دکتر آزادمنش – قسمت ۲

دسته: دانشجويي , سياسي
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۱۵ اسفند ۱۳۸۵
پیشنهاد من این است که به خراسان جنوبی بپیوندیم


….



       


….


*  این حق بجستان است که شهرستان شود
*  مطمئن باشید دیر یا زود آب گناباد شور خواهد شد
*  اگر گناباد به خراسان رضوی نمی پیوست بحران‌های زیادی در شهرستان قابل پیش‌بینی بود
*  نماینده در عمل دو سال کاری بیشتر ندارد


*  من با آزادی ماهواره موافق بودم
*  از طرفی خراسان جنوبی هم بسیار مشتاق است که ما به آن ها بپیوندیم
*  آخرین روستایی که من برقش را افتتاح کردم. ۵ خانوار داشت. و آن‌‌جا عباس آباد کلاته کلوخ بود
*  وزیر معتقد بود که گاز کشی اصلاً توجیه اقتصادی ندارد ولی ما قبول نکردیم
*  ساعت ۱۲ شب از ترمینال مشهد به من زنگ زدند که آقا تو نماینده ما هستی پس یک اتوبوس برای ما بفرست.


وووو


فسمت دوم مصاحبه با دکتر آزادمنش در دانشگاه علوم بهزیستی

پیشنهاد من این است که به خراسان جنوبی بپیوندیم


….





 

آقای دکتر آزادمنش  در این ابتدا می خواستیم بدانیم نگاه کلی شما به مجموعه شهرستان گناباد چگونه است؟ آیا گناباد ما در میان شهر های دیگر کشور حرفی برای گفتن دارد؟ اگر خواسته باشیم خارج از نگاه ایده الیستی شهرمان را بنگریم چگونه شهری خواهد بود؟



ما باید واقعیت‌ها را ببینیم. نباید این حس وطن دوستی ما را به بیراهه ببرد و ما خود را بیش‌تر از حد انتظار ببینیم. گناباد ما ظرفیت‌های آب و خاک و استراتژیک محدودی دارد. این شهر نمی‌تواند مرکزیت داشته باشد که همه شهرهای اطراف متوجه ما باشند. ما شهری هستم در مجموعه ۲۰۰ شهرستان کشور و از خیلی شهرها از نظر امکانات طبیعی پایین‌تر هستیم. بنابراین انتظارمان باید در حد خودمان باشد.
مثل ما مثل خاطره دکتر شریعتی است که می‌گفت: از پاریس که آمدم. مردم روستای‌مان مزینیان به دیدنم می‌آمدند. یکی از اهالی رو به من کرد و گفت: راستی در روزنامه‌های پاریس از مزینیان چه می‌گفتند.
منطقه ما مشکل جذب سرمایه‌گذار خارجی هم دارد. کمتر سرمایه‌گذار خارج از شهرستان حاضر است در گناباد سرمایه‌گذار کند. عزیزانی هم که الان در شهرستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند دوران سختی را گذرانده‌‌اند. همین آقای مهندس مرادی، مدیریت چینی تقدیس، مشکلات بسیاری داشت، وقتی من نماینده شدم. ایشان قرار بود مختصری از کارخانه را هم که ایجاد کرده بود به چینی    سروش شیراز ببرند. سه جلسه در استانداری برگزار شد. و من به ایشان گفتم اجازه نخواهم داد یک میخ یا تخته از گناباد خارج شود ولی اگر بمانید بنده و جناب فرماندار و دیگر مسئولین شهرستان نهایت همکاری را با جنابعالی خواهیم داشت. و از همین جا از آقای قربانی، فرماندار سابق  به خاطر همکاری‌های بی‌دریغشان تشکر می‌کنم. اکنون هم آرزو می‌کنیم. مهندس مرادی که خود از صاحب‌نظران صنعت چینی هستند. بتوانند کارخانه را زنده نگه‌ دارند.
ـ بنابراین به نظر من صنایع مادر در منطقه ما نمی‌تواند فعال شود. بلکه باید با توانایی‌های خودمان حرکت کنیم. اکنون صنایع دامداری و مرغداری‌ها در شهرستان جواب داده است. باید کمک‌ها و تسهیلات دولت در این زمینه جذب شهرستان شود. این استعدادی است که وجود دارد و باید حفظش کرد.



جدا از مسائل عمرانی ،مشکلات فرهنگی را تا چه اندازه مهم می دانید؟ این نگاه قومی و منطقه ای را می گویم و بسیاری از دیدگاه های محدود کننده دیگری  که حتی بعضی سازمان یافته عمل می کند. علت این ها را در محیط های کوچکی مثل شهرستان گناباد چه می بینید؟



اگر هم قبول کنیم که مشکل اصلی شهرستان. مشکلات فرهنگی است. این را هم باید قبول کنیم که ما خودمان هم به این مسأله دامن زده‌ایم. ببینید، توده مردم همیشه این طور بوده که از راست تلخ گریزان هستند. ولی دروغ شیرین را می‌پسندند. در درجه اول ما مسئولین نباید با این ذهنیت مردم بازی کنیم. وقتی که می‌خواهیم رأی بیاوریم. این مردم همه شریف و فهیم و عاقلند ولی هنگامی که ما را انتخاب نکردند و نخواستند. آن موقع مشکل فرهنگی دارند. باید از افرادی که مسئولیت فرهنگی دارند باید سؤال شود که شما چقدر برای پر کردن این معضل فرهنگی تلاش کرده‌اید.
ـ برای حل معضلات قومی و منطقه‌ای که این قدر حساس شده است معجزه نمی‌توان کرد باید آرام آرام و با برنامه عمل کرد.کار شتابزده نتیجه معکوس خواهد داد.
البته نبایدفقط کمبود ها و مشکلات را دید .استعدادها در این منطقه نیز فراوان است
زمانی بود که به کیش رفتم و گفتند بیایید قنات آن‌جا را ببینید. قناتش با حدود ۱۲ متر عمق و یک لیتر آب در ثانیه، من به مسئول آنجا گفتم: شما بیایید شهرستان ما و قنات ما را ببینید. ۲۵۰۰ سال پیش، ۳۰۰ متر زمین را کنده‌اند و ۱۵۰ لیتر در ثانیه آب در طول تاریخ از آن خارج شده است. این واقعاً یک شاهکار است این کار پدران ما بوده است. ما انسان‌های ضعیفی نیستیم و نباید بگذاریم سختی‌ها ما را متوقف کند.
ما نباید از حق مان دست برداریم .همین شهرستان شدن بجستان حرف کوچکی نیست .این حق بجستان است ونباید کوتاه بیایند.من بسیار از شهرها را دیده ام که از بجستان جمعیت کمتری داشتند ولی شهرستان شدند والبته این دلایل خاصی داشت و آن شهرها هم پیگیر بودند !



                                         



آقای دکتر چرا مردم در شهر های کوچک  این همه وظایف فراتر از اختیارات برای نماینده تعریف می کنند؟ ساختن و آباد کردن یک شهر در نظر شما چقدر در حد وتوان یک نماینده است؟


این واقعیت است که متاسفانه وجود دارد و بسیاری از آن هم بر می گردد به تبلیغات خود نماینده ها در شهر های کوچک که این عرف را بوجود آورده اند.این مشکلات برای ما هم بود .یادم می آید یک بار ساعت ۱۲ شب از ترمینال مشهد به من زنگ زدند که آقا تو نماینده ما هستی ،الان اتوبوس گیر نمی آید، سریعا یکی برای ما جور کن .شما بگویید آخر ساعت دوازده شب گوشی همراه کدام مسئول مملکت روشن است . با این وجود با هر زحمتی بود عده ای را از خواب بیدار کردم تا یک اتوبوس فراهم شد و دوستان به سلامت راهی شدند.
نماینده وظیفه اش چیز دیگری است. شما باید بدانید قدرت مانور مجلس برای تغییر بودجه حداکثر ۵ درصد است و ۹۵ درصد در سازمان برنامه و بودجه انجام گرفته استـ
از طرفی میانگین طرح‌ها در مملکت ما بین ۷ تا ۸ سال طول می‌کشد تا به بهره‌برداری برسد. بنابراین ممکن است نماینده‌ای طرحی را اجرا کند ولی به هیچ عنوان به پایان آن طرح نرسد. چون هر نماینده‌ای که برای بار اول به مجلس می‌رود در سال اول با بودجه‌ای مواجه می‌شود که قبلاً مجلس قبلی ریخته است. و هیچ‌گونه قدرت جذب بودجه نخواهد داشت. سال چهارم که می‌رسد. چون انتخابات نزدیک است مجلس و دولت در یک حالت صبر و انتظاری به سر می‌برند و نمایندگان هم به حضور در منطقه خود و تشکیل جلسات و گفت و شنود با مردم خود می‌پردازند. بنابراین نماینده در عمل دو سال کاری دارد که با توجه به وسعت و زمان پروژه‌ها بسیار اندک است. مگر اینکه خودش مبدع پروژه‌ای باشد.



آقای دکتر در سال ۷۸ که شمابه مجلس راه یافتید، اولویت هایتان برای شهرستان چه بود؟می خواهیم زاویه نگاه شما را بفهمیم .مشکلات را چگونه می دیدید و چه کردید؟


ببینید هر شهری برای پیشرفت باید زیر بناهای خود را در ابتدا سر و سامان بدهد.من این زیر بناها را آب ،گاز ،برق ومخابرات می دانم و اصول کارهایم را روی این ها قرار دادم.
وقتی من آمدم. اولین کاری که کردم میزان پیشرفت کار آبرسانی بود ۲۵/۱۶ درصد کار تا سال ۷۸ انجام شده بود. از سال ۷۴ چاه‌ها زده شده بود. و تا گیسور هم لوله گزاری شده بود. و فاصله آن تا شهرکه ۷۰ کیلومتر بود و ۹ کیلومتر داخل شهر هم باید لوله‌کشی می‌شد. ۲۳ مرتبه من ازپروژه بازدید کردم. اولین کاری که کردم. سوالی مطرح کردم از وزیر نیرو که چرا پروژه در اینجا متوقف شده است. به من گفتند که این آب اقتصادی نیست و شما که قنات‌های غنی دارد و خیلی هم به آن می‌بالید. طرح بدهید که از آن استفاده شود. من گفتم چه دلیلی دارید. گفتند: منبع آبی به گونه‌ای است که چاه‌ها در مسیر کال شور قرار گرفته و دیر یا زود این‌ها به هم سرایت خواهد کرد و آب شور خواهد شد. من گفتم: فرض را بر این می‌گیریم که یک روز این آب شور شود آب را با همان لوله در منطقه روشناوند و نوده پشنگ کشاورزی خواهیم کرد. نهایتاً دیدم این‌ها تن نمی‌دهند. یک شیشه آب با خودم از گناباد به مجلس آوردم . من به آقای بی‌طرف گفتم: این شیشه را آورده‌ام که آقای وزیر امشب ببرند و با خانواده شان بخورند و ببینند آبی که مردم ما ۳۰ سال است می‌خورند چی هست. البته بعد به من اتهام وارد کردند که تو در این شیشه خاک ریخته‌ای. خلاصه در همان جلسه ۳ میلیارد تومان از آقای وزیر تأمین اعتبار کرد. و پروژه شروع شد. مهندس پیرآراسته مسئول این طرح بود.ایشان در جریان جزئیات کار ما بودند می توانید با ایشان هم مصاحبه ای داشته باشید که قطعا مفید خواهد بود.



جالب است ،با این خشکسالی موجود،این بحران هم دامنگیر ما شده است .واقعا مشکل شوری آب در آینده چقدر جدی است؟



دیر یا زود آب گناباد شور خواهد شد. راه کار نهایی این است که از آب قنات خشویی استفاده کنیم. آب قنات خشویی، بهترین آب دنیا است.زمستان این آب رها شده است. این منبع ۵ هزاری برای همین بود که این آب ذخیره شود
از طرفی این آب به علت مصرف زیاد آن ممکن است جوابگو نباشد و مجبور شوند به آن تزریق کنند. در نتیجه آب آن کیفیت را ندارد. همین الان هم واقعا آب مطلوبی نیست ولی اگر آب می‌خواهید از خیبری به بالا بروید. آب آنجا واقعاً خوب است. 





آنچه ما می دانیم این گازی که مردم شهرستان دارند می بینند و بزودی وارد سیستم خواهد شد در دوره شما کلنگ خورد.شما فعالیت برای دومین زیربنای پیشرفت شهرستان را چگونه شروع کردید؟



برای گاز کشی شهرستان من دیدم اگر در این راه با بیرجند همراه نشویم، قطعاً موقعیت را از دست خواهیم داد. بیرجند می‌توانست از طریق خواف و آن جاده‌ای که کشیده‌اند گاز را به شهرستان ببرند که سرما بی‌کلا


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 909
برچسب ها:
دیدگاه ها