شعر
دل در گروی تو یار دارم من با دگران چه کار دارم
من با تو به حشمتی رسیدم کز حشمت آن قرار دارم
مست شب زلف تابدارم با جام لبت خمار دارم.
گفتم نه سر وصال داری دیدم که دل به دست یار دارم
در خلوت آرزو نشستم امروز شهنشهی نگار دارم
منحوس ستاره ای به بخت من بود امروز به تو را ستاره وار دارم
بازدید: 588
Kheili khoob!Faghat sheretan kami virayesh lazem .darad