با فرماندار درباره آسیبهای انتخابات

دسته: سياسي
۹ دیدگاه
شنبه - ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

از طرفی در جامعه ما هم احزاب نقش چندانی ندارد . این دلایلی دارد مثلا یکی از دلایل این است که فبل از انقلاب احزاب عمدتا وابسته به بیگانه بودند و این در بین مردم یک بدبینی ایجاد کرده است

  

آسیبهای انتخابات

پس از گذشت نزدیک به سه دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران ، برگزاری تقریبی هر ساله انتخابات و حضور گسترده و چشمگیر مردم ، نشان از پایمردی ، استقامت و علاقه ملت بزرگوار ایران به نظام جمهوری اسلامی است . و به نوعی شاید بتوان برگزاری هر انتخابات را تجدید میثاق دوباره ی مردم با نظام دانست . بنابراین اهمیت برگزاری انتخابات – با هر عنوانی که باشد – برجسته تر شده و اصلاح نواقص و حرکت به سمت جلو در انتخابات را ملزم می کند . به همین مناسبت پای صحبت فرماندار مردمی شهرستانمان ، جناب آقای مهندس صفایی ، نشستیم و برخی آسیبهای انتخابات را مرور کردیم :

 به عنوان شروع بحث از شما می خواهیم کلیاتی را در خصوص آسیبهای انتخابات بیان فرمایید.
– بنده از شما تشکر می کنم و می دانیم که هر چیزی یک فصلی دارد و فصل این مسائل هم خوب بالطبع چون که جامعه هم تشنگی دارد و در برهه مسائل انتخاباتی هستیم ، هم اکنون است . چون فضاهای اجتماعی در این عرصه در حال آماده شدن برای دریافت و شنیدن پیام است ، لذا پیامها مخاطب دارد و اگر شما یک سال پیش این مسائل را مطرح می کردید هیچ مخاطبی پیدا نمی کردید .
اجازه بدهید من یک مقداری بروم روی بحث مبانی شیعه و از اینجا بحث را شروع کنیم که ببینیم ما چه فاصله ای تا تحقق مبانی و ایده آل خود در حوزه عمل داریم و دیدگاه شیعه در مسئله حکومت چیست . ما به عنوان شیعه اثنی عشری بین فرق اسلامی یک امتیاز برجسته داریم که هیچکدام از فرق اسلامی و خصوصا فرق اهل سنت این امتیاز را در حوزه سیاست و حکومت ندارند . شما ببینید سیاست و حکومت در حوزه تئوری حکومت و تئوری سیاست در اندیشه اهل سنت موخر بر عمل است . اولین خلیفه برادران اهل سنت به روش اجماع انتخاب می شود که این یک مبنای تئوریک می شود . یعنی اول اتفاقی افتاده و خلیفه انتخاب شده و بعد گفته اند که اجماع یکی از روشهای تعیین خلیفه است . به خلیفه دوم که می رسیم استخلاف صورت می گیرد . یعنی خلیفه پیشین ، خلیفه بعد از خودش را تعیین می کند . بعد می گویند غیر از اجماع، استخلاف هم جزء مبانی انتخاب خلیفه و امام است . به خلیفه سوم که می رسیم نه اجماع است و نه استخلاف، بلکه کار شورایی می شود .

 بنابراین شورا هم جزء مبانی تئوریک می شود . بعدها وقتی به معاویه و بنی عباس می رسیم که با زور شمشیر می آیند ، استیلا هم جزء مبانی می شود . یعنی اگر کسی با زور شمشیر هم حاکم شد ولی امر است و تبعیت از او واجب می شود لذا آنچه در صحنه عمل اتفاق افتاده است را تئوریزه کرده اند . به همین جهت است که می گوئیم تئوری سیاسی برادران اهل سنت موخر بر عمل است . اما شیعه این افتخار را دارد که تئوریش مقدم بر عمل است . یعنی مبانی تئوریکش می گوید اقامه عدل توسط امام عادل انجام می شود و هر چیزی غیر از او باطل است و جایز نیست . در دیدگاه شیعه در راس حکومت اسلامی و دینی ، امام معصوم قرار می گیرد . انسان کامل قرار می گیرد و در دوران غیبت تالی تلو امام معصوم قرار می گیرد . تازه آن هم شرایطی دارد . هر کسی نمی تواند جانشین امام معصوم بشود .

