آیا وزیر خندید ؟!
از میان وزراء دولت نهم روز چهارشنبه وزیر راه به گناباد آمد تا چند پروژه از جمله جاده بجستان – فیض آباد را افتتاح کند.
اما آن روز چه اتفاقی افتاد؟
برداشت اول :
مدت ها انتظار دور دوم سفر رییس جمهور به شهرستان را داشتیم هر چند مشخص بود که خود آقای احمد نژاد به گناباد نخواهد آمد. اسفند ماه تعیین شد اما به عقب افتاد و بعد از دو سال در فروردین مهمان هیئت دولت شدیم. آقایان رحمتی و مشایی سهم گناباد شدند. پروژه بزرگ جاده دوبانده بجستان – فیض آباد ساعت یک و نیم بعد از ظهر روز چهارشنبه توسط وزیر افتتاح خواهد شد.
برداشت دوم :
رابطه مدیران میانی با مردم و کسب مشروعیت در دولت های دموکراتیک یک سوال همیشگی است. انتخابات ابزاری است که مردم می توانند مدیران تراز اول خود را تعیین کنند . چه کسی رییس جمهور باشد و چه کسانی با چه نگاهی کابینه او باشند. اما هر چه به پایین می آییم مدیران از مردم استقلال بیشتری می یابند و بلکه وابسته به مدیر ارشد خود می شوند. کسب رضایت مدیر بالاتر از کسب رضایت مردم مهمتر می شود. اما این روند به سمت پایین ادامه نمی یابد. خرده مدیران که مستقیما با مردم در ارتباط هستند ناچارند هم مقام بالاتر را از خود راضی نگه دارند و هم با مردم کنار بیایند و ایجاد تعادل فی ما بین بیشترین مشروعیت مدیر خواهد بود.
برداشت سوم :
پیمان کار جاده، در ابتدای جاده بجستان خیمه می زند و به عرف این گونه مراسمات مکان مناسبی برای استقبال از وزیر فراهم می شود. اما صبح از فرمانداری خبر می رسد برنامه افتتاحیه از ابتدای جاده نخواهد بود و به یونسی چند کیلومتر آن طرف تر منتقل شده است.
ساعت یک عصر جمعی از روحانیون و مردم بجستان در ابتدای جاده بجستان منتظر آمدن وزیر هستند تا حداقل خوشامدی به او بگویند. وزیر با هیئت همراه سر می رسد اما سلام مردم پاسخی ندارد و ماشین ها متوقف نمی شوند بلکه اتومبیلی که وزیر و فرماندار در آن هستند به سرعت از مقابل مردم عبور می کنند
برداشت چهارم :
ساعت ۵ عصر روز چهارشنبه جلسه شورای اداری در فرمانداری برگزار است. از بجستان کسی نیامده است. مسئولین بجستان دعوت شده بودند. ساعتی قبل که مسئولین بجستان در بخشداری بودند به درخواست مردم و در جواب بی احترامی در تشریفات افتتاحیه جاده به جلسه نیامدند
ساعتی بعد دادستان وقتی را از وزیر می گیرد. امام جمعه ، بخشدار و جمعی از بزرگان بجستان به دیدار وزیر می آیند و بعد از خیر مقدم گلایه مردم را منتقل می کنند که فرق است میان مردم و اشرار !

برداشت پنجم :
وزیر جریان را می فهمد و عذر خواهی می کند و می گوید من مهمان شما بوده ام و بی اطلاع، مسئولیت هماهنگی برنامه ها با فرماندار بوده است
برداشت ششم:
هنگامی که فرماندار شهری از مردم خود هراس به دل داشته باشد مشروعیت را از کجا باید بیابد؟
دستگاه فرمانداری ما رضایت هیئت دولت را جلب کرد یا خاطر مردمش را آسوده ساخت؟
حاکمان بالا دست درباره مردم ما چه فکر خواهند کرد؟
گزارش جالب و زیبایی بود
انتقادی هم از نویسندگان سایت دارم. به طور کلی انتخاب تیتر برای مطالبتان ضعیف است. اینکه خوانندگان برای این خبر هیچ کامنتی نگذاشتند، در حالی که برای مطلب ضعیف ” پر افتخارترین و نفسگیرترین انتخابات در گناباد” یعی خبر بعدیتان تا این لحظه ۹ کامنت دادند به دلیل تیتر سردی است که برای این مطلب انتخاب کردید.
مثلا چه خوب بود برای این نوشته تیتر و عکسی از فرماندار انتخاب می کردید(که این روزها صحبت هر محفلی است و این مطلب اصلا در مورد ایشان است)