والله خیر الماکرین … آل عمران/ ۵۴

دسته: خط دو خبری , دسته‌بندی نشده
بدون دیدگاه
شنبه - ۲۴ فروردین ۱۳۸۷

در آیات متعددی از قرآن کریم، مکر، خدعه و استهزا به خدای تعالی نسبت داده شده است که نمونه‌ای از آن به این شرح است:
۱ـ أفأمنوا مکر الله … اعراف/ ۹۹
۲ـ والله خیر الماکرین … آل عمران/ ۵۴
۳ـ ان المافقین یخادعون الله و هو خادعهم … نساء/ ۱۴۲
۴ـ الله یستهزِِی بهم و یمدهم فی طغیانهم … بقره/ ۱۵
پرسش این است که آیا نسبت دادن این صفات به خداوند متعال درست است یا نه و در صورت صحت این نسبت دادن به چه معنایی است.یقیناً این صفات با معنای متداول ذهنی‌ ما، شایسته انتساب به خدای رحمان رحیم نیست. امکان ندارد برای او که دارنده کامل صفاتی مانند علم، حکمت، عدالت و رحمت است، صفاتی بیاید، که به ارتکاز ذهنی ما ناشایست و برگرفته از ضعف و جهل است. پس توجه به نکات زیر در استفاده این اوصاف برای خدا لازم است.۱ـ اسناد این صفات به خدا به صورت ابتدایی نیست بلکه پس از گناه افراد و اصرار آنها بر معصیت و توبه نکردن، به صورت مجازات یا رسوا ساختن آنان از سوی خدا صادر می‌گردد. مثلاً مکر خدا، یعنی شخص گناهکار که غرق در غفلت است، دچار عذاب و عقوبت ناگهانی گردد؛ ‌مانند این‌که مجرمی که به حساب خود خیلی زیرک و دست‌نیافتنی است یک مرتبه و طوری که گمانش را نمی‌کند، در دام پلیس می‌افتد.استهزای خداوند یعنی واگذاشتن طغیان‌گران گردن‌کش در ضلالت و گمراهی که گمان می‌کنند بندگان خدا را و خدا را مسخره می‌کنند. اما حقیقت این کار، فرو رفتن در قعر چاه گمراهی است. مانندی مادری که می‌بیند فرزندش از روی لجاجت با مادر پول‌های او را پاره می‌کند. مادر می‌خندد و به قول ما مسخره‌اش می‌کند؛ یعنی این کار تو از بین بردن روزی و خرجی خودت است؛ نه ضرر به من.۲ـ امثال این صفات در ما همراه با ابزار حسی و مادی است مثل شنیدن که با گوش و دیدن که با چشم است و کید با حیله و نقشه‌کشی و مکر با فریب دادن دیگران و… اما سمیع بودن در خدا یعنی او به آن‌چه مردمان با گوش می شنوند، آگاه است ـ‌بدون احتیاج به آلت و ابزار حسی‌ـ زیرا او منزه از ترکیب و جسم بودن است. و مکر و حیله خدا یعنی قرار دادن مجرمان در عذاب و رنج بدون کدورت و نقشه خارجی و امثال آن.۳ـ این صفات و امثال آن‌ها در ما از مبادی نفسانی مانند ضعف و زبونی و جهل و نادانی نشئت گرفته است ـ‌ما از روی ضعف نفس و برای غلبه بر دیگران مکر و خدعه می‌کنیم اما در ذات حق تعالی ضعف و قصوری نیست زیرا او علیم و حکیم است و لازم ندارد برای رسیدن به اهداف خود متوسل به ترفند شود؛ زیرا او صاحب قدرت و توانایی بی‌نهایت است.صادر شدن این افعال از خداوند از روی انفعال نفس نیست؛ بلکه صدور آن از خدا به معنای آثار و اهداف این اوصاف است که دادن پاداش و جزای عمل بندگان به آنان است. ‌اگر مادر می‌بیند بچه‌اش لج‌بازی می‌کند و اسباب بازی یا پول‌هایش را خراب و پاره می‌کند می‌گوید: تو لج‌بازی می‌کنی، باشد من هم لج‌بازی می‌کنم، اما مادر مظهر مهر و محبت و مهربانی است، او هرگز قدمی در راه ضرر و بدی عزیزش بر نمی‌دارد بلکه با محروم کردن او از خرید اسباب بازی جدید و خوراکی، عاقبت کار خطایش را به او نشان می‌دهد.
۴ـ هدف و غرض این صفات در ما انسان‌ها، رسیدن به مطامع دنیوی و هواهای نفسانی است ـ‌سر کسی کلاه می‌گذاریم تا بدان وسیله کلاهی برای سر خود به دست آوریم یا فریب می‌دهیم تا مانع استفاده دیگران از حق طبیعی‌شان و رسیدن به مراد خود باشیم‌ـ اما مکر الهی، گاهی به صورت نشان دادن الطاف و عنایات او به انبیا و اولیا و بندگان خویش است تا به این وسیله نشان دهد مکر دشمنان خدا راه به جایی نمی‌برد؛ زیرا پشتیبان خوبان خدای رحمان است.و گاهی هم مکر الهی به صورت عقوبت و عذاب او رخ می‌نماید که به جهت سزای عمل نادرست خطا کاران است.۵ـ اما چرا به مجازات و کیفر الهی مکر می‌گویند؟ شاید از این روست که شخص معصیت‌کار طوری مجازات می‌شود و گرفتار بلا و عقوبت الهی می‌گردد که خودش نمی‌فهمد از کجا خورده است از ناحیه و جایی دچار عذاب می‌شود که هرگز فکرش را نمی‌کرد.حتی عذاب الهی ممکن است به صورت نعمت‌های خوش مادی و ظاهری برای انسان معصیت‌کار جلوه‌گر شود؛ مانند سلامتی و افزون شدن مال و ثروت و به دست آوردن مقام و منزلت و… او در خیال خام خود فکر می‌کند چقدر خوش به حالش شده است یا مورد عنایت خدا قرار گرفته اما ناگهان متوجه می‌شود همین‌ها زمینه گرفتاری و بدبختی او شده است و او مبتلا به عذاب و مکر الهی گردیده است.از این رو، برخی مکر الهی را «استدراج» معنی کرده‌اند ـ‌استدراج یعنی گرفتاری گام به گام و تدریجی به عذاب‌ـ انسان گمان می‌کند از عذاب خدا و سیطره او رهایی یافته و فرار کرده‌اند اما بیچارگان نمی‌دانند که در سراشیبی هلاکت هستند. همین طور می‌توان گفت به لحاظ پیچیدگی اجرای برنامه‌ها و سنن الهی در مورد مجازات گناه‌کاران از آن به عنوان مکر و کید تعبیر شده است.به هر حال از او جز لطف و عنایت و بخشش و رحمت به بندگانش نمی‌رسد و هر چه را هم به عنوان مکر و کید و عذاب نام برده است، یا استهزا و خدعه نامیده شده است، جز روی نمودن افعال و کردار و صفات مذموم ما به خودمان نیست. ما هستیم که اسباب مکر و عذاب الهی را با کار خود، به روی خودمان می‌گشاییم و استهزا و عذاب او هم چیزی جز نمایاندن واقعی افعال و صفات ما برای خودمان، نیست.


نوشته شده توسط:people - 520 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 720
برچسب ها:
دیدگاه ها