باید اتقی ، اعلم و اعدل باشد . باید با تقواترین ، عادلترین ، عالمترین ، مدیرترین و برترینها جایگزین امام معصوم بشوند . حالا ما در راس هرم سیاسیمان این انسان شایسته قرار می گیرد. شایسته ترین انسان را داریم . پس زمانی ما می توانیم به حکومت ایده آل برسیم که بقیه اجزاء هرم به خصوصیات راس هرم نزدیکتر بشوند . مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۹ تبیین کردند که ما باید برای تشکیل حکومت فراگیر اسلامی ، پنج گام برداریم و الان در گام سوم هستیم . گام تشکیل دولت اسلامی . هنوز هم در همان گام هستیم و ما هنوز دولت اسلامی تشکیل نداده ایم وقتی دولت اسلامی تشکیل می شود که همه عناصری که در نظام دینی حضور دارند به نسبت مسئولیتشان ، یک نسبتی با راس هرم داشته باشند . هر چه مسئولیتشان سنگینتر باشد و به راس نزدیکتر باشند ، باید شرایط به راس هرم نزدیکتر باشد .

 وقتی این اتفاق افتاد ما گام سوم را برای تشکیل دولت اسلامی . با موفقیت برداشته ایم . حالا باید ببینیم ما در حال حرکت به سمت تشکیل دولت اسلامی هستیم یا نه ؟ فاصله گرفته ایم یا نزدیکیم و … وقتی آگاهی اجتماعی نسبت به این موضوع افزایش پیدا کند و همه شهروندان ما به این موضوع واقف باشند حتما برای نزدیک شدن به ایده آل و مطلوبمان کمک خواهند کرد و هر چه سطح آگاهی های جامعه دارای کاستی باشد و شهروندان ما نسبت به این موضوع جاهل باشند ، برای وصول به آن مطلوب و ایده آل راه طولانی تری را طی می کنیم .
 

• پس شما راه تشکیل دولت اسلامی را افزایش سطح آگاهی عمومی می دانید ؟

– یکی از راه ها آگاهی عمومی است . و نکته دوم اصلاح قوانین است . بعضی ها یک سری بحث ها می سازند و می گویند ما بین متعهد غیر متخصص و متخصص غیر متعهد کدام یک را انتخاب کنیم ؟! می خواهیم نظام را بسازیم تخصص مهمتر است یا تعهد؟! این از بنیان یک حرف غلطی است . چنین حرفهایی را به خورد ما می دهند . حالا طرف تخصصی در یک حوزه دارد ولی تعهد ندارد ، باید از او چشم پوشید و برعکس؟ مثلا اگر کسی در حوزه علوم پزشکی هیچ تخصصی ندارد اما نماز شب می خواند، آیا تیغ جراحی را به او
می دهیم و می گوییم مریض را جراحی کن ؟! این می شود متعهد غیر متخصص. یا اینکه یک پزشک بی تعهدی اگر تیغ به دستش بگیرد متخصص غیر متعهد است. از منظر نظام دینی فرد باید جامع شرایط باشد . این دو لازم و ملزم یکدیگرند . به طور مثال اگر فردی در جایگاهی قرار گیرد که وظایفی را اجرا و ایفا کند و خودش می داند که نمی تواند آن کار را انجام دهد ، ادامه حضورش نشانه بی تعهدی اوست. این جزء مولفه های مکتبی ماست که اگر در جایگاهی باشیم که کسی بهتر از ما بتواند آن را اداره کند باید کنار برویم . مقولاتی مثل تعهد بدون تخصص یا بالعکس را برای ما ساخته اند تا چنین باورهایی داشته باشیم .

اما راه دوم که اصلاح قوانین و نظام نامه انتخاباتی است. ببینید غربیها نظامشان را مبتنی بر نظام سرمایه داری پایه ریزی کرده اند. به همین جهت مکانیزم انتخاباتی شان را هم در همین جهت تعریف کرده اند. در مکانیزم آنها انتخابات نیاز به تبلیغات و رسانه دارد . تبلیغات و رسانه هم پول می خواهد و پول را هم سرمایه دار دارد پس سرمایه دار انتخاب می شود . در آمریکا «وال استریت» تعیین می کند که چه کسی بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند ، چه کسی کرسی سنا را اشغال کند ، و چه کسی بر کرسی مجلس نمایندگان تکیه بزند . از منظر سرمایه داری کاملا کار عاقلانه ای می کنند . چون دائم به باز تولید قدرت نظام سرمایه داری کمک می کنند در این گردونه کسی غیر از جریانهای سرمایه داری نمی تواند بیاید .

