شبهات و انتخابات(۸)/ توزیع پول و…
ثانیهنیوز- اگرچه با آغاز به کار دولت نهم تبلیغات منفی علیه این دولت در دستور کار برخی از افراد قرار گرفت اما در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حجم هجمه های صورت گرفته علیه دولت تصاعدی بالا رفته است. گویا تمام ورشکستگان سیاسی دست در دست هم دادهاند تا از روی کار آمدن مجدد رئیس دولت نهم جلوگیری نمایند و در همین راستا با انتشار اخبار کذب و ساختگی و وارونه جلوه دادن اقدامات مثبت این دولت، تمام تلاششان را برپایه این خیال قرار داده اندکه برای اولین بار ایران شاهد رئیس جمهوری یک دورهای باشد.
* شبهه بیست و هفتم: بحثی که همه نامزدها مطرح می کنند میگویند که کشور ، شرایط بحرانی دارد و احمدی نژاد کشور را دم یک پرتگاه برده و آنها باید بیایند تا این مملکت را نجات بدهند و در ابعاد مختلف همچون اقتصاد، مدیریت و مسائل اجتماعی می گویند که کشور در بحرانی ترین شرایط خودش بعد از انقلاب قرار دارد کسانی مثل آقای موسوی بیست سال سکوت کردند و هیچ احساس خطری نمی کردند الأن عنوان میکنند احساس خطر میکنند آیا واقعاً چنین خطری وجود دارد ؟
پاسخ: اولاً مفهوم بحران و اضطرار که بعد هم به دنبالش می گویند که ما باید دولت وحدت ملی تشکیل دهیم این مفاهیم را بررسی کنیم که در ادبیات سیاسی متعارف جهان یعنی چی؟ میگویند کشوری که به بن بست رسیده و توان ادامه حیات ندارد برای حل مسائل داخلیاش باید جریانات و عناصر متخاصم دور هم جمع شوند و دولت وحدت ملی تشکیل دهند مثل لبنان. ما سؤال می کنیم که آیا بحران و اضطرار و بن بست شاخصهایی دارد یا ندارد ؟ بحث وحدت ملی، بحث امنیت ملی، بحث مشروعیت نظام، بحث مقبولیت و مفاهیمی از این قبیل شاخص هایی است که در حوزه بحران و اضطرار باید به آن بپردازیم. می گوییم که به لحاظ وحدت ملی ما بهترین شرایط را داریم نسبت به گذشته نه نسبت به آن که دوست داریم که باشد. ما نسبت به گذشته تحلیل می کنیم می گوییم آن وقت یعنی ۵،۶ سال قبل که یک عده تلاش می کردند اختلافات قومی ، اختلافات مذهبی، اختلافات قشری و اختلافات صنفی راهبیندازند. آیا فضای عمومی کشور آن وضعیت را دارد. در مورد امنیت آن موقع که اراذل و اوباش و آدمهای جورواجور در هر حوزه ای ناامنی ایجاد میکردند چه در حوزه مسائل اجتماعی و چه در حوزه مسائل امنیتی و چه در حوزه مسائل اقتصادی و چه در بحث اراذل و اوباش و ما می گوییم که الآن واقعاً این طوری نیست. آن موقع مردم از دست اراذل و اوباش ناامن بودند الآن اراذل و اوباش از دست نیروهای امنیتی فراری هستند. تخلف آن موقع حاشیه امن داشت الآن متخلف و اراذل و اوباش و کسانی که میخواهند ناامنی ایجادکنند امنیتی ندارند یک گوشهای خزیدند. ما در موضوع بین الملل نسبت به گذشته در بهترین شرایط هستیم هم در ارتباط با کشورهای همسایه هم در منطقه و هم بین مسلمانان و هم جنبش عدم تعهد و حتی غربیها. امروز ۱+۵ التماس مذاکره با ما را می کند درحالی که ما آن موقع باید میرفتیم التماس می کردیم که جواب سؤالهای ما را بده ، اینها شاخص های واقعی است که بسیاری از دشمنهای ما آن را قبول دارند. کجا ما بحران داریم چرا این را به صورت یک اصل فرض شده تبلیغ می کنند و در جامعه می دمند. در حوزه مسائل امنیت داخلی یک کودتای خزنده ای را به نام انقلاب مخملی در این کشور طراحی کردند و حادثه ۱۸ تیر راه انداختند و قتل های زنجیره ای راه انداختند خودشان اعلام کردند که ما هر ۹ روز یک بحران داریم چطور این کسانی که این حرفها را زدند و اینها را هم سامان دادند در حوزه فرهنگی به همه مقدسات ما توهین کردند و همه ارزشها را زیر سؤال بردند آن وقت ناامنی نبود الآن که مردم کاملاً امنیت فرهنگی دارند، امنیت اجتماعی دارند، امنیت سیاسی و هم امنیت اقتصادی دارند ناامن است؟ در حوزه اقتصادی فسادگران اقتصادی چه میکردند؟ یادمان نرود که در رانتخواری و بهره برداری از امکانات طبقه ممتاز این مملکت چه جولانی میدادند، آیا واقعاً الآن آنها هستند و یا به انزوا رفتند ؟ اتفاقاً ما الآن نسبت به گذشته در اوج آرامش و امنیت و وحدت و اقتدار ملی هستیم این یک بخش، بخش دوم، اشارهای به یکی از فرمایشات حضرت امام(ره) که مضمونش این بود که اگر دیدید همه دشمنان سر یک موضوع علیه شما وحدت نظر دارند بدانید که کارتان درست است این موضوع هم موضع مشترک دشمنان داخلی و یکسری دشمنان خارجی است، که همه آنها دست به دست هم دادند و در کشور به صورت گسترده پمپاژ میکنند و میخواهند احمدینژاد نباشد اتفاقاً به همین دلیل ما میگوییم که معلوم است که احمدی نژاد بودنش برای ادامه وحدت ملی و امنیت ملی و اقتدار ملی و پیشرفت کشور مفید است.
فرصتهای طلایی را کسانی از مردم گرفتند که هر روز کشور را با یک بحران تازه مواجه میساختند و کار را به آنجا رساندند که برای پیشبرد مقاصد خود، در مجلس شورای اسلامی دست به تحصن زدند و استانداران و مدیران ارشد دولت برای فلج کردن دستگاههای اجرایی از مقام خود استعفا کردند. فرصتهای طلایی را کسانی از مردم گرفتند که اسناد سری کشور را به بیگانگان سپردند تا راه دستیابی ملت ایران به انرژی صلحآمیز هستهای مسدود شود و مانع از پیشرفت کشور در عرصههای مختلف شدند. فرصتهای طلایی را کسانی از مردم گرفتند که به نام اصلاحطلبی، دینزدایی و ترویج فساد و بیبندوباری اخلاقی را سرلوحه کارشان قراردادند و آرمانهای جعلی را جایگزین آرمانهای اصیل انقلابی و اسلامی کردند. فرصتهای طلایی را کسانی از مردم گرفتند که بهجای کار و تلاش در جهت سازندگی و پیشرفت کشور، وقت خود را صرف سازماندهی تشکیلات سیاسی در درون دولت کردند و با ایجاد رسانههای حزبی، انحراف اذهان عمومی از حقایق جامعه را در دستور کار خود قرار دادند. دولت نهم به لحاظ بهکارگیری نیروهای تحصیلکرده و باتجربه در بالاترین سطح اقدام نمود و امروز ثمره آن را میتوان در نیل به افتخارات روزافزون در عرصههای مختلف داخلی و خارجی و احساس عزت، عظمت و غرور بینظیر ملت ایران به دستاوردهای بزرگ خود، نظاره نمود. بدون تردید هستهای شدن ایران اسلامی، حضور غرورانگیز ایران اسلامی در فضا، تأثیر مهم و بلامنازع ایران در حل و فصل بحرانهای منطقهای و جهانی و نقشآفرینی ایران در مدیریت جهانی، دستیابی به فناوریهای پیشرفته نظامی و غیرنظامی، کم شدن فاصله طبقاتی و صدها دستاورد دیگر ثمره به کار گیری نیروهای دانشمند جوان میباشد که به کار گرفته شده و تبدیل تهدیدهای برجای مانده از دوران اصلاحات به فرصتهای بزرگ برای ملت ایران شده است.
* شبهه بیست و هشتم: اخیراً برخی افراد بحث تشکیل کمیته صیانت از آراء را مطرح کردهاند. نظر شما چیست؟
پاسخ: این طرح در ادامه جنگ روانی است. این افراد قصد دارند اولاً سلامت انتخابات را زیر سؤال ببرند ثانیاً شوک به جامعه و ایجاد شرایط بحرانی و جلب بیشتر و ثالثاً پیشاپیش اگر بازنده شدند این باخت را توجیه کنند.
حقیقت این است که سازوکارهای قانونی با وجود هیأتهای اجرایی و نظارتی مردمی که نشان می دهد تقلب امکان پذیر نیست. سی انتخابات در سال های گذشته شاهد این معنا است. در انتخابات گذشته جریانات موسوم به چپ یا راست مجری انتخابات بودند ولی جریان رقیب رأی آورد. در دوم خرداد و سوم تیر این اتفاق افتاد. مشارکت مردم ونظارت آنها در کشور ما واقعی است لذا این طرح مسائل تزریق بی اعتمادی به مردم است و موجب کاهش مشارکت مردم و به نفع دشمنان است. ما از برخی چهرهها تعجب می کنیم از سویی مردم را دعوت به مشارکت می کنند و از سویی در سلامت انتخابات خدشه وارد میکنند. به هر حال این هم از مصادیق جنگ روانی است که باید با هوشیاری آن را خنثی کرد.
* شبهه بیست و نهم:اینگونه مطرح است که آقای احمدینژاد برای رأیآوری پول توزیع میکند. مثلاً پرداخت پول به دانشجویان، توزیع سیب زمینی و… چه نظری دارید؟
پاسخ: با پول و توزیع امکانات برای انکار سوابق، رأی جمع کردن، کار درستی نیست.این سخن درستی است و هر کس با چنین قصدی بین مردم پول توزیع کند، محکوم است، اما بهراستی کسانی که چنین ادعا و تهمتی را مطرح میکنند، آیا قصد تخریب رئیس جمهور را ندارند؟ آیا اینگونه اظهارات، به منزله توهین به مردم و شعور آنان تلقی نمیشود؟ پیش از این، دولت را به توزیع سیبزمینی برای جمع کردن رأی متهم کردند، اما بعداً دیدند هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که با توزیع سیبزمینی بین مردم، بشود کار انتخاباتی و تبلیغاتی انجام داد! لذا شروع به طرح برخی ادعاهای دیگر کردند که از جمله آنها توزیع پول، سکههای طلا و بنهای خرید از فروشگاه بین مردم بود. به هر حال طرح اینگونه تهمتها بویژه هنگامی که یک دولت مردمی و رئیس جمهور مورد اعتماد و محبت مردم، هدف آن قرار گرفته باشند، قبل از هر کس به شأن و شخصیت فرد مدعی لطمه میزند.
در مورد پرداخت پول به دانشجویان که دیروز این را علم کردند و روزهای دیگر هم این را اعمال می کنند این بن کتاب است در دولتهای قبلی هم وزارت ارشاد بخشی از بودجه را اختصاص می داد به بن کتاب به صورت رایگان یا نیم بها به دانشجویان حالا بن کتاب تبدیل شده به کارت اعتباری و کارت اعتباری می دهند و افراد با کارت اعتباری برای خرید کتاب از آن استفاده می کنند . قبلاً ۵۰ هزار تومان میدادند الان شده ۲۰ هزار تومان کم شده زیاد نشده است.
در مورد سیب زمینی در دولت قبل وقتی ذخایر سیبزمینی داشت خراب می شد معدومش میکردند اما در دولت احمدی نژاد بین افراد نیازمند توزیع می شود .
این جنجالی که اخیراً توسط برخی از رسانههای دوم خردادی در خصوص توزیع رایگان سیب زمینی در بین اقشار کم درآمد و مرتبط کردن این مسئله با بحث انتخابات ریاست جمهوری ایجاد شده است بیشتر از تخریب دولت نهم ، توهین به مردم است.
تصور اینکه مردم رأی خود را به سیب زمینی بفروشند، توهین به مردم است و کسی رأی و سرنوشت خود را به سیب زمینی نمیفروشد.
همان طور که میدانید در سال پایانی دولت محترم آقای خاتمی ۱۳۰ هزار تن پیاز خریداری شده از کشاورزان در انبارها گندید و مسئولان دولتی وقت حاضر نشدند که این محصول را در بین اقشار کم درآمد توزیع کنند.
شاید مخالفان توزیع سیب زمینی رایگان در بین اقشار کم درآمد به دنبال این هستند که این محصول نیز مانند دوره قبل در انبارها خراب شود و به دست مردم نرسد.
دولت طبق قانون خرید تضمینی محصولات کشاورزی موظف به خرید مازاد محصولات از کشاورزان است و اگر این محصولات را حتی به صورت رایگان در بین مردم توزیع نکند، در انبارها خواهد پوسید و به دست مردم و نیازمندان نخواهد رسید.
سال گذشته ۶ میلیون تن سیب زمینی در کشور تولید شد در حالی که نیاز سالانه کشور به این محصول ۵ میلیون تن است و اگر دولت آن را در بین مردم توزیع نمی کرد، به سرنوشت پیازها ودیگر محصولات در دولت قبل دچار میشد.
منطق مخالفان این اقدام دولت این است که محصولات کشاورزی مازاد که از کشاورزان خریداری شده، در انبارها فاسد شود اما در بین مردم توزیع نشود.
توزیع محصولات کشاورزی در بین خانوادههای تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی کشور در سالهای گذشته نیز رخ داد اما در آن زمان کسی به آن اعتراضی نکرد. شاید حالا که به انتخابات نزدیک شدیم حساسیت کار بالا رفته است. اما مجموعه دولت هیچگاه از اقدام تخریبی عده ای مغرض دست از کار نکشیده اند و با قدرت به کار خود ادامه میدهند و روسیاهی تخریب کنندگان برای خودشان باقی خواهد ماند.
تهمت توزیع کاسه آش و یا پول و یا سیبزمینی و یا ادعای فردی در یزد که استقبال مردم از رئیس جمهور را به دلیل وعده شام و ناهار دانسته بود، بی احترامی به مردم است . مردم ایران اگر این چنین بودند ، قطعاً در انتخابات نهم وقتی با وعده پرداخت ماهی پنجاه هزار تومانی در مرحله اول و وعده پرداخت مالی یکی از ستادها در مرحله دوم روبرو شدند ، تصمیم خود را عوض می کردند و غیر از احمدی نژاد را انتخاب می کردند . اگر این ادعاها صحیح باشد، باید مردم اصفهان را علاقه مند به سیب زمینی دانست و البته با این فرض دولت برای کشاندن این موج جمعیت به میدان امام خمینی که دو برابر و نیم زمین فوتبال است ، باید به واردات سیب زمینی روی آورد!
* شبهه سیام: درخصوص فرایند تصویب مصوبات استانی هم شبهاتی را مطرح می کنند. شما به عنوان نماینده مردم در مجلس روند تصویب مصوبات را چگونه می بینید؟
پاسخ: مصوبات استانی یک فرآیندی دارد اول هیأتی از استان بلند می شود می آید مرکز و جلسه می گذارند و بخش، بخش هم وزیر مربوط است به علاوه معاونت برنامه ریزی استاندار با هم دیگر تفاهم می کنند و بعد قبل از این که آقای احمدی نژاد به استان مربوط برود دوباره یک هیأتی این مصوبات را مورد بررسی قرار می دهند در کارگروهها کاملاً بازنگری میکنند استاندار است به عنوان متولی استان و وزیر هم به عنوان متولی بخش.
در هر صورت هر موضوعی که میخواهد تبدیل به مصوبه شود سه چهار مرتبه مورد بررسی کارشناسی و نزدیکبینی و مورد تفاهم هیأت کارشناسی در استان و وزارتخانه مربوط و سپس کمیته تخصصی دولت و نهایتاً پس از باز بینی شخص رئیس جمهور و تطبیق با نیاز در هیأت دولت طرح و تصویب میشود.
* شبهه سی و یکم: آیا استناد دادن به سخنان مقام معظم رهبری برای حمایت از دولت کافی نیست؟
پاسخ: ایشان از همه دولت ها حمایت کرده و خواهند کرد. بله . درست است؛ تأییدات و حمایتهای مقام معظم رهبری نسبت به دولتها یک سیره و سنت است. اگرچه تأیید و حمایت رهبری حجت را تمام میکند اما برای دیدگاههای مختلف و سلایق مختلف دلایل دیگری هم هست که بدان اشاره میشود. در مورد حمایت ایشان از همه دولت ها بهتر است نظر خود ایشان را بدانیم .
مقام معظم رهبری در اول فروردین سال ۸۶ در حرم مطهر رضوی فرمودند : من از دولت حمایت مىکنم. از همه دولتهاى بر سر کار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت مىکنم. این حمایت، بىدلیل و بىحساب و کتاب نیست. اولاً جایگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سیاسى کشور ما جایگاه بسیار مهمى است، ثانیاً بیشترین مسئولیتها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم این جهتگیرىهاى دینى و این ارزشگرایى انقلابى و اسلامى خیلى ارزش دارد. سختکوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگیرى عدالت و رزى مردمى؛ اینها خیلى قیمت دارد و من قدر این کارها را مىدانم. در جای دیگر هم مقام معظم رهبری در دیدار ریاست جمهوری و اعضای هیأت دولت به تاریخ ۲/۶/۸۷ میفرمایند: البته حمایت از دولت، مخصوص این دولت نیست؛ بنده همیشه از دولتها حمایت کردهام؛ امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) هم در هر برههاى، از دولتها و رؤساى قوه مجریه و مسئولین دولتى حمایت میکردند. دلیلش هم واضح است. چون عمده بار اداره مدیریت کشور بر عهده قوه مجریه است و نظام باید از قوه مجریه، از رئیسجمهور، از مسئولین و از وزرا، حمایت کند. امام هم حمایت میکردند؛ منتها خب، این خصوصیاتى که عرض کردیم، موجب میشود که انسان گرمتر حمایت کند و در این قدردانى و حمایت، دلگرمتر اقدام کند. حمایت رهبری دارای دلیل و حکمت است و میتواند حجتآور باشد.
* شبهه سی و دوم: سفرهای استانی چه ارزشی دارد؟ مگر نمیشود به شکل دیگری مشکل استانها را حل کرد خصوصاً در عصر کامپیوتر و عصر ارتباطات و مدیریت از راه دور چه ضرورتی دارد؟
پاسخ: سفرهای استانی در بوته نقد و تحلیل از زوایای چندگانه ای قابل بررسی اند. از برخی ابعاد، این سفرها می تواند مورد انتقاد باشد. اما قطعاً از ابعادی دیگر می توان این سفرها را مطلوب ارزیابی کرد. آشنایی با مسائل روزمره مردم، استانها و شناخت چالش ها و ظرفیتهای موجود کشور بطور عملیاتی، از نزدیک، مستقیم و بلاواسطه یکی از ابعاد بسیار مهم سفرهای استانی است. تحکیم ارتباط دولت با مردم و تکریم مردم بعد دیگری از اهمیت سفرهای استانی است که به عنوان دستاورد تلاش دولت نهم قابل ذکر است.
آنچه موجب می شود سفرهای استانی بعنوان نقطه قوت و دستاورد برجسته رئیس جمهور نهم تلقی شود، همانا دو بعد پایداری ارتباط با استانها و مردم و نیز عدم اتکا به گزارشهای رسمی صرف می باشد.
کارشناسان ستادی دولتی تصدیق مینمایند که آشنایی میدانی با مسائل، ضمن تزریق انرژی مضاعف، موجب اطلاعاتی می شود که گاه در گزارش های رسمی یا درج نمیشود و یا اینکه گاه عبارات و کلمات آن گزارش ها عمق مصائب یا شیرینی ها را نشان نمی دهند. اتکای به گزارش های اداری، گاه موجب دوری از حقیقت می شود و عرصه را بدرستی نشان نمی دهد.
بنابراین ایده و عمل دکتر احمدی نژاد از این حیث مناسب شمرده می شود.
نکته اساسی مورد تحسین در خصوص سفرهای استانی رئیس جمهور و هیأت دولت، استمرار ارتباط و نزدیکی است که مورد غفلت قرار نگرفته است. احمدی نژاد علیرغم همه دشواریها، این برنامه را به سختی دنبال کرده است.
آنچه به اجمال می توان در خصوص سفرهای استانی دولت نهم ذکر کرد این است که سفرهای استانی برای شناخت ظرفیت ها و مشکلات کشور و برای تحبیب و تکریم آحاد مردم ایران، بسیار قابل تمجید است. از طرفی ارزش غایی سفرهای استانی کمک به مرحله شناخت و راهنمایی در اتخاذ تصمیمات کلان کشوری و ملی در ستاد است. اطلاعات سفرهای استانی در تلفیق با گزارش نهادهای رسمی می تواند مدل مقبولی برای تصمیم سازی در سطح هیأت وزیران باشد و آن اطلاعات برای ترسیم آینده و بهبود وضع جاری کارگشا خواهند بود چرا که سفرهای استانی هیأت دولت نهم، حضور جدی کابینه و تصمیم سازی در استان مربوط است.
نکته دیگری که قابل ذکر است ؛ سفرهای استانی، حضور بی واسطه در میان مردم و تشکیل جلسات کابینه در تمامی نقاط کشور که در مواردی پای هیچ مسئولی حتی در سطح مدیرکل نیز به آنجا نرسیده بود، مصداق بدون ابهامی از مردم سالاری دینی است.
مورد دیگری هم که مغفول مانده این است که این سفرها همدلی مردم از اقوام و مذاهب متفاوت را در پی دارد.
نکته قابل توجه دیگر در این زمینه بیانات راه گشای مقام معظم رهبری است. ایشان در موارد متعدد و بسیاری این سفرها را تمجید کرده و مورد بررسی قرار داده اند . اینجا دو نمونه را متذکر میشوم :
«سفرهاى استانى بسیار کار خوب و برجسته و لازمى بود و من واقعاً تعجب میکنم که بعضیها چطور کارى را که اینجور واضح است که خوب است، انکار میکنند و زیر سؤال میبرند. این براى وزرا، براى رئیسجمهور، براى عوامل اجرایى و دولت خیلى زحمت دارد و کار بسیار طاقتفرسایى است؛ لکن آنچه که محصول این کار میشود، عبارت است از روشن شدن فاصله بین نگاهِ از دور به حقایق یک کشور و نگاهِ از نزدیک؛ این، خیلى فرق میکند. بنده سالها کار اجرایى کردهام و آشنا هستم. دو جور انسان قضایا را مىبیند: گزارشهاى خوبى که براى انسان مىآید؛ گزارشهاى کامل به حسب ظاهر که هیچ ایرادى هم ندارد و درست هم هست – گزارشها را انسان میخواند و مباحثه هم میکند – لکن آنچه که محصول این گزارشهاست، با آنچه که محصول نگاه از نزدیک است، فاصله بسیار زیادى دارد. دیدن واقعیت، رفتن به مناطقى که امید این را نداشتند که مسئولان بلندپایه حتى به یاد آنها بیفتند، کار خیلى بزرگى است و این کار خیلى کار باارزشى است. بعضى از شهرهایى که مسئولان کشور – رئیسجمهور و وزرا – به آنجا رفتند، هرگز در طول این مدتها شاید یک مدیرکل را هم ندیده بودند که برود و از آنها احوالى بپرسد؛ سؤالى بکند؛ اما ناگهان مىبینند رئیسجمهور جلوى آنهاست! این، خیلى کار مهمى است. مبادا این کار مهم را خراب کنید. آنچه انجام گرفت، شروع یک حرکت مبارک بود؛ اما باید این حرکت تا نهایت خط برود، تا آن برکات به طور کامل حاصل بشود.
البته این سفرها، برکات جنبی فراوان دیگرى هم داشته است.» (۹/۴/۱۳۸۶ در دیدار با رئیس جمهور و کارگزاران نظام)
«یکی از هدفهای من در سفرهایی که سالهای گذشته به استانهای مختلف کشور میکردم و در سفرها هم میگفتم، همین بود که دولتمردان را به توجه هر چه بیشتر به نقاط آسیبدیده و آسیبپذیر و محروم در کشور متوجه کنم؛ توجه آنها را به این نقاط جلب کنم. امروز خوشبختانه این مقصود حاصل شده است؛ یعنی یکی از برنامههای دولت خدمتگزار همین است که همه استانها و همه شهرها و شهرستانها را، به طور مستقیم زیر دید قرار میدهد.» (۱۵/۲/۱۳۸۷ دیدار با عشایر و مردم ممسنی)
مقام معظم رهبری در دیدار با دولتهای قبلی هم این آرزو را مطرح کرده بودند که متأسفانه در آن دولتها عملی نشد.
خلاصه اگر روزی عدهای شعار می دادند و تحلیل می کردند که ما گسست بین دولت و ملت داریم و تلاش می کردند با دمیدن این تحلیل ناصحیح به مردم القا کنند که نظام به فکر شما نیست و این بی اعتمادی مردم به دولت را تهدید میدانستند امروز با این اقدام خوب دولت اعتماد مردم به نظام و مسئولین بازسازی شده و این اعتماد بزرگترین سرمایه و فرصت برای نظام اسلامی است.
* شبهه سی و سوم: آیا هزینه های دولت افزایش نیافته و اسراف صورت نمی گیرد؟
پاسخ: رشد هزینههای جاری دولتها در سالهای گذشته تقریباً همیشه ارقامی بالاتر از ۲۰ درصد بود، اما با به بارنشستن سیاستهای انقباضی دولت نهم در بخشهای هزینههای جاری و افزایش قابل ملاحظه صرفهجویی در دستگاههای دولتی، اعتبارات هزینهای (جاری) دولت در سال ۱۳۸۶ به پایینترین رشد سالهای اخیر یعنی ۳/۱ درصد رسید که بیسابقه است؛ چرا که مثلاً اعتبارات هزینهای دولت آقای خاتمی در ۲ سال آخر آن یعنی سالهای ۸۲ و ۸۳ بهترتیب ۲۰ و ۳۰ درصد افزایش یافته بود.
* شبهه سی و چهارم: اینگونه شایع شده که بودجه مصوبات سفرهای استانی غیر قانونی است؟!
پاسخ: بودجه مصوبات سفرهای استانی از ردیفهای قانونی استفاده شده که در قانون بودجه سالانه دولت آمده و مصوب مجلس است. ردیف های بودجه ای که به این منظور استفاده می شود شامل است بر:
۱. بودجه متمرکز وزارتخانه ها
که باید بخش های استانی آن برای توسعه موضوع های مرتبط با وزارتخانه در هر استان مصرف گردد.
۲. بودجه استانی دولت:
که ردیف های مشخص خود را دارد و نحوه هزینه کرد آن با پیشنهاد استانداری و تصویب هیأت وزیران مشخص می شود. در حقیقت تخصیص آن به پروژه ها با یک نگاه ملی توسط دولت تعیین میگردد.
۳. بودجه در اختیار رئیس جمهور:
در بودجه سالانه دولت سالهاست که ردیف بودجه ای را به منظورهزینه کردن در موارد اضطراری و به تشخیص رئیس جمهور اختصاص میدهند. در دولت نهم بخشی از این بودجه به طرح های فوری مورد نیاز استانها اختصاص یافته و بخشی از آن هم بودجه مصوبات سفرهای استانی را تشکیل می دهد.
۴.ردیف های بودجه متفرقه:
در بودجه سالانه دولت که مصوب مجلس است هزینه هایی تحت عنوان متفرقه پیشبینی شده است و بودجه مناطق محروم و…نیز شامل آن است. بخشی از هزینه های مورد نیاز مصوبه های سفر های استانی هیأت دولت از این محل تأمین می گردد.
۵. سهمیه حساب ذخیره ارزی:
مجلس در برخی سالها برای دولت مجوز صادر مینماید که از حساب ذخیره ارزی برای مصارف خاصی برداشت کند. مثلاً در سال گذشته برای جبران بدهی صنایع تولیدی کشور ، مجلس مجوز برداشت مبلغ معینی از حساب ذخیره ارزی رابرای دولت صادر کرد.
این برداشت بر اساس مصوبه مجلس باید در استانهای کشور و به تناسبی توزیعگردد که اختیار تعیین آن به دولت داده میشود. بخشی از هزینههای مصوبات سفرهای استانی براساس اختیاری تعیین میگردد که مجلس برای تعیین نحوه توزیع برداشتهای حساب ذخیره ارزی به دولت داده است.
در حقیقت دولت با سفرهای استانی نقیصه دولت های پیشین را از حیث عدم واگذاری تخصیص های مربوط به استان ها و هزینه آن در محل های دیگر را جبران نموده است. رئیس جمهور با ابتکار سفرهای استانی سیستمی را برای مجموعه تحت مدیریت خود طراحی کرده است که بتواند مسیر رسیدن بودجه های استانی تا نقطه هدف را دنبالکند؛ یعنی آنچه در جلسات دولت تصویب می شود.
به هر حال طراحی یک سیستم خلاقانه این چنینی برای نظارت بر عملکرد صحیح زیردستان از ابتکارهایی است که دولت نهم با نگاه به سفرهای مقام معظم رهبری به استانها طراحی نموده است . علاوه بر این که در این طرح ابتکاری ابعاد دیگری همچون پیدا کردن نگاه ملی و دوری از تصمیم گیری های روی کاغذ، ایجاد شور و نشاط در مردم و دیگر موارد نیز دیده شده است.
متأسفانه اکنون با مدیران رفتاری دون شأن آنها صورت میگیرد. مدیری که پس از سالها کار پیر شده و صدها پروژه را در طول عمر خود به ثمر رسانده و امروز کولهباری از تجربه بر دوش دارد، با دو کلمه انتقاد از دولت، یکشبه جابهجا میشود.
ادعای برکناری یک مدیر به جرم انتقاد از دولت، اصالت خود را در برابر واقعیتهای انکارناپذیر پیشروی مردم از دست داده است زیرا فضای آزاد انتقاد و مخالفت با دولت در مقایسه با همه ادوار قبل از دولت نهم بینظیر بوده است و رفتار این دولت در برابر مخالفان و منتقدین نیز بروندادی جز بردباری و متانت نداشته است. تجربه مدیران زمانی مفید و قابل استفاده است که در خدمت اهداف جامعه قرار بگیرد و اگر خلاف این امر اثبات شود و افراد تجارب خود را برای سوءاستفاده از موقعیتهای اداری و بهرهبرداریهای شخصی بهکار بندند، نباید در مصادر امور باقی بمانند. بهراستی آنها بر خلاف این میاندیشند؟
مجلس هر چه تصویب کند دولت باید اجرا کند. به طور کلی دولتها باید حتماً با مجلس تعامل کنند. میدانیم که مجلسها تفاوتهای زیادی با هم دارند و یک نوع حیثیتی برای خود قائل هستند که دولتها باید آن را به رسمیت بشناسند و با آن کار کنند.
تعامل قوای مختلف با یکدیگر باید در چارچوب قانون اساسی و با رعایت اصل تفکیک قوا صورت بگیرد. متأسفانه در سالهای پس از انقلاب، ازجمله در دوران مسئولیت برخی، تعامل برخی از دولتها با مجلس براساس داد و ستد سیاسی بوده است. چنین تعاملی مانع از کارکرد واقعی مجلس شورای اسلامی به عنوان دستگاه ناظر بر اجرای قانون در پیکره نظام اجرایی کشور میشده است. این خاطره تلخ هنوز از حافظه مردم پاک نشده است که آقای بهزاد نبوی وزیر صنایع سنگین دولت وقت تعامل خود را با مجلس وقت برپایه اهدای پاترول به نمایندگان مجلس تنظیم کرده بود. او در جلسه استیضاح خود خطاب به نمایندگان مجلس فاش کرد که به هر یک از آنها پاترول داده است. ما چنین تعاملی میان دولت با مجلس را به هیچوجه قبول نداریم و چنین مناسباتی را موجب وهن و تخریب چهره پاک نظام اسلامی و ملت عزیز ایران میدانیم.هر یک از قوا در نظام جمهوری اسلامی ایران دارای کارکرد مستقلی هستند و هیچیک از آنها نباید در امور دیگری دخالت نمایند یا از شأن و منزلت یک قوه به عنوان دستمایهای برای اعمال اقتدار بر قوه دیگر، سوءاستفاده شود.
پستها و مشاغل مدیریتی، امانت مردم است و کسانی که در مصادر امور قرار میگیرند، باید خود را امانتدار مردم بدانند. ثبات مدیریتی فینفسه اصالت ندارد و فقط هنگامی ارزش و اعتبار پیدا میکند که مدیران با کارآمدی در خدمت تأمین منافع مردم و حراست از حقوق آنان قرار داشته باشند. برخی از صاحب منصبان دیروز و سران جریانهای سیاسی قدرتگرا، برای ثبات مدیریتی در کشور اصالت ویژهای قائل هستند و معتقدند که مدیران را باید به هر قیمت ممکن در سمت خود حفظ کرد. دولت نهم به این امر اعتقادی ندارد. اصولاًٌ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس شورای اسلامی در هر ۴ سال یک بار، حاکی از آن است که ثبات مدیریت سیاسی در کشور اصالت ندارد. البته ثبات در بخش تخصصی لازم است اما ملاک و معیار تغییر یا ابقای مدیران در دولت نهم، مبتنی بر میزان شایستگی آنان برای خدمت به مردم است. البته معلوم است که هر تغییری، در یک روز انجام میشود و دلیلی ندارد که یک کار ساده، چند هفته یا چند ماه به طول بینجامد. علاوه بر این باید توجه داشت که اظهارات برخی مبنی بر تغییرات پی در پی و نابهنگام، یک ادعای بیاساس و تکراری است و دیگر اینکه تغییرات در دولت نهم در مقایسه با تغییرات در دولتهای قبل بسیار محدود و ناچیز بوده است. فراموش نشود که روزی اگر مستخدم مدرسهای مطیع چون و چرای یک حزب دولت ساخته نبود به علت اینکه پیام دوم خرداد را درک نکرده تغییر میدادند و الأن بسیاری از مدیران هستند که سلایق سیاسی دولت را قبول ندارند و سرکار هستند که متأسفانه بسیاری از آنها الأن مانع اقدامات دولت و عامل نارضایتی مردم هستند و اینها از صبر و تحمل دولت سوءاستفاده کردند و بسیاری از شایعات را هم همینها دامن میزنند.
برادر محترم بدان که برخی از افراد سرمایه دار درهمین گناباد ودر همین دولت آقای احمدی نژاد میلیارد ها تومان وام گرفتند بهانه ایجاد کارخانه ولی نه کارخانه ایجاد شده و نه اشتغالی الان هم به ریش من تو وآقای احمدی نژاد می خندند