«بیدخت» مظلوم واقعی در تقسیمات اخیر شهرستان

دسته: خط دو خبری , دسته‌بندی نشده
۱۴ دیدگاه
یکشنبه - ۱۴ بهمن ۱۳۸۶

متاسفانه در تقسیمات اخیر شهرستان به شهر بیدخت که سابقه شهریت آن به بیش از سی و چند سال می رسد ظلم زیادی وارد گردید. در حالی که بجستان به شهرستانی مستقل تبدیل و شهر هایی که سابقه شهریت آن به چند سال بیشر نمی رسد (یونسی) به بخش تبدیل شده اند (البته بر پیشرفت هیچ شهری اعتراضی نیست. آنها به حق خود رسیده اند ، ما نرسیده ایم). ولی متاسفانه هیچ اقدامی برای تبدیل شهر بیدخت که چه از نظر جمعیت و چه از نظر وسعت جز ۴شهر بزرگ شهرستان به شمار می رود ، صورت نگرفته است. اینکار در مردم بیدخت احساسی را بوجود آورست که گویی در شهرستان هیچ حامی وپشتیبانی ندارند.
امید است که در ماه ها و سال های آتی مردم بیدخت هم پیشرفت شهرشان که بی شک منجر به پیشرفت کل شهرستان خواهد بود را ببینند.


نوشته شده توسط:people - 520 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 878
برچسب ها:
دیدگاه ها
یک گنابادی یکشنبه 14 بهمن 1386 - 5:32 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اصلا این فکر تقسیم نمی دانم از کجانشأت گرفته و به چه نیتی طرح می شود جدایی بجستان نیز اشتباه بود.و نمی شود با اشتباهات دیگران به نتیجه منطقی ذرستی رسید اشگشتان یک دست با هم قدرت دارند نه به تنهایی و بجستان تنها هیچ پیشرفتی نخواهد کرد

یک گنابادی یکشنبه 14 بهمن 1386 - 5:39 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نمی دانم این فکر تقسیم از کجا نشأت گرفته و به چه نیتی مطرح می شودجدایی بجشتان نیزیک اشتباه بود مگرباید بر اساس اشتباهات دیگران عمل کرد.انگشتان یک دست نیز با هم قدرت دارند.

امیر…بجستانی یکشنبه 14 بهمن 1386 - 10:25 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بجستان فراتر از حدو اندازه یک انگشت بود !
دستی بود در میان هزار دستان
یک دست بی صداست ( گناباد ! )
دست در دست هم نهیم ز مهر (گناباد + بجستان )
میهن خویش را کنیم آباد

ناشناس یکشنبه 14 بهمن 1386 - 10:45 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اره امیر اقا دست بده دفعه قبل از شما حالا نوبتیم باشه نوبت ماست

س دوشنبه 15 بهمن 1386 - 1:54 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بله واقعا این حق بیدخت است که بعد از نزدیک ۳۵سال از شهر بودن به حداقل بخش ارتقا یابد. هر چند اگر این سنگ اندازی ها نبود باید الان بیدخت شهرستانی مستقل بود

ناشناس دوشنبه 15 بهمن 1386 - 2:29 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حسین اقا اگه منظور همشهریتونه عافلی که ایشون چه بدبختی نصیب ما کرده برو لازم نیست شما ها واسمون اظهاره نظر کنی.من واسه شما بجستانیا متاسفم که مدنی خوب شماست بداتون چی هستند

حسين … بجستاني دوشنبه 15 بهمن 1386 - 10:44 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بیدخت مظلوم!
خرابه ای درکنار ویرانه ای .
یادگار عقده های هزار ساله .
کوچه ی تهمت !
بیدخت ، ریشه ای در تاریخ
هویتی فراموش شده
قامتی شکسته
بیدخت شهر مظلوم
شهر فریادهای گم شده در هیاهوی تعصبات کور
قربانی تنگ نظری و جهالت ها
سی سال نشستن و برنخواستن
سی سال تنهایی
بیدخت …
ای سرزمین غریب و مظلوم
ای شهر مردمان قانع و صبور
ای فرزند عاق شده ی سرزمین گوَِن
تو را می فهمم …
درد ما یکی است
دوش ما از حسادت ها و کوته فکری ها سنگین است .
ما و شما و دیگرفرزندان این دیار(کاخک) نباید بزرگ می شدیم …
ما قربانی تصورات غلطیم
پدرمان ار ترس بزرگی ما خود نیز کوچک و ضعیف مانده است .
این نگاه مریض به همت من وشما قابل درمان است
.
در این وادی فرهنگ ستیز…
… دستانی باید که بوی باران دهد بوی رحمت و بخشش .
در این آشفته بازار دین فروشی …
دستانی باید که فواره های معنویت از او بر آسمان است.
در این جنگ قدرت و سیاست …
دنبال کسی باشیم که کوه در برابر شجاعت و توانایی اش تعظیم کند .
و در این دایره تنگ جهل …
با کسی دست بیعت بدهید تا تعصبات و تفکرات کوته نظرانه کورش نکرده باشد .
عزیز شهرستان ، بیدخت :
و دردانه کوهستان ، کاخک :
میان خود وخدا پلی بزنید و از او و از سلاله پاک رسولش طلب باران کنید .
یا علی
التماس دعا
حسین … بجستانی

ناشناس پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 4:34 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

متأسفانه هر آتشی هست از گور خو بیدختی هاست. خود بیدختی ها هم این را قبول دارند. اول مانع پیشرفت بیدخت، خود آنها، بعد گناباد و در درجه آخر مشهد است.
عده ای انگشت شمار برای خود شیرینی و برای این که خود را عزیز کنند، منافع شهرشان را به راحتی زیر پا می گذارند و تیشه به ریشه شهرشان می گذارند. وگرنمه اگر هر جای استان خراسان بعد از شمهد، همچین پتانسیل بزرگی داشت، شهرستان شدنش به هیچ عنوان بعید نبود.
کسانی که به هر علتی، و بنا به هر عقیده ای که دارند، از آن طرف کره زمین بر می خیزند و به آنجا می روند. همه شهرها سرمایه گذاری می کنند و جذب گردشگر می کنند، ولی بیدختی ها از این پتانسیل بزرگ استفاده نمی کنند.
و در حقیقت باید بگویم در بیدخت، کسانی وجود دارند که در شهر ما از آنها به ” احمق ترین احمقان” یاد می شود.
البته صریح و رک گفتم و امیدوارم که بیدختی ها بدشان نیاید.
احمق ترین احمقان آن کسی است که آخرتش را به دنیای دیگران ….

خاکسار بجستانی پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 7:32 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بله واثعا هم چند سال زیر نظر گناباد بودی جز بسرفت چیز دیگری عاید بجستان نشد
بجستان باید مستقل باشد که ÷پیشرفت کنتد

ناشناس شنبه 20 بهمن 1386 - 1:04 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ذوست عزیز (۲تا قبل)، بیدختی ها و حتی غیر بیدختی ها هم تمایل دارند در بیدخت سرمایه گذاری کنند. اگر بگذارند.
می بینید که همین یک کارخانه در حال احداث هم عملیات ساختش مدت زیادیست متوقف شده است

kakhk پنجشنبه 2 اسفند 1386 - 1:35 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

bejestan ke 50km ba gonabad darad hala sharestan shode shoma ke ta ghiyamat beyad entezar bekeshid taze bad az kakhk

مسعود شنبه 11 اسفند 1386 - 10:45 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بیدخت ۵۵ سال است که شهرداری دارد نه ۳۵ سال
از لحاظ فاکتورهای شهری، بیدخت از بجستان ، (البته قبل از تصویب شهرستان شدن آن) آماده تر بود برای ارتقا. ولی خوب می بینید که به قول بالایی، چشم دیدن یک کارخانه که سود اقتصادی آن متوجه همه شهرستان است، را ندارند.
فرماندار محترم هم به جای آن که حمایت کند و در بالا از شهر خود دفاع نماید، می گوید که کار اقتصادی نیست، کار تبلیغی است. والا تا جایی که من یادم می آید، هر کس حتی اگر یک سوم بهای ساخت مدرسه ای را تقبل کند، مدرسه دولتی را به نامش می سازند، حالا به اینجا که رسید …
مگر سلطانی کلمه بدی است؟>
مگر نه این که ما خراسانی ها می گوییم یا سلطان ابالحسن الرض (ع)
البته اگر بزودی مثل جریان شاه تقی نشود که شد امام تقی !!!

حسین یکشنبه 11 تیر 1391 - 5:58 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حالم بهم میخوره از هرچی گنابادیه .ایکاش فاصله ما با شما به درازای مغرب تا مشرق بود. به امید روزی که در تقسیمات جزء استان بیرجند باشیم.

ناشناس جمعه 16 تیر 1391 - 11:45 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

عزیزم دل به دل لوله کشی است فک نکنی گنابادیا برای دیدن شما هلاکن