پاسخ میر حسین موسوی به نامه نوجوان گنابادی
« من دلم خیلی میخواست که در انتخابات شرکت کنم و به شما رای بدهم. من از پدرم شنیدم که شما سردار بزرگ اسلام در جنگ تحمیلی بودهاید و چون سن من کم است و نمیتوانم به شما رای بدهم پس با خودم فکر کردم که برای کمک به انتخاب شما قلکم که عیدیهایم را در آن انداختم برایتان بفرستم.». بیدرنگ به یاد امام بزرگ(ره) و سربازان کوچک زمان و رزمندگان بزرگش میافتیم. همانهایی که فرموده بود در گهواره هستند و آینده را رقم میزنند. این کودکان برادران و خواهران همانهاییاند که لقمههای ساده بستهبندی شده نان و پنیر یا قلکهای کوچک پلاستیکی و سفالی خود را با نقاشی کوچکی برای رزمندگان سالهای جنگ میفرستادند.
البته مهندس موسوی هم به سید ایمان پاسخ میدهد:
"سیدایمان عزیز" – پدر عزیزتان به بنده لطف کرده است. بنده همیشه در مقابل سرداران و رزمندگان عزیز احساس خضوع و کوچکی داشتهام و افتخار میکردم که در خدمت رزمندگان و جبهه دفاع مقدس باشم. هدیهتان از همه کمکهایی که به ستاد شده است پرارزشتر است. سلام مرا به پدر و همه خانواده و دوستان برسانید». – میرحسین موسوی سیدایمان تقوی، کلاس اول راهنمایی شهرستان گناباد از خراسان رضوی
http://www.mosavigonabad.blogfa.com
سلام.ایمان تقوی پولیتر بری ادم خرج کو که ارزش دشته بشه نه حسین موسوی که دی ۲۰ سال معلوم نیس دکجه بده بابایت هم گو تا چیز نمدنی حرف مزن.
مدیریت محترم سایت اگه مردید و ادعا دارید حذف نکنید.