي
۳ دیدگاه
شنبه - ۲۳ آذر ۱۳۸۷

    رجبعلی لباف خانیکی که سال هاست در فرهنگ منطقه خراسان استاد تمام عیاری به شمار می رود، در جلسه خانه گناباد سخنرانی زیبایی در مورد تاریخ و فرهنگ شهرمان ارائه کرد.
   متن کامل سخنرانی تقدیم می شود…

 

 با سلام خدمت همشهری عزیزم خوشحال هستم که امشب در خدمتتان هستم. آنچه که من عرض خواهم کرد پیرامون چگونگی پیدایش گناباد- نام گناباد- قنوات گناباد- گناباد در شاهنامه – نگاهی به مفاخر گناباد و در آخر پیشنهادهایی به مسئولین اکنون شهرستان خواهد بود.

  

• پیدایش گناباد : گناباد یک استثنا در تاریخ شهرسازی بشر است

 مطالعات باستان شناسی ما تا به حال نشان داده است کهن ترین آبادی  منطقه گناباد در شمال شرقی عمرانی فعلی و در کنار کال شور بوده است که الان به نام تپه حصار معروف است . از حدود ۳ هزار سال پیش تا دوران اشکانی و ساسانی مسکونی بوده است و خوشبختانه ما در آنجا سکه های فراوان دوران اشکانی یافت کرده ایم. آن زمان از کال شور آب بر می داشته اند و مصرف می کرده اند .
 به نظر می رسد به علت تغییرات اقلیمی سریعی که انجام شده کال شور که یک رودخانه جاری بوده است کم کم شور شده است و نمی وانسته اند جمعیت اطراف خود را جوابگو باشد. این موضوع باعث گردید ساکنان آن شهر به فکر آن بیافتند که یک مسکن جدید برای خود تهیه کنند. به دنبال این قضیه یک استثنا در تاریخ شهرسازی بشر رخ داده است. آن هم اینکه اول آمده اند قنات ایجاد کرده اند و بعد خانه در اطراف آن ساخته اند. چرا این کار شده است؟

نگاهی به فرآیند شهرسازی در تمدن های کهن داشته باشیم. باستان شناسان وقتی سیر تکوینی یک جامعه را بررسی می کنند  دیده اند معمولا جامعه ها در کنار یک رودخانه شکل می گیرند و بزرگ می شوند مانند بین النهرین، شهرهای کنار سند ، رودخانه نیل و … یا در فرمی دیگر در کنار چشمه ها یا آب های جاری مردم جمع می شدند و جامعه ابتدایی خود را گسترش می دهند تا شهرها ایجاد شود مانند نیشابور که در کنار آب جاری بینالود ساخته شده است.
 اما در گناباد ثابت شده  نه رودخانه ای وجود داشته است و نه چشمه ای بوده است که گروه های انسانی در گرداگرد آن جمع شوند. پس چه اتفاقی افتاده است؟ مردم کم کم دور چه پدیده ای  سازمان یافته اند . و اینجا است که استثنای تاریخی شکل می گیرد. در این محل اول قناتی ساخته اند و در مرحله دوم آنجا ساکن شده اند. این از عجایب و شگفتی بشر است

 

• واژه شناسی گناباد :  گناباد یعنی قنات آباد

  در ارتباط با نام گناباد صحبت های بسیاری شده است که تقریباً همگی غیرعلمی، احساسی و عوامانه بوده است. گناباد را اگر از نظر زبان شناسی بررسی کنیم با همه این ریشه هایی که برایش بر شمرده اند منافات دارد. گیو آباد گفته اند. یعنی محلی که گیو آن را آباد کرده است، جن آباد گفته اند، گناپا گفته اند، جنابد گفته اند یعنی جمع گنبد بوده است که عربی اش شده جنابد، گناه آباد بوده است یعنی بهمن پیشدادی گناهی مرتکب شده و بر او فرض شده است که برای کفاره آن در بیابان نقطه ای را آباد کن.  یک بار به علمی نبودن دیگر نام ها توجه کنید .گنبد به عربی اصلاً جنبد نمی شود و جمع جنبد هم جنابد نمی شود.
حقیقت آن است که هیچکدام از این مطالب علمی نیست بلکه گناباد " کنابد" است. در سرتاسر شاهنامه نیز به همین نام آمده است. کنابد از دو واژه کنا+ بُد یا بَد تشکیل شده است. کنا به معنای قنات است. بد به معنی دارنده است (ارتشبد و سپهبد) .
پس کنابد یعنی قنات آباد. در لغت نامه پهلوی به فارسی نیزگناباد را کناوات گفته است. وات به معنای دارایی و صاحب است. از سوی دیگر ریشه کلمه قنات نیز کنات است.

