اندر باب بخشنامه ساما ندهی نیرو در آموزش وپرورش
آن روزها مسئولان معتقد بودند با کاهش نسبت دانش¬آموز به معلم کیفیت مدارس بهبود پیدا می¬کند اما امروزه که تعداد معلمان افزایش وتعداد دانش¬آموز به ۱۴ میلیون رسیده است تغییر محسوسی در فرایند آموزش دیده نمی¬شود.اکنون مسئولان معتقدند باید معلمان کاهش پیدا بکنند تا امر تعلیم وتربیت بهتر شود.اما این اتفاق چگونه رخ خواهد داد …بهترین رویکرد برای اصلاح آموزش وپرورش انتخابی بودن مسئولان این وزارت در بخش و رده¬های¬های مختلف است …
بخشنامه¬ی معروف به ساماندهی نیروی انسانی صادر شد.
۱- با بررسی و مطالعه¬ی بخشنامه مشخص می¬شود این نام با بخشنامه تناسب ندارد.اگر نام بخشنامه¬ کاهش هزینه¬های مدارس انتخاب می¬شد متناسبتر بود .
۲ – روح حاکم بر بخشنامه کاهش هزینه¬ها به هر قیمتی است .و یافتن دلایل آموزشی وتربیتی در مرحله¬ی بعد قرار دارد .اگر بخواهیم مثال بزنیم می¬توان گفت دانش¬آموز دبیرستانی را در نظر بگیرید که با امکاناتی متوسط در حال تحصیل است ناگهان به دلایلی پدر این دانش¬آموز تصمیم دارد از لحاظ مالی بر او سخت بگیرد دوچرخه¬اش را می¬فروشد و می¬گوید پیاده به مدرسه برو کامپیوترش را هم از او می¬گیرد .این پدر ممکن است اگر بخواهد برای کارش دلایلی بتراشد بگوید پیاده¬روی باعث سلامت فرد می¬شود و استفاده از کامپیوتر از مطالعه¬ی کتاب ودقت در امور می¬کاهد. اما مطمئن باشید اگر این پدر با خودش روراست باشد به دلیلی مانند ورشکستگی اعتراف می¬کند.. حدود ۱۰ سال قبل ایران ۲۰ میلیون دانش¬آموز داشت و۹۰۰ هزار فرهنگی. آن روزها مسئولان معتقد بودند با کاهش نسبت دانش¬آموز به معلم کیفیت مدارس بهبود پیدا می¬کند اما امروزه که تعداد معلمان افزایش وتعداد دانش¬آموز به ۱۴ میلیون رسیده است تغییر محسوسی در فرایند آموزش دیده نمی¬شود.اکنون مسئولان معتقدند باید معلمان کاهش پیدا بکنند تا امر تعلیم وتربیت بهتر شود.اما این اتفاق چگونه رخ خواهد داد .ای کاش مسئولان محترم در یک استان یا شهرستان طرح خود را با بودجه¬ی بیشتر از میانگین کشوری اجرا کنند تا همگان بدانند عاقبت قرار است چه اتفاقی رخ دهد
۳ – یک زمان می¬گویند اگر ارتقا شغلی مطرح شود معلمان با انگیزه تدریس می¬کنند اما بعد از چند ماه این ارتقا به همه تعلق می¬گیرد. یک روز گفته می¬شود مراکز تربیت معلم کارایی ندارد و باید نیروها از دانشگاه جذب مدارس شوند چندی بعد می¬گویند باید این مراکز احیا شود.یک زمان می¬گویند نباید همه¬ی دانش¬آموزان خود را برای رفتن به دانشگاه مهیا کنند چون دانشگاه هدف نیست باید سیستمی به نام مراکز پیش¬دانشگاهی طراحی شود تا آنکه می¬خواهد به دانشگاه برود وارد این مراکز شود .اما بعد از مدتی ملاحظه می¬شود همه وارد پیش¬دانشگاهی می¬شوند .یک روز می¬گویند تربیت باید در آموزش ادغام شود و هر معلم یک مربی باشد چند روز بعد در غم از دست رفتن مربیان تربیتی سوگواری می¬کنند وبرای احیای آن طرح وبرنامه می¬ریزند شاید در این دو دهه دهها نمونه از این اقدامات انجام شده است .به گمان من این طرح که بدون بررسی دقیق و با یک عقل سلیم غیرکارشناسی بودنش مشخص است اوقات مسئولان را تا پایان ریاست جمهوری نهم به خویش اختصاص خواهد داد و دوران دیگر و اشتباهاتی تازه¬تر فرا خواهد رسید.
۴ – بهترین رویکرد برای اصلاح آموزش وپرورش افزایش اختیار مدیران استان و شهرستان و انتخابی بودن مسئولان این وزارت در بخش و رده¬های¬های مختلف است . هنگامی که وزارت آموزش و پرورش با یک میلیون نیرو که ۳۵ هزار نفر آن مدرک کارشناسی و دکترا دارد نتواند یک وزیر تربیت کند ویک روز از وزارت تعاون ودیگر روز از دانشگاه پیام نور فردی را انتصاب کند چگونه می¬توان پذیرفت این وزارت قادر است نسلی خلاق و مدیر تربیت کند