روزگار روحانی عشوه های پنهانی
بالاخره علیرضا رشیدیان استاندار خراسان رضوی شد و حالا همه مردم استان منتظر وزیدن نسیم تغییر هستند و گنابادی ها بیشتر!
.
.
.
مسئلهى انتخابات، هر بارى توانسته است یک قوّت جدیدى، روح جدیدى، در کالبد کشور و ملت و انقلاب بدمد؛ ( مقام معظم رهبری . اردیبهشت ۹۲)
قصه دموکراسی چند گونه روایت شده است از حکومت مردم بر مردم ، حکومت قانون و یا حکومتی با چرخش
نخبگان. اگر حکومت مردم بر مردم لفظی کلی و مبهم باشد و حکومت قانون با شکلی دیگری هم توان استقرار داشته باشد پس باید مهمترین ویژگی مردم سالاری را چرخش نخبگان تعریف کرد. اگر دموکراسی باشد انتخاباتی برگزار شود اما مدیران و مسئولین به هر دلیلی ماندگار بمانند این فساد است که در کنار صندلی آنها لانه خواهد کرد.
همه حرف و حدیث ها تمام شد و بالاخره علیرضا رشیدیان ، به عنوان استاندار خراسان رضوی معرفی شد. مردی که با نگاهی به شیوه مدیریتش و نوع رویکرد او به مسائل منطقه با توجه به سابقه مدیرکلی او در خراسان بزرگ و معاونت وزیر، وضعیت بسیار مثبت به نظر می رسد.
.

.
طبیعی است که خواست عمومی بر تغییر مدیران شهرستانی به دنبال این انتصاب است. دولت آقای روحانی در وزارت کشور منشی معتدل تر را پیش گرفته است و با انتصاب آقای رحمانی فضلی از همان اول مشخص بود که مدیریت ها اتوبوسی تغییر نخواهد کرد اما باید توجه داشت وزارت کشور مهمترین قسمتی است که توده مردم با آن درگیر هستند و اگر قرار است پتانسیل مردمی برای دولت جدید جلوه کند در وزارت خارجه و یا وزارت علوم نخواهد بود! مردم در شهرهای کوچک و روستاها، هنوز روسای ادارات که هر روز با آنها درگیرند را جلوه گر قدرت مرکزی می دانند نه تصویر وزیر خندانی که از صفحه تلویزیون پخش می شود. و این چرخش نخبگان را باید استانداری آغاز کند.
اظهر من الشمس است دولتی که خود را دارای گفتمان و برنامه می داند باید برای پیشبرد برنامه های خود در حوزه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ، افراد همسو وهم جهت را در سیستم اداری قرار دهد. شاید اگر بخواهیم اولویت ها را مشخص کنیم کار راحتی نباشد اما طبیعی است در شهرهای کوچک اولین جابجایی ها در چند اداره مشخص رخ دهد که مهمترین آنها:
– فرمانداری
– فرهنگ و ارشاد اسلامی
– آموزش و پروش
– صنعت ، معدن، تجارت
نام بردن از این ادارات نه بخاطر مدیران فعلی آنها بلکه به خاطر اهمیت این ادارت در پیاده کردن نگاه دولت است. پس از هر انتخاباتی هم جابجا کردن این مدیران همراه با بحث ها و تبادل نظر فراوان بوده است.

.
در هر محفلی که این روزها در شهرستان بنشینی سخن از تغییرات و امید به بهبود شهر کوچکمان است.روزهای عید، بعد از احوال پرسی و گفتگو درباره بارش ها و خلق و خوی طبیعت، مردم از جابجایی های احتمالی می گفتند. اما باید بگویم رگه های از مقاومت هم دیده میشود به این بهانه که مدیر موفق را نباید خانه نشین کرد. جمله درستی است که البته جوابش در آستین هر شهروند گنابادی یافت می شود.
نکته ظریفی را نباید از یاد برد. در انتخابات دولت یازدهم گناباد، آقای روحانی بیشترین رای را داشت و طبیعی است که اراده عمومی شهر در چه جهتی قرار داد. دوم آنکه نماینده محترم شهرستان در مجلس شورای اسلامی از افراد نزدیک به جبهه پایداری است که دورترین تفکر را نسبت به دولت دارند. مدیران اصولگرای شهرستان علی الخصوص فرماندار محترم هم ، دیدگاه سیاسی واضحی دارد که همیشه در سخنرانی هایشان به صراحت ابراز داشته اند.
.

.
.
بدون شک اگر گناباد با مقاومت دوستان اصولگرا و عشوه گری برخی متنفذین محلی به سوی تغییر پیش نرود ، مدیران مشهد و تهران، هیچ علاقه ای به همکاری با این گروه نخواهند داشت و قطعا زیان آن هم در کوتاه مدت و هم در میان مدت حواله مردم میشود. این یک حقیقت در فرهنگ سیاسی ابران است.
اگرچه طرفداران دولت و اصلاح طلبان میان رو در شهرستان تشکیلات مشخصی ندارند و بعید به نظر می رسد توصیه های جدی برای استاندار جدید داشته باشند. اما توصیه عاقلانه به تشکیلات و مجامع اصولگرایان این است به جای آنکه برای ماندن این مدیر یا آن مدیر تلاش کنند ، از هم اکنون برای سازماندهی مردم برای انتخابات مجلس دهم تلاش کنند. انتخاباتی که حداقل در شهرستان ما بسیار حساس خواهد بود و با توجه به تحولات کشور و وضعیت گناباد ممکن است که این صندلی نیز از دست اصولگرایان خارج شود.
مردم سالاری دینی در کشور ما پایه های محکمی دارد که در هر دوره روحی تازه به کالبد ملت می دمد. در روزگار روحانی با همه این عشوه های پنهانی ، گناباد آماده وزیدن نسیم تغییر است.
احمد یوسفی مقدم
عالی بود آقای یوسفی
خوبه که فرماندار پرتلاش ماهم چند وقتی استراحت کنند.
خسته شده اند در این ۸سال زحمت کشیدند