و جالب است بدانیم که قهستان نیز به معنای قناتستان است در عرف معروف شده است که قهستان معرب کوهستان است. در عربی هیچگاه کوه به قه تبدیل نمی شود بلکه باید می گفتند جبالستان. واژه قه به معنای قنات است و این کاملا ثابت شده است. در نامگذاری مناطق دیگر سرزمین ایران نیز واژه قه بکار رفته است. قهرود، قهساران، … در لغت نامه دهخدا حدود ۲۰ محل آورده است که با قه شروع می شود و تمامی آن ها محلی است که قنات و کانال زیرزمینی فراوانی داشته اند. در ضمن اینکه دو سوم قهستان کویر است و چنان کوه های مرتفع یا معروفی مانند دیگر نقاط کشور ندارد که به این نام معروف شود.

  

• قنات تمدن ساز :  14 میلیون و سیصد و هشتاد و سه هزار و پانصد متر مکعب خاک از عمق زمین بیرون آمده است!

 


 من دو افتخار در زندگی باستان شناسی ام دارم یکی اینکه قنات گناباد را برای اولین بار  شاید در جهان افتخار داشته ام مستند سازی کرده ام و تا عمق ۱۸۶ متری با کمک حاج آقای نبی پور پایین رفته ام و در کتاب "قنات قصبه گناباد یک اسطوره " که با تلاش دکتر پاپلی یزدی جمع آوری شده بسیاری از اطلاعات داده ها و نمودارها کار علمی بنده می باشد. و دومین افتخار من، حفاری در اطراف حرم مطهر امام رضا علیه السلام می باشد. در حفاری زیر گذر حرم در قسمت زیر ایوان طلای صحن نو به فاصله کمی از ضریح مبارک کار کرده ام و اطلاعات نابی بدست آورده ام.

 اما علمی ترین، کهن ترین و انسانی ترین موضوع گناباد، آب است. من کمی با داده هایی که درباره قنات ها داریم مسئله را برایتان باز کنم. به این آمار توجه بفرمایید. در سطح شهرستان گناباد ۱۱۵۰ رشته ق
نات موجود است. در صورتی که به طور متوسط برای هر کدام ۱۰ هزار متر  طول در نظر بگیریم. (ما قنات ۳۳ هزار متری هم داریم. قنات ۲۰۰ متری هم د اریم) یازده میلیون و صد و پنجاه هزار متر کانال حفر شده است. در صورتی که در هر قنات به فاصله هر ۵۰ متر یک چاه حفر شده باشد ۲۲ هزار و سیصد حلقه چاه حفر شده است در صورتی که عمق هر چاه را (حداقل ۱۰ و حداکثر ۳۰۰ متر)  145متر به طور متوسط  محاسبه کنیم سه میلیون و دویست و سی و سه هزار و پانصد متر چاه حفر شده است. و هر گاه هر متر چاه یا قنات را یک متر مکعب محاسبه کنیم ۱۴ میلیون و سیصد و هشتاد و سه هزار و پانصد متر مکعب خاک از عمق زمین بیرون آمده است! شما می دانید که اینها همه کار انسانهایی بوده است که در آن محل می زیسته اند واقعاً آمار حیرت آوری است و عظمت این شاهکار ها را نشان میدهد. حالا مقایسه کنید با مشکلات و درد دل های فعلی مسئولین. مسائل مردم قدیم چه بوده است مسائل حالا چیست! واقعاً ما باید به گذشته مان بسیار افتخار کنیم.

در این میان قنات قصبه گناباد خود شاهکاری عظیم است. این قنات دارای ۷ شاخه است و نزدیک ۳۴ کیلومتر طول این شاخه ها است و یکی از مواردی که در این قنات هست و شاید در هیچ جای دنیای رخ نداده است عبور از لایه سنگ بسیار محکمی است. چیزی حدود ۱۰۰ متر در دل  کوه سنگ مرمر مانندی سوراخ کرده اند و به یک سفره آبی بزرگ رسیده اند در ۹ کیلومتری مظهر به بعد که همه قنات ها  در آنجا متوقف شده اند. و به یک سفره آبی رسیده اند که بسیار بزرگ و تمام ناشدنی است.
 و یک مسئله تاسف بار اینکه از این ۷ شاخه فقط یک شاخه آب دارد (شاخه اصلی) واز آن شاخه ۱۵۰ لیتر آب در ثانیه خارج می شود.

