و باز جوانی دیگر!!؟
چند روز قبل بود که مطلع شدیم سید احسان مرجانی دیگر با وبلاگ نویسی خداحافظی کرده است. خداحافظی تلخ که نشان از ناامیدی او و دلسردی اش بود. او دیگر طاقت نوشتن را نداشت چون که متهم شده است به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب!
نمی دانم که در این مدت او چه کشیده است نه از بدگویان و فزصت طلبان که از دوستان و همشهریان بجستانی اش که او را مقصر وضعیت پیش امده می دانستند
چند ماه قبل از انتخابات متنی از وبلاگ او در سطح شهر پخش شد که هر چند نوشته او نبود اما برای تخریب چهره وی به جرم بجستانی بودن و دامن زدن به اختلافات کافی و مناسب بود.
و جالب اینکه دستور داده شد که متن معذرت خواهی او نیز باید در یک روزنامه محلی منتشر شود. نمی دانم آنها که با تیراژ چندین هزار آن مطلب را برای اختلاف افکنی پخش کردند هم باید معذرت خواهی کنند یا نه؟؟! مسئولان قضا خود بهتر می دانند که آیا توزیع گسترده یک شبنامه برای اختلاف افکنی آن هم در هنگام انتخابات نشر اکاذیب هست یا نه؟!! آیا عمل توزیع کنندگان منجر به محکومیتی سنگین نیست؟؟
خوشا به سعادت سید احسان مرجانی که تاوان اشتباه خود را در دنیا دید که مجازات دنیا چه بس راحت تر و آسان تر از خواری و مجازات آخرت است. و در آن دنیا چه سخت خواهد بود مجازات آنکه آبروی مومنی را ببرد و برای رسیدن به مقامات دنیایی مسلمانی را قربانی خود نماید.
*************** ******** ************** ******** ********* ******* ******* ********** ******* ******
*********** **************** ************ ***** ****** ******** ********** ******** ** ************* ********* **********
*********** **************** ******** ******* ******* *؟؟!
چه اهمیت دارد که جوانی از شهرستان و دیار خود به دلیل قدرت طلبی و منافع آقایان روی گردان و ناامید شود. مگر چند تن از دانشجویان و جوانانی این شهرستان پس از تحصیل برگشتند یا هنوز دل در گرو آن بسته اند؟ و چند تن از آنها به آینده این شهرستان امیدوارند. بروید از تک تکشان بپرسد کدام یک آرزوی خود را بازگشتن به شهرستان می داند؟ حال فقط بر حال مرجانی این مزید شد که دیگران او را زودتر با تلنگری به این مسئله آگاه کردند.
حال باز بعضی ها را می توان تحمل کرد، منفعل است و آرام و حرف شنو. اما اگر فعال باشد و پر تلاش چه؟ اگر اهل فعالیت دانشجویی و فرهنگی و… و سایت و وبلاگ باشد و قلم به دست داشته باشد چه؟ خدای نکرده ممکن است فردا به جایی برسد و جای ما را تنگ کند! نخیر آقا ما در این شهرستان به این گونه افرادی نیاز نداریم. سرمایه گذار داریم که پول دارد. حال فقط به چند کارگر بیل به دست نیاز داریم! برای توسعه پول لازم است، نه فکر و نه جوان!!!
تمامی مشکلات این شهرستان از نبود نیرو فعال و فکر جوان است. اما شهرستانی که حتی نتوانسته پس از سی سال از انقلاب رشد جمعیت را نصیب خود کند، چه به رشد و جذب طبقه تحصیل کرده و نخبه؟؟!
برو سید احسان که خدا پشت و پناهت باشد که نه این آخر زندگی است و نه اینجا آخر دنیاست. بگذار تا اینجا برای آنهایی که آنرا آخر دنیا و آخر دنیا را از آن خود می دانند بماند!!!
*** = موارد خود سانسوری در پایگاه خبری شهرستان
خبر مرتبط:
» ۱۳۸۶/۱۲/۲۱: به کدامین گناه ؟ ( دادنامه ای برای مرجانی)
لینک مرتبط:
» وبلاگ شخصی سید احسان مرجانی
سیداحسان کاراشتباهی کرد که نسنجیده وارد این میدان شد وبدتر وروسیاهتر کسانی بودند که به این حرکت دامن زدند وبا آبروی مردم بازی کردند تهمت زدند شایعه پراکنی کردند ودو شهر را به هم بدبین کردند براستی چگونه این افراددرمحضرعدل الهی حاضر خواهند شد براستی فرستادن نماینده به چه قیمتی انتخابات تمام شد مهدیزاده به مجلس رفت شما به خواسته خودرسیدید اما ایا الان خاطرجمع هستید باوجدانتان چه می کنید یا که وجدان ندارید
زمستان رفت روسیهی به زغال !!!!!!!!!!