نظام سرمایه داری هم در بازتولید قدرت دائما تقویت می شود . حالا اگر ما هم انتخاباتمان چنین مکانیزمی داشته باشد که پول تعیین کننده شود، دچار انحراف می شویم . وقتی پول تعیین کننده شود دیگر نمی توانیم به آن حکومت مطلوب خود و تشکیل دولت اسلامی برسیم . به عنوان مثال در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نگاه کنید اگر پول تعیین کننده می بود و رسانه ملی بالسویه برنامه تبلیغاتی همه را پخش نمی کرد کسی مثل آقای احمدی نژاد اصلا در افکار عمومی مطرح نمی شد . تا قبل از آن سنجشها هم او را در ذیل نشان می دادند . ولی وقتی رسانه ملی در اختیار قرار می گیرد می تواند با جامعه ارتباط برقرار کند . این یکی از مولفه های مثبت ما است که رسانه ملی بالسویه در اختیار همه قرار گیرد چه آنکسی که پول دارد و چه کسی که پول ندارد . اگر چنین نمی شد نه تنها آقای احمدی نژاد بلکه هر کسی با افکار و شخصیت او که ثروت و قدرت و باند و جریان سیاسی نداشت و هیچ جریان سرمایه ای پشت سرش نبود ، نمی توانست رئیس جمهور بشود . این از مکانیزمهای درست است یعنی هر چه در حوزه دولت دینی، مکانیزمهای قانونی ما و نظامنامه انتخاباتی آسیب تاثیر پول بر آن وارد شود از دولت دینی دور شده ایم البته در حال حاضر پول تا حدودی تعیین کننده شده است و این یکی از آسیبهاست که باید گرفته شود .

• این آسیب به چه صورتی باید گرفته شود ؟ آیا مردم باید آسیب را دفع کنند یا باید قوانین تغییر کند ؟
– هر دو. اصلا جامعه باید دارای چنین بازخورد واقعا مثبتی شود که روی این موضوع دقت کند.

• آیا در حال حاضر قانونی وجود دارد که مولفه پول و سرمایه حذف شود؟

– خیر

• در جهت اصلاح قوانین انتخاباتی چه اقداماتی می توان انجام داد ؟

– یکی از اشکالاتی که نظام نامه انتخاباتی ما دارد این است که ارتباط بین انتخاب کننده و انتخاب شونده یک ارتباط مستقیم و تک خطی است . این نوع انتخاب در دل خودش مفسده انگیز است. به عنوان مثال من مستقیما به آقای فلانی رای می دهم و از او توقع دارم که به پاس این رای پاسخ من را مستقیم بدهد . این مثل رابطه مالی است که بین پزشک و بیمار وجود دارد . این رابطه مالی فساد انگیز است که زیر میزی گرفتن یکی از موارد بارز آن است . وقتی این مفسده حل می شود که رابطه مالی بین پزشک و بیمار حذف شود. در انتخابات هم همینطور است در دنیا بعد از گذشت ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال تجربه دموکراسی این رابطه مستقیم را حذف کرده اند .

 

• با توجه به اینکه مشهود ترین راه برای نشان دادن وجود دموکراسی در یک جامعه، برگزاری انتخابات است؛ بنابراین حذف انتخاب مستقیم، برای دموکراسی مشکل ایجاد می کند .
– ببینید انتخاب مستقیم در دل خودش فساد دارد و دلیلش این است که وقتی من به کسی رای می دهم در عوض یک توقع رانتی برای شخص خودم ، گروه یا حزب من ، یا شهر و روستای خود دارم . اگر توقعات هم بالا باشد کار سخت تر می شود . ولی طبق قانون، نمایندگی مجلس، یک وظیفه ملی است . یک نماینده در مقابل ملت مسئول است نه در مقابل مردم شهرش. حتی اگر نماینده یک شهر کوچک باشد و مثلا با ۲۰۰۰ رای به مجلس برود طبق قانون اساسی در مقابل ملت و هفتاد میلیون انسانی که در کشور هستند مسئول است . ولی آیا این رعایت می شود؟ آیا ما واقعا از نماینده مان این توقع را داریم که فقط در حوزه ملی ایفای وظیفه کند ؟ یا در حوزه محلی ؟ پس محلی و منطقه ای کار کردن به خاطر همین رابطه تک خطی است. آن وقت است که نماینده مجبور است به جای تصمیم گیری، وارد کار اجرایی شود اصلا می شود مثل یک پیمان کار که از او خواسته های محلی مثل جاده ، آب و … را بخواهیم .

 در کلان شهری مثل تهران چون این رابطه چهره به چهره و ارتباط مستقیم وجود ندارد ، فرصت دارند به ایفای وظایف نمایندگی شان بپردازند. آنها این معضل دیگران را ندارند و لذاست که همیشه


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 696
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس یکشنبه 19 اسفند 1386 - 7:08 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جا دارد هر مسوولی در هر جایگاهی ابتدا به حوزه عملکرد خود بپردازد و سپس راجع به مباحث کلان تر صحبت کند.
همچنین توضیحات ایشان در مورد نحوه متعهد غیر متخصص و متخصص غیر متعهد درست است، اما هر کس بایسته ابتدا به خودش و جایگاهش بندازد و بییند خودش در جایگاه درستی قرار گرفته و سپس ارشاد کند، چون در این صورت شنونده سخن او را بهتر می پذیرد.
اشاره به احزاب دولت ساخته کارگزاران و مشارکت کاملا درست است، ولی انصاف حکم می کند که گروههایی که با اسم دولت عدالتگرا و بنحوی حمایتهای سیاسی و معنوی و خدای نکرده مادی آن هم نباید صرف نظر شود، آسیب شناسی بدون داشتن انصاف و عدالت معنا نمی دهد.

ناشناس یکشنبه 19 اسفند 1386 - 2:25 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

برای فرماندار پر تلاش شهرم آرزوی موفقیت می کنم.ایشان تنها مسئولی است که همه دغدغه اش توسعه شهرستان در تمام زمینه هاست

نامه ای به فرماندار از طرف یک دانشجو یکشنبه 19 اسفند 1386 - 6:45 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با عرض خسته نباشید خدمت فرماندار محترم گناباد. اینجانب اولین بار با دیدگاه های شما آشنایی پیدا کردم و از این رو باید از بچه های گناباد نیوز تشکر کنم که با مسوولین و نخبگان گنابادی مصاخبه هایی انجام می دهند، تا ما غریبه ها که از شهرمان دورییم، با ذهنیت ها آنها، آشنا شویم.
اینجانب بعضی از دغدغه های شما را قبول دارم، اما راهکارهای شما رامتأسفانه باید بگم نه! بله من هم قبول دارم که مشکل نمایندگی در شهرستانها ارتباط خطی کاندید و مردم است، و شما هم گفته اید که کاندیدا ها و مردم اخلاقی رفتار کنند، یعنی نماینده به کارهای قانونی و ملی خودش بپردازد، صرف نظر از این که چه خواسته های منطقه ای از او دارند و مردم و اطرافیان نماینده یا کاندید هم از او درخواست منافع شخصی و منطقه ای نداشته باشند.
ولی آقای فرماندار آیا واقعیت چیز دیگری نیست! آیا صرف دادن شعارهای اخلاقی مسأله را حل می کند ، آیا ما نباید به فکر راهکار باشیم؟آیا حزب راهکار خوبی نیست؟ آیا احزاب نمی توانند کاندیداهای خودشون را تا اندازه زیادی کنترل کنند؟آیا بهتر نیست از احزاب که می توانند برنامه های ملی ارائه دهند، برای رفع این مشکل استفاده کنیم، احزاب می توانند با ارائه یک برنامه ملی از منطقه ای شدن نماینده و کاندید اها جلوگیری کنند بدین صوت که هر کاندید می تواند
نماینده یک حزب با برنامه برای کل کشور باشد و حزب اورا در همه زمینه ها حتی در مسأله فساد کنترل کند البته ما به اینکه احزاب هم نواقصی دراند آشناییم و با شما در این زمینه همسو ولی باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد.ادامه

ناشناس یکشنبه 19 اسفند 1386 - 7:07 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همچنین در مورد رسانه پول ونقشی که در انتخابات دارند و حمله ای که به نظام انتخاباتی آمریکا می کنید در این زمینه! من واقعا” متأسفم که شما اینطوری دارید یک جانبه تخریب می کنید، آیا باراک اوباما را نمی بینید که کلینتونها را با آن همه نفوذ به چه زحمتی انداخته است؟آیا آزادی بیان آمریکا و مسوولیت شهروندان در تعیین سرنوشت دروغ است؟
شاید پول ونقش آن در رسانه ها نقش مهمی را داشته باشد، من هم با شما موافقم، ولی در هر صورت، این گفتمان حاکم بر حوزه عمومی و نیازهای رأی دهندگان است، که انتخاب می کند.
رسانه های آزاد هر چند هم که در خدمت ثروتمندان باشند، که به نظر من کاملا” اینچنین نیست، برخلاف حرفهای شما از طبقات کوچک تا بالا می توانند از طریق رسانه ها حرفشان را بزنند، اگرچه شاید فرق کند و بعضی ها ابزار بیشتری در اختیار داشته باشند، ولی لاقل حرفشان را میزنند، (اینچنین نیست مثل ایران که فقط کسانی که به قول شما باند قدرت هستند حالا از هر جناح، فقط بتوانند حرف بزنند و دیگران هیچ رسانه ای نداشته باشند!)
به نظر من این یک آفت هست اما در یک جامعه آگاه که متأسفانه ما نداریم مردم می توانند با نوجه به نیازهاشون و اطلاعاتی که رسانه ها می دهند یک انتخاب درست داشته باشند

ناشناس یکشنبه 19 اسفند 1386 - 7:13 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

و در پایان حرفهای زیاد ماند، ولی به قول شما مسوولین، ما دانشجوها فعلا” باید بریم درس یخوانیم، چون وقت کافی نداریم که خوب بنویسیم و خوب نقد کنیم. به همین دلیل من هم سخنم را کوتاه کی کنم. در هر صورت از شما و دیگر دوستان که این مطلب را می خوانند به خاطر عجله ای که داشتم معذرت می خواهم.

همراه دانشجو یکشنبه 19 اسفند 1386 - 8:15 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرامعذرت دانشجوی عزیز
کاش ادامه می دادی وقتی مسولین رده بالا دموکراسی
راباور ندارند بیش از ۲۰۰حزب وگروه وجمعیت سیاسی
مثل حزب موتلفه اسلامی که۴۶سال سابقه مبارزاتی و
انقلابی دارد بی ریشه می دانند!!چگونه بارک حسین
اوباما یابرنامه احزاب را تصور کنند موفق باشید.

پيش بين پنجشنبه 23 اسفند 1386 - 11:03 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

طبق گزارش فرمانداری حدود ۶۴هزار نفر واجد رای درگناباد است اکر ۶۵درصد درانتخابات شرکت کنند .
۴۲ هزارنفر رای دهنده می شود. پیش بینی می گردد!! از این تعداد!! احتمالآ.
۱- آقای مدنی بین ۱۷ تا ۱۹ هزار
۲- آقای مهدی زاده بین ۱۲ تا ۱۴هزار
۳-آقای ذبیحی “” ۷ تا ۹ هزار
۴ آقای صادقی “” ۳ تا ۵هزار
۵-آقای هجرتی “” ۱۵۰۰ تا ۲هزار
این فقط یک حدس است .نه بیشتر فرداشب معلوم خواهدشد ولله اعلم

اسدالله شنبه 25 اسفند 1386 - 10:21 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت فرماندار شهرستان
۱ – داشتن شرایط رهبر یک ویژگی برای شیعه نیست اتفاق شیعه به خاطر عدم تجربه سیاست عملی و حکومت گری بسیار در این مبانی ضعیف است و حرکات حضرت امام مانند مجمع تشخیص مصلحت و اسلام امریکایی یک نوع نوآوری و ورود به دنیایی شدن دین است وما هنوز اول کاریم
۲ – حزب کارگزاران یک حزب دولتی فرمایشی است. درست اما گمان نمی کنید رایحه خوش خدمت هم از همین سنخ باشد . حزبی دولتی بدون جوشش مردمی و این مشکل چپ وراست نیست
۳- کلام سید حسن خمینی درباره حضور نظامیان در سیاست را در این انتخابات چشیدیم. این یک توهین نیست. شما به عنوان یک پاسدار وارد خط ممنوعه شدید و البته بسیار ناشیانه
۴ – سوال کننده در مقابل شما بسیار بی سواد نشان می دهد
۵- به نظرم اختلافات جریان مذهبی در شهرستان گسترش خواهد یافت و شما از وزنه های ساخت جدید خواهید بود
خسته نباشید. مخالف آدم قوی مثل شما بودن زیباست

علي راد سه شنبه 28 اسفند 1386 - 0:44 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای فرماندار به نظر شما یک فرماندار چه وظایفی در یک انتخابات بر عهده دارد؟
امانتداری را برای مسئول برگزاری انتخابات چگونه تعریف می نمایید؟
آیا یک فرماندار هر چند که نظرش صحیح باشد حق دارد به انتخابات جهت دهد یا باید فقط امانتدار مردم باشد؟