 ما در مسیر قنات محلی داریم به نام آب بند. آنجا متصدی داشته است به نام بالاخانه دار آب بند، در قصه های بومی آمده است زمانی که مامورین مالیات دولتی به سوی منطقه می آمده اند جلوی آب را می گرفته اند که مالیات کمتری بدهند. اما از نظر علمی کارکرد این آب بند ها بسیار مهم و حیاتی بوده است   در آن محل جلوی آب را می بسته اند تا در زمستان سفره های زیرزمینی آب ذخیره کنند و در تابستان دوباره استفاده شود. آیا اکنون به فکر کسی این مسائل می رسد؟! در زمستان و تابستان آب می آید و به هدر می رود و کسی هم به فکر نیست.  راز بند شدن این ۶ شاخه چیست و چرا هر ۷ شاخه را فعال نمی کنند؟ طبق بررسی های انجام شده  یک چاه یا دو چاه ریزش کرده است و آب پس خورده است وآن شاخه را از دور خارج کرده است. حالا اگر این  باز شود حساب کنید چه خواهد شد.

زیبایی قنات فقط درون زمین نیست. از مسائل مهم دیگر قنات بعد از خروج آب از مظهر است. در گذشته آب نه تنها زمین های خود گناباد (منطقه قصبه شهر و نوغاب) را سیراب می کرده است بلکه شب ها بعد از آبیاری در آنجا وارد کانال آب رو بسته ای می شده است که به آن قُمِش می گویند. این آب در زیر قمش حدود ۹ ساعت حرکت می کرده است و در ۱۵ کیلومتری شمال گناباد در منطقه ای به نام حوض سرخ بیرون می آمده است و شهر دیگری را آبیاری می کرده است . ما در آنجا سایت باستانی داریم . مطالعات زیادی انجام شد ه و نشان داده است مساحت منطقه مسکونی آنجا فقط ۴ هکتار بوده است. این تمدن هنوز کاملا شناخته شده نیست و جای کار بسیار دارد

 

• گناباد در اسطوره وتاریخ : از وزارت سلجوقی تا دربار صفوی 

 شهر ما افتخارات تاریخی بسیاری دارد که باید روی جنبه های مختلف آن کار شود ولی متاسفانه برخی مسائلی را مطرح می کنند که اصلاً‌ علمی نیست یا ربطی به ما ندارد،
از جمله قلعه فرود است. برخی معتقدند قلعه فرود گناباد همان قلعه معروف است . درصورتی که حقایق تاریخی چیز دیگری می گوید
اول بدانیم که همه شخصیت های شاهنامه غیرحقیقی هستند و این ها توسط خود حکیم فردوسی ساختهو پرداخته شده اند.
بندهش می گوید: «دژ فرود که در کنارش ده کلات قرار دارد در بام سرخس است» و این قلعه فرود ما که کلات در کنار آن است  اصلاً لزومی ندارد که به آن ماجرا مربوط بدانیم بلکه باید بدانیم این قلعه یکی از قلعه های اسماعیلیان بوده است و بس.

از مسائلی که باید مورد توجه باشد و مایه افتخار ما   جنگ یازده رخ با دوازده رخ است. که طولانی ترین داستان شاهنامه با بیش از ۲۷۰۰ بیت است که ماهیت و غرور ایرانیان را در مقابل تورانیان به رخ می کشد. ایرانیان در جنگ پشنگ از تورانیان شکست می خورند ولی دوباره باز می گردند. در گناباد جنگ دیگری رخ می دهد. ایرانیان در زیبد مستقر می شوند. تورانیان هم در گناباد چادر می زنند و بیابان گناباد شاهد این جنگ می شود. این جنگ برای فردوسی بسیار مهم بوده است و حال ود هوای خاصی به آن داده است. شخصیت پردازی آن به گونه ای است که انسان یاد حمله کربلا در تاریخ اسلام میافتد. تورانیان با این جنگ پرچیده می شود و ایران سربلند می گردد. باید روی این نماد ها کار شود تا نسل جدید با گذشته در ارتباط بماند. حقیقتا مسئولین ما چقدر در نمادسازی این مفاهیم کار کرده اند؟

 مفاخر گناباد را نباید دست کم گرفت. در قرن سوم هجری با آمدن حضرت محمد عابد به منطقه کم کم جایگاه والای آن شکل می گیرد و سرزمین عالم پرور می شود. .منصور ریابی و برادرش مسعود ریابی از بزرگان دوران سلجوقی هستندکه به وزارت هم می رسد. منصور ریابی یک وزیر عادی نبوده است .یعنی از نظر علم و تقوا ضرب المثل زم


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1063
برچسب ها:
دیدگاه ها
مستمع جلسه شنبه 23 آذر 1387 - 10:14 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکر از صحبت های خوب شان در اینکه ایشان
ازکارشناسان بسیار پر تلاش ومطلع در باستان شناسی هستند تردیدی نیست. منتها صاحب نظر ومحقق
هیجگاه بدون سند مدرک حرف نمی زند. مثلا” مدرک
مستند ورود امامزاده محترم به کاخک زیرا شیرازیها
ایشانرا در شیراز دارند ! یا مستند وزارت ابو منصور ریابی چیست؟؟

mr دوشنبه 25 آذر 1387 - 1:15 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نام خدا
با سلام خدمت آقای لباف خانیکی.
من هم به نوبه خودم تشکر میکنم از سخنرانی و دلسوزی شما نسبت به گناباد و همچنین با تشکر از مدیریت سایت که ابنگونه مطالب رو در جهت پیشرفت و توسعه گناباد در همه زمینه ها درج کرده و از تمامی اقشار در جهت فردایی بهتر نظر خواهی و مشارکت می طلبد. واقعا وقتی سخنانتان رو میخوندم تحت تاًثیر قرار گرفتم و با خودم گفتم چرا؟
واقعا آقای خانیکی چرا؟ چرا اینقدر از اونی که بودیم دور شدیم و همانطور داریم تاریخ کهنمون رو فراموش میکنیم؟ اخه چرا دارن تاریخ رو از بین میبرن؟ چرا نمیگن ما کی بودیم؟ چی بودیم؟ و حالا چی شدیم؟ چرا؟
اگه واقعا قشر محصل،محقق و جوان به جواب این سوالات برسند مطمئن باشیم اوضاع دگرگون خواهد شد و ما به خودمان خواهیم امد. واقعا وقتی به عمق تاریخ کشورمان فکر میکنیم و اونو با زمان حال در نظر میگیریم اگر ایرانی باشیم اگر وطن پرست باشیم اگر عاشق دیارمان باشیم و اگر دنباله روی نیاکانمان باشیم اشک در چشمانمان حلقه خواهد زد که چرا،چرا این همه دور شدیم؟ واقعا وقتی به هزاران سال پیش بر میگردیم وقتی میبینیم و میخونیم کوروش که بوده و چه کرده و چه شخصیتی بوده؟ و اونو مقایسه میکنیم با حال، اصلاً نمیشه بی خیال از اون گذشت و فقط از خود میپرسیم چرا؟ چرا؟ چرا؟
اما این رو هم باید در نظر گرفت که فقط دونستن و فهمیدن و به دنبال اون غصه خوردن دردی رو دوا نمیکنه. عمل مهمه. باید حرکت کرد.
در اخر باز هم از جناب خانیکی متشکرم و اگه میشه از طریق میل با آقای خانیکیذدر ارتباط بود ممنون میشم ادرس میل ایشون رو به میل من ارسال کنید.
عزیزان همه ما میدانیم این جمله از چه کسی و در چه زمانی گفته شده ( چو ایران نباشد تن من مباد) اما افسوس که خیلی از ماها فقط اینو روخونی میکنیم.
افسوس
به امید فردایی بهتر
محمدرضا

محمداسماعيل خرمي پنجشنبه 16 تیر 1390 - 6:42 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیارجالب ومفیدبودوبایدبه داشتن چنین دانشمندانی (اقای خانیکی ) افتخارکردومسئولین منطقه بایدازوجودایشان ودانشمندان ومحققان منطقه استفاده ی بیشتری بکنندواطلاع رسانی بیشتری داشته باشند.