گفتگو با استاد هاشمی کیا

دسته: فرهنگي
۶ دیدگاه
شنبه - ۷ اردیبهشت ۱۳۸۷

مدت ها دنبال آقای هاشمی کیا می گشتیم . وقتی فهمیدیم این استاد آواز و  شاگرد استاد شجریان در گناباد است اندکی هم تامل نکردیم

  

مهندس هاشمی کیا  از ان آدم هایی است که سعی کرده  فن و هنر را یک جورایی در زندگ

ی اش  قاطی کند. دانشجوی دکترای مهندسی صنایع است، خوشنویس ممتاز است و استاد آواز. انسان آرامی به نظر می رسد که برخلاف تصور پیشین ما نه موی بلند داشت و  نه سبیل کلفت!
آن چه که ما را حریص  کرد تا  نزد او برویم  شاگردی استاد بزرگ موسیقی محمد رضا شجریان بود.
اواخر تعطیلات نوروز استاد به گناباد آمده بود و ما به همت دوست گرامی آقای منصور مهدیزاده فرصتی یافتیم  تا خدمتشان برسیم.

  

  

 ممنون جناب استاد ؛ در ابتدا یک مختصری از زندگی و تحصیلات خود برایمان بگویید؟

 با تبریک سال نو خدمت همه همشهری های عزیز و تبریک مجدد برای انتخاب احسن دکتر مهدیزاده امیدوارم که آینده درخشان در پیش داشته باشند.
من سید جمال هاشمی کیا هستم. از افتخاراتم این است که گنابادی هستم که تحت عنوان خانواده کوچکی ها، هاشمی ها و صانعی ها شناخته شده و  گنابادی الاصل هستند. متولد ۱۳۳۹ هستم. در مقطع کارشناسی مهندسی صنایع و در کارشناسی ارشد مدیریت صنایع خواندم و به حمد ا… هم اکنون در مقطع دکترا تحصیل می کنم. از اوایل کودکی به موسیقی بویژه آواز علاقه خاصی داشتم و از دوران دبیرستان به استاد عزیز و نابغه عصر حاضر آقای شجریان علاقمند شدم. برای اولین بار در سال ۵۸ در منزل پدری ایشان خدمت استاد در مشهد رسیدم.

در شهرهاس مذهبی مثل ما یا مشهد گرایش به موسیقی چندان از طرف خانواده ها مورد استقبال قرار نمی گیرد. حتما زمان شما این قضیه شدیدتر بوده است؟
 
 من چون در خانواده سادات ، مذهبی و سنتی بدنیا آمده بودم  شرایط سختی داشتم. تا سالهای ۵۲ که در خانواده پدری بودم امکان گوش کردن به رادیو را هم  نداشتم تا اینکه به مشهد آمدم و در آنجا با رادیوی کوچک خودم با موسیقی آشنا شدم و شروع به کار  کردم .

استاد هایتان در مشهد کی بودند؟
در مشهد استاد توانایی نبود. الان هم فرد بزرگی نداریم.  آن موقع با حفظ کردن و تقلید صدای اساتید  وقت آقایان بنان و خوانساری وارد دنیای جدی موسیقی شدم. چند سالی بدون استاد و متفرقه تمرین کردم و  از برنامه گلها استفاده می کردم.   از همان برنامه بود که عاشق صدای استاد شجریان شدم و با تلاشی که کردم  در سال ۵۸  خدمتشان رسیدم  و ایشان در اولین جلسه من را پسندیدند و تائید کردند در تهران خدمت ایشان برسیم.

 

  
به تهران رفتید؟

بالاخره نمی توان جلوی علاقه را گرفت. در انقلاب فرهنگی که دانشگاه تعطیل شد هر وقت فرصت می شد به تهران  منطقه  تهران پارس می رفتم .  یادم است با دستگاه سه گاه شروع کردیم.
بعد هم که در سربازی به منطقه می رفتم حتماً سری به ایشان می زدم.

در جبهه هم برای رزمنده ها می خواندید؟
 بله با رادیو اهواز همکاری داشتم. به مناسبت پیروزی بستان، شب شعری در دانشگاه اهواز بود  آنجا اجرا کردم که تلویزیون دوبار پخش کرد .
یادم است در ۹ فروردین سال ۶۱ حدود ۹ شهید به گناباد آوردند و برای من توفیق شد آنجا در آن مراسم هم  خواندم.

 در میانه دهه شصت که  استاد شجریان از ایران می رود  شما  ادامه دادید؟
درست است ؛ سال ۶۵ استاد از ایران رفت و تا حدود  69 خارج از کشور بودند. خوب من ادامه دادم، سال ۶۶ من در تهران خدمت استاد صالح عظیمی رسیدم. ایشان ردیف دان برجسته است و از شاگردان اقبال آذر هستند  و صاحب سبک آذری بودند. می دانید که ما سه سبک داریم. آذری، تهران و اصفهان.
 آن زمان دانشجوی پلی تکنیک بودم و به لطف خدا هم زمان دوره فوق ممتاز خوشنویسی و شکسته را هم گذراندم.
 استاد حدود ۶۹ برگشت و من دوباره ایشان را ملاقات کردم ولی دیگر نمی توانستم  زیاد خدمتشان بروم. آن موقع پیشنهاد دادم استاد نوار یا کتابی در  باب موسیقی بنویسد. کتاب آقای کریمی که الان موجود است، ضعف زیاد دارد و هیچ کس هم به جز استاد شجریان نمی تواند بسیاری از ریزه کاری ها را اجرا کند ، حتی چند ماه قبل  که خدمتشان بودم  دوباره  گفتم: دیگر شاید فرصتی فراهم نشود.  که ایشان گفت: مشغول نوشتن هستم.

استاد دوباره در دهه ۷۰  از ایران رفتتد. چرا؟
 کم کم بحث مهاجرت استاد پیش آمد؛ معمولا استادی که جایگاهی دارند انتظاراتی دارند که نهاد های مسئول باید مورد توجه قرار دهند. اما آن موقع قدردانی نمی شد و مشکل زیادی ایجاد می کردند و حداقل ها هم برایشان فراهم نبود. خلاصه وقتی ایشان رفت من دوباره به مشهد آمدم.

اساتید موجود چه رابطه ای با استاد شجریان  دارند ؟
درحال حاضر هیچ خواننده اصیلی نیست که در عرصه باشد و شاگردی استاد را نکرده باشد .
از قدیمی تر ها آقای شهرام ناظری، صدیق تعریف و علی جهان دار، و در مرحله بعد آقایان افتخاری، سراج و علی رستمیان و در مراحل بعد جوانانی مثل آقایان مختاباد، اصفهانی و… همه نزد استاد شاگردی کرده اند. من خودم اکثر آقایان را در منزل استاد دیده ام


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 2038
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 - 7:02 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بنام خدا
دست اندرکاران محترم سایت بعد از مدتها جولان انتخاباتی برای قراردادن این گزراش ازشما ممنونم به استاد هاشمی افتخار میکنیم واز ایشان بخاطر تاخیر فراوان در ارایه این گزراش با ارزش از افتخار گناباد پوزش می خواهیم دلیش این بوده است که ایشان بعنوان یک افتخار ازانتخاب آقای دکتر مهدی زاده استقبال وتجید کردند واین باعث تاخیر در ارایه این گزارش با توجه به تعهد اخلاقی؟؟؟!!! مسولان سایت به انتخابات گناباد بوده است
به شما افتخار می کنیم به هنرتان وهویت تان وتخصص شما سرافراز وپیروز باشید استاد

شلا یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 - 4:59 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام به جناب هاشمی کیا استاد محترم و عزیز
هنر نزد ایرانیان است و بس
گناباد به وجود شما افتخار میکند.
یا علی

امير علي یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 - 10:39 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای دکتر هاشمی کیا ی عزیز
شنیده بودیم گناباد تشریف آورده اید،اما نمی دانستیم با بچه های گناباد نیوز گپ وگفتگویی نیز داشته اید،از گرامیان سایت گله مند هستیم که در هیاهوی انتخابات این گفتگورا روی سایت نیاورده اند.
از این که به وطن خود گناباد افتخار می کنید،وبه مردم به خاطر انتخاب نیکشان تبریک گفته اید ،سپاسگزاریم.
ماهم به شما افتخار می کنیم وبرایتان آرزوی سلامتی وطول عمر با عزت می نماییم.چراکه شما سرمایه های ارزشمند ما هستید.
سایه شما مستدام

دوستدار گناباد دوشنبه 9 اردیبهشت 1387 - 9:43 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا گنابادیهای ما اینجوریند!!!استاد می مردند اگه در مکانهای دیگر وشهرهای دیگر خودرایک گنابادی معرفی میکردند وباعث اعتبار شهرشان میشدند.حتمن باید زلزله شود تا مثل ایرج بسطامی ایشان هم معروف شوند!!!!!

gonabad boy سه شنبه 10 اردیبهشت 1387 - 12:24 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به به
می بینم که با هنر مندان می پرین
هنر نزد گنابادی یان است و بس
آیا می دونستید آریا یی ها اول به گناباد اومدن و تمدن ایران از گناباد شروع شد ….

ناشناس جمعه 27 اردیبهشت 1387 - 10:14 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش