رقص خاک و رنگ

دسته: تاريخ و فرهنگ , فرهنگي
یک دیدگاه
چهارشنبه - ۱۳ مهر ۱۳۹۰

یکی از زیباترین هنرها در منطقه گناباد سفال گری است. در اینجا مقاله مرجوم دکتر عباس زمانی را که در همین مورد ۴۰ سال قبل چاپ شده است تقدیم اهل نظر می گردد. توصیه اکید برخواندن آن داریم که مهر همگان به وطن با ارزش علمی آن افزون گردد.

 

 

            هنر سفالسازی در مند گناباد

سابقه سفالسازی در ایران – سفالگری هنری است قدیمی و جهانی که می گویند ابداع ملتهای کشاورز است. کشاورزان وقتی بر طبیعت غلبه کردند دانه کشتند و حیوانات را رام کردند، برای نگاهداری دانه ها و پختن گوشت حیوانات به گِل شکل بخشیدند و حرارت دادند و بدین وسیله ظروف سفالی ساختند.

در ایران نیز سفال برای نگاهداری و طبخ آدوقه و مصارف دیگر بتدریج از حدود نه هزار سال پیش در دشت قزوین۲ ، شوش، چشمه علی ری و غیره ساخته شد. سفالها ابتدا ساده بود ولی بتدریج که در انسان ذوق تجمل و زیبائی قوت گرفت، دارای اشکال مختلف شد و نقوش ساده و رنگین در روی آنها ایجاد گردید. ظروف سفالی منقوش متعددی که در تمام نقاط ایران پراکنده است نشان میدهد که این هنر در دوره پیش از تاریخ ایران طرف توجه فوق العاده مردم ایران بوده و مقداری از آنها در قبور مردگان مدفون گردیده است۳ .

            بعدها فن لعاب دادن ظروف مورد توجه قرار گرفت و اولین قطعات گل لعابداده شده در ایران به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد منسوب شده است. لعاب سفال از آن تاریخ در حال تحول بوده ولی چون در دوره های هخامنشی و ساسانی اعیان و اشراف بیشتر از ظروف زرین و سیمین استفاده می کردند توجه زیادی به تکمیل فن لعابکاری نمیشد گو اینکه ظروف سفالی لعابدار در میان مردم معمول بود و آثار آن در محل سکونت آنها دیده شده است.

در دوران اسلامی ساختن ظروف سفالی در ایران بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت۴ زیرا در این دوران بخصوص اوایل آن غذا خوردن در ظروف طلا و نقره مکروه و احتمالاً ممنوع شده بود. بهمین جهت سفالسازان سعی کردند هنر خود را تکمیل کنند و حتی تصمیم گرفتند ظروف سفالینی که درخشش طلا را داشته باشد بسازند. در این مورد می توان به ظروف سفالی گرگان، که مانند ظروف زرین می درخشد و زرین فام نامیده میشود، اشاره نمود۵ .

سفالسازی مرتباً در ایران ادامه داشته و دارد و دوره های سجوقی، مغول و تیموری وصفوی از سفالهای زیبا و خوش نقش و خوشرنگ برخوردار است. در دوره قاجار سفالهائی که در مند گناباد ساخته میشود و مؤید این مطلب است.

            سابقه سفالسازی در گناباد – مدارک مکتوبی که بتواند سابقه سفالسازی این شهر و تحول آن را روشن کند در دست نیست ولی وجود قطعات زیاد سفالهائی که در دشت پشن، چهل کیلومتری شمال شرقی گناباد، پراکنده و منسوب به هزاره سوم قبل از میلاد می باشد و هم چنین سفالهائی که در سطح قلعه فرود، ۳۰ کیلومتری جنوب غربی وسطح قلعه دختر، ۱۵ کیلومتری شمال شرقی آن، وجود دارد۶ نشان میدهد که در قبل از اسلام سفال در آن حوزه مصرف نسبتاً فراوان داشته و احتمالاً در محل ساخته میشده است.

آنچه فعلاً می توان گفت سفاسازی در مِنْد است. این ده در سه کیلومتری شمال مرکز گناباد واقع و دارای حدود هزار نفر جمعیت است. اکثر مردم آن به کشاورزی اشتغال دارند ولی عده ای به کارهای دیگر از جمله ساختن ظروف سفالی می پردازند.

نگارنده برای اطلاع از چگونگی سفالس سازی مردم مند، ساعت شش صبح روز سه شنبه نهم تیر ماه ۱۳۴۹ در ده مذکور حاضر شد و با جمعی از صاحبان کارگاههای سفالسازی و ریش سفیدان آن محل مذاکره نمود و براساس آن مذاکرات و همچنین مشاهده کارگاههای سفال سازی مطالبی را در شش قسمت به اطلاع میرساند.

۱ – قدمت مند و سابقه سفالسازی آن.

۲ – مواد اولیه و تکنیک سفالسازی مند.

۳ – رنگ سازی و لعابکاری در سفالگری مند.

۴ – نقوش روی سفالهای مند.

۵ – بازارهای فروش سفالهای مند.

۶ – کوره ها و محصولات سفالی دیگر مند.

            الف – قدمت مند و سابقه سفالسازی آن.

از وجه تسمیه و قدمت مند و همچنین و هم چنین از تاریخ آغاز هنر سفالسازی در آن ده فعلاً اطلاعی در دسترس نیست، برطبق اظهار ریش سفیدان محل، مند سابقاً بسیار بزرگتر بوده و از بین رفته است و در حدود ۲۸۰ سال قبل آبادی فعلی بوجود آمده و از همان موقع هم سفالسازی وجود داشته است. قرینه کوچکی که در مورد شهرستان گناباد یعنی «جُمویمنْدْ – جُویِ مِنْدْ » و شایعه ای است که درباره وجه تسمیه آن وجود دارد به این معنی که تصور می کنند «جویمند» نام خود را از «مجرای آب ده مند»، که از آن عبور می کرده، گرفته است۷ چنانچه این شایعه را باور کنیم ده مند در اوایل قرن یازهم وجود داشته است زیرا بر طبق اظهار اهل محل جوئی که آب را به مند میرسانیده در جلو مسجد جامع جدید گناباد واقع بوده و در سنگ سردر آن مسجد اشعار و تاریخ روشنی ثبت می باشد:

« در زمان جلوس شاه صفی    آنکه شد کاینات را مرشد

شاه حسین منجم حضرت      مسجدی طرح کرد از سر جد

گفت معمار دهر تاریخش       کعبه خلق آمد این مسجد

بسعی خواجه محمد قاسم محولاتی اتمام یافت سنه ۱۰۴۰ هجری» .

به هر حال ریش سفیدان محل اظهار داشتند مقارن تشکیل آبادی فعلی مند شخصی بنام ابوعلی کلاه لتَّه پاچوبه۸ از هرات، و به احتمال ضعیف از فردوس، وارد شده و کارگاه سفالسازی دایر کرده است و رفته رفته سایر ساکنین مند این هنر را از او فرا گرفته و تاکنون ادامه داده اند.

بنا به گفته ریش سفیدان و صاحبان کارگاهها در فرم و رنگ و مرغوبیت سفالها تغییراتی حاصل شده ولی در اساس و اصول کار تفاوت قابل توجهی روی نداده است. آنان افزودند هرموقع که صاحبان کارگاه از لحاظ مالی تقویت شده اند ظروف مرغوب تری ساخته اند.

            از جمله در زمان آقای اسد الملک اردلان، حکمرات وقت گناباد (حدود چهل سال قبل)، ظروف مرغوبی با شرکت ومساعدت ایشان ساخته شده و بعضی از نمونه های آن در موزه آستان قدس رضوی مشهد موجود و به ظروف اسدالملکی مشهور است.

پس از اسدالملک مردم دنبال کارهای دیگر، که با صرفه تر بود رفتند و سفالسازی نزول کرد و در واقع کسانی به سفالسازی ادامه دادند که کار دیگری از آنها ساخته نبود.

ریش سیدان و صاحبان کارگاهها افزودند: از دو سال و نیم قبل (قریب ۵ سال پیش از تحریر این مقاله) نمایندگان مرکز صنایع دستی از تهران به گناباد آمدند و به تشویق آنان یک شرکت سهامی از دوازده نفر صاحبان کارگاههای جسمی۹ تشکیل گردد. مجموع سهام سی و هر سهم یکصد تومان بوده و مرکز صنایع دستی نیز به صورت وام کمک کرده است.

            ب – مواد اولیه و تکنیک سفالسازی مند.

در مند دو نوع سفال ساخته میشود: رسی و جسمی. ماده‌اولیه سفالهای رسی مند خاک رسی است که با سیل ملایم در سطح اراضی رسوب می کند. این خاک رس با شنهای نرمی که در نتیجه جراین آب در ته جوی باقی می ماند، به نسبت یک دهم، مخلوط میشود . این مخلوط را با آب به صورت گل در می آورند وبا لگد ورز میدهند و به اشکال مورد نظر در می آورند و آنگاه در هوای آزاد و سایه خشک می کنند تا لعاب پذیر گردد.

ماده اولیه ظروف جسمی سنگ است که از کوههای گیسور (۷۲ کیلومتری شمال شرقی گناباد) ویا کوههای کلات (۳۰ کیلومتری جنوب غربی گناباد) می آورند. این سنگهای سفید را با پتک و یا ماشین سنگ کوبی  به قسعات کوچکی ، چون نخود۱۰ ، در می آورند  و آنگاه با آسیای دستی و یا دستاس برقی به صورت پودر در می آورند و چون در جریان تهیه آن ، برای جلوگیری از گرد و غبار ، قدری آب پاشیده میشود پودر حاصل شده در هوای آزاد خشک و بالاخره الک میکنند.

            پور الک شده با قدری گل سرشور که از معدنهای بیمرغ، ۳۰ کیلومتری شمال گناباد، ویا خضری، از قراء قاین، می آورند به نسبت یک دهم مخلوط می کنند. این مخلوط با آب به صورت گِل درمی آید و در محلهائی بنام حوضچه لگد می شود تا ورزیده و برای شکل دادن آماده گردد.

ظروف وسیله چرخ پایه دار، که با حرکت دادن پا می چرخد، شکل می گیرد به این معنی که چانه ای متناسب با ظرف مورد نظر برداشته و روی صفحه مخصوص چرخ گذارده و با دست لبه ای در آن ایجاد می کنند و آنگاه فرم مورد نظر را با دودست، که یکی در خارج و دیگر در داخل قرار دارد، می سازند. صفحه ای که گل در روی آن گذارده می شود خود در انتهای میله ای قرار دارد و در واقع پایه ای برای آن محسوب می گردد. اضافه بر دست، خارج ظرف با آلتی به نام «رنده» تراش داده می شود و برای حرارت دادن و لعاب کاری آماده می گردد.

            در مند انواع ظروف برای مصارف مختلف ساخته می شود:

۱ – ظروف استوانی یا بیضوی قائم و شلغمی چون خمره های آب و حبوبات، سبوها، تنگ ها، کوزه های مربا و شیره انگور و کوزه های مخصوص زدن ماست.

۲ – ظروف گود چون فنجان چایخوری ، انواع کاسه  ، سوپ خوری، خورش خوری، کشک سائی و طغار خمیرگیری.

۳ – ظروف کم گود چون نعلبکی، زیر سیگاری، میوه خوری و قابهای مدور  و بیضی.

۴ – ظروف تزیینی چون گلدانهای پایه دار  و گلابی شکل ، مجسمه های قوچ و کبوتر و گنجشک.

از مجموعه ظروف مذکور کوزه مربا، سوپ خوری، گلدان، قابها، فنجان نعلبکی. زیر سیگاری  خورش خوری ، شکل کبوتر و گنجشک و کاسه ها اغلب درزمره ظروف جسمی  و خمره های مختلف ، طغارها، کوزه های ماست زنی و سبوها در زمره ظروف رسی است.

            ج – رنگ سازی و لعابکاری در سفالگری مند

رنگ در ساختن لعاب و نقوش مورد استفاد است . لعاب معمولاً ساده و سفید رنگ است و برای تهیه آن پودر سنگی که از معدن گیسور گناباد می آورند با یک دهم گِل سرشور مخلوط و آب به آن اضافه میکنند . اسم این لعاب لایه است و در واقعی جنس آن با جنس سنگ ظروف جسمی یکسان است ولی با دقت بیشتر تهیه میشود. گاهی بجای سنگ معدن گیسور۱۱ ، به نسبت ۶/۱ خاک بوته۱۲ که از سنگ سفیدتر و براق تر است و از معدن خاک بوته چاهک ، واقع در ۱۰ کیلومتری مغرب گناباد، آورده میشود بکار می برند.

معمولاً هر دو دسته ظروف، رسی و جسمی، قبل از لعاب دادن در حرارتی متوسط و مناسب با ماده قابل سوخت (چوب یا نفت) بین ۱۲ تا ۱۵ ساعت حرارت داده میشود تا برای اجرای نقوش آماده گردد.

اضافه بر این لعاب، لعاب دیگری بنام «لعاب شیشه ای» تهیه میشود. این لعاب با افزودن شغار (شخار، قلیا) به سنگ لعابدار اول بدست می آید۱۳ .

ظروف لعاب داده شده مجداداً به کوره میرود تالعاب ثابت و برای نقاشی آماده گردد. لعاب در ظروف بزرگی بنام طغار تهیه میشود و در موقع لزوم با ظرف کوچکی آن را برمیدارند و در داخل ظرف مورد نظر میریزند  و آن را با سرعت تکان میدهند و میچرخانند تا لعاب تمام سطح داخل آن را فرا گیرد و آن گاه بر سطح خارج لعاب میریزند و گاهی نیز تمام ظرف را در لعاب فرو می برند.

سابقاً در بعضی ظروف بنام لایه و رویه معمول بوده و لعاب دوم برای پرشدن منافذی که پس از لعاب اول باقی مانده بکار میرفته وپس از حرارت دادن در کوره برای انتقال نقش آماده میشده است. فعلاً نقش در روی لعاب اول و زیر لعاب دوم قرار داده میشود و یک باره ظرف به کوره میرود.

رنگهائی که در فراهم کردن لعاب رنگین و نقوش بکار میرود عبارت است از :

۱ – رنگ سیاه که برای خط کشی و تعیین حدود مناطق بکار میرود. سنگ این رنگ را از قاینات می آورند و با پتک می کوبند و آنگاه آن را در ظرفی که خامه نامیده میشود میسایند. این خامه مانند هاون دسته دار و به ابعاد    ۲۵ * ۴۰ * ۳۰ سانتی متر است.

۲ – رنگ سبز که از سرب و لعاب سفید بدست می آید.

۳ – رنگ زرد که از سرب و لعاب سفید بدست می آید.

۴ – رنگ لاجوردی که از ترکیب رنگ مصنوعی و سنگ شیشه بدست می آید.

۵ – رنگ فیروزه ای که از خاک مس و لعاب شیشه بدست می آید.

۶ – رنگ قرمز طلائی . برای تهیه این رنگ جوهر شغار (قلیا) را بازمه (زاج سفید) و شوره باروت و تنوکار۱۴ ، تقریباً بیک نسبت از هم، مخلوط می کنند و در ظرفی سفالی به شکل قمقمه یا گلابگیر تقطیر می کنند و مایع مقطر را با پودر طلا مخلوط می کنند تا آب طلا بوجود می آید و بالاخره این آب طلا را با مواد مذکور مخلوط می کنند تا رنگ قرمز طلائی بوجود آید.

۷ – رنگ نارنجی که از تفاله مواد مذکور (پس از تقطیر) بدست می آید.

۸ – رنگ آبی آسمانی که از مخلوط کردن لعاب معمولی با خاک مس حاصل می شود.

۹ – رنگهای فیروزه ای، آبی کم رنگ ، آبی پررنگ، نیلی، یشمی که با بکار بردن کم یا بیش رنگهای لاجوردی بدست می آید.

            د – نقوش روی سفالهای مند

در سفالهای مند انواع نقوشی که اغلب در سایر مراکز سفالسازی ایران متداول است بشرح ذیل بکار میرود:

۱ – نقوش هندسی چون دوایر مجزا و مماس و متداخل ، بیضی ها، مربعات ومثلثات، دندانه ها، زیگزاگها، نقطه ها و غیره .

۲ – نقوش حیوانی چون مرغ و خروس و گنجشک۱۵ و کبوتر و ماهی و مار و غیره و هم چنین گاهی انسان.

۳ – نقوش گیاهی چون اسلیمی ها، بته جقه ها و گلهای مختلف : لاله، نیلوفر ، گل انار، گل پنبه، گل شاه عباسی و غیره.

۴ – نقوش طبیعی چون دریا، کوه وغیره که اخیراً فرزندان صاحبان کارگاهها ضمن تحصیل در دبیرستان فرا   گرفته اند. قبلاً نیز نقوش طبیعی چون دریا، که جای ذوحیاتین از جمله ماهی است، معمول بوده ولی فعلاً توجه بیشتری به عمل می آید.

برای انتقال نقوش نقشه و یا طرح قبلی وجود ندارد و اکثر موضوع آنها سینه به سینه و ذهناً از گذشتگان به آیندگان

منتقل گردیده و می گردد. این نقوش غالباً با قلمی از موی یال الاغ به روی ظروف منتقل می وشد. نحوه القاء نقوش اکثر با نقاشی بعمل می آید و چنانچه از ضخامت مختصر نقوش وخطوطی که در گردن و بدنه بعضی    کوزه ها و خمره ها صورت می گیرد به صرف نظر شود، نقوش برجسته ویا حکاکی شده و منقور به ندرت صورت گرفته است.

نقوش با سرعت ایجاد می گردد و با اینکه نقشه و طرحی در دسترس نقاش سفال نیست یک عده نقش با وضع مشابهی در ظروف متعدد صورت می گیرد و در نظر اول یکسان جلوه می کند. امید است فعلاً که مرکز صنایع دستی در این هنر محلی وملی نظارت و مساعدت می کند طرز ساخت ظروف و نقاشی آن تحت قاعده منظم ومطلوبی قرار گیرد۱۶ .

معمولاً نقش خارج و بخصوص داخل ظروف در سه قسمت صورت می گیرد:

اول ته ظرف که اکثر نقوش گیاهی و شعاعی دارد.

دوم لبه که با یک نوار نسبتاً باریک گیاهی یا هندسی تزیین می شود

سوم منطقه بین این دو قسمت که گاهی با نقوش کوچک و ساده و گاهی با گلهای نیلوفر و دوایر محیط برگل و برگ و ماکوئی شکل ها و غیره مزین میشود

اغلب نقوش مورد استفاده در سفالسازی مندگناباد از قرون  اولیه اسلامی و حتی قبل از آن درتزیین سفال و سایر اشیاء هنری ایران معمول بوده ونمونه هائی بشرح ذیل ارائه می گردد:

            گیاه و پرنده – در دایره مرکزی و حاشیه پهن ظرف شماره ۱۵ شاخه های گیاه نسبتاً کم برگ، که منتهی به گلهای چهارلبی میشود، وجود دارد. در بین این شاخه ها پرندگانی که شباهت به گنجشک دارند ، دیده میشوند. داخل این ظرف با داخل قدحی منسوب به قرن یازدهم هجری و از دهکده کوباچی است شباهت دارد با این تفاوت که بجای پرندگان شبیه گنجشک مربوط به ظرف مند گناباد، در قدح کوباچی یک خروس بچشم میخورد۱۷ .

پرندگان دم بلند – خارج ظرف شماره ۱۳ دارای شاخه های نازک گیاه است که در بین آنها پرندگان دم بلندی نقاشی شده است. در یک قدح منسوب به قرن هشتم هجری، از سلطان آباد، نظیر همین برگهای نازک و مرغان دم بلند که سر آنها به عقب برگشته است، بچشم میخورد۱۸ .

نقوش مثلثی – لبه داخلی ظرف شماره ۱۱ با نقوش مثلثی نقاشی شده است و در داخل آن پرندگان و چند شاخه گیاه القاء شده است. در لیه این مثلثات، که در ظرف شماره ۱۳ نیز دیده میشود، در لبه یک ظرف منسوب به قرن پنجم هجری، از آق کند مازندران  ، نیز دیده میشود۱۹ . در لبه داخلی یک قدح منسوب به قرن چهارم هجری، از ماوراءالنهر نیز، نظیر این نقوش بکار رفته است۲۰ .

نقوش شعاعی – در ته ظرف شماره ۹ یک دایره محاط در مثلث و گیاهان شعاعی است، بنحوی که مجموعاً شکل خورشید را القاء می کند. این نقوش شعاعی در سراسر دوران اسلامی بکار میرفته که به دو نمونه آن ذیلاً اشاره میشود:

اول یک قدح  منسوب به قرن چهارم هجری۲۱ .

دوم یک قدح منسوب به قرن هفتم هجری، از ری۲۲ .

نقوش شعاعی در ایران قبل از اسلام نیز مورد توجه بوده و می توان در یک مورد بیک سینی نقره مربوط به دوره هخامنشی۲۳ و یک پلاک گچی منسوب به دوره ساسانی، که از کاخ پیشاور بدست آمده است، اشاره نمود۲۴ .

            دوایر و کاجی ها – درظرف شماره ۱۶ دوایر و کاجی شکلها متناوباً القاء گردید و بین آنها با نقوش گیاهان مزین شده است . نظیر این نقوش، با هم یا جداگانه، در سفالهای سایر نقاط ایران بکار رفته است و نمونه های ذیل از آن جمله است:

یک تنگ منسوب به قرن هشتم هجری، از ری، که در گردن آن نقوش کاجی بکار رفته است۲۵ .

یک قدح منسوب به قرن پنجم هجری، از آق کند  که در داخل آن نقوش کاجی بکار رفته است۲۶ .

یک تنگ احتمالاً مربوط به قرن هفتم هجری ومنسوب به ری که در بدنه آن نقوش کاجی و دوایر بکار رفته است۲۷.

این نقوش در قبل از اسلام نیز سابقه داشته است. راجع به کاجی شکلها می توان بیک جام مربوط بدوره هخامنشی۲۸ ویک پارچه ساسانی، مربوط به موزه ویکتوریا وآلبرت، اشاره کرد۲۹ .

                        شکل ماهی – در ظروف مند گناباد نقش ماهی، در کنار مرغان و یا روی مرغان (که البته طبیعی بنظر نمی رسد)، دیده میشود  . این نقش نیز در سفالسازی سایر نقاط ایران سابقه دارد که چند نمونه بشرح ذیل ارائه می شود:

ظرف سفالی مورخ جمادی الثانی ۶۰۷ هجری ساخت کاشان۳۰ .

 ظرف سفالی منسبو به قرن هشتم هجری از کاشان۳۱ .

ظرف سفالی منسوب به قرن هشتم هجری از سلطان آباد۳۲ .

ظرف سفالی منسوب به قرن نهم هجری از کوباچی۳۳ .

از جمله نقوش مورد توجه سفالسازان مند گناباد گل نیلوفر است که اکثر به صورت استیلیزه ، بکار میرود. این نقش در سراسر دوران اسلامی و قبل از آن در تزیین آثار هنری بکار رفته است دراین مورد می توان به نمونه های ذیل اشاره نمود:

ظرف سفالی منسوب به قرن پنجم هجری، از آق کند۳۴ .

گچ بری های محراب مسجد نائین منسوب به قرن چهارم هجری۳۵ .

سینی فلزی منسوب به دوره ساسانی۳۶ .

حجاریهای تخت جمشید مربوط بدوره هخامنشی۳۷ .

            ه – بازارهای فروش سفالهای مند.

وسعت حوزه فروش ظروف سفالی مند گناباد از حوزه خرید مواد اولیه آن بیشتر است به این معنی که سفالسازان آن جا عده معدودی از مواد اصلی چون گِل سرشور و رنگها را از خارج شهرستان وارد ولی تعداد زیادی اشیاء ساخته شده را صادر می کنند.

ظروف سفالی مند وسیله خود ساکنین آن ده و ساکنین قریه بیلُنْدْ با اتومبیل به شهرستانهای تربت حیدریه، کاشمر، فردوس، طبس، نیشابور، سبزوار، مشهد، قاین، بیرجند، زاهدان و غیره حمل میشود و به فروش میرسد. بعلاوه برطبق قراردادیکه صاحبان کارگاهها، بنا به اظهار خودشان، با مرکز صنایع دستی کشور منعقد کرده اند، تعدادی از ظروف مند به تهران حمل و در معرض نمایش و فروش گذارده میشود و با این ترتیب دامنه بازار وسعت قابل توجهی حاصل کرده و مردم سراسر ایران و مسافرین کشورهای دیگر می تواند از آن خریداری نمایند۳۸ .

گویا در سه ساله اخیر کاخ مرکزی جوانان نیز نمونه هائی از انواع ظروف خواسته وبنا بوده اولین عده از ظروف در ۱۴ تیرماه ۱۳۴۹ ، توسط آقای حسن توسلی یکی از معتمدین محل، به کاخ مذکور تسلیم شود.

اضافه بر ظروف صادراتی که فوقاً بیان شد ظروف مند مصرف داخلی شهرستان را تأمین می کند و تعدادی از ظروف در مهمانسرای گناباد در معرض دید و فروش گذارده شده است. سابقاً هر شخصی در داخل ده و حتی مجاور منزل خود کارگاه و کوره کوچکی داشته ودر حقیقت کارفرما و کارگر یک نفر یا یک خانواده بوده است ولی بطوریکه گذشت گاهی از متمکنین در جریان کار شرکت می کرده و اشیاء مرغوب تری  ایجاد میشده و بالاخره، با راهنمائی و تشویق مرکز صنایع دستی، در ساختن ظروف جسمی شرکت سهامی بوجود آمده و کار سفالسازی رونق یافته است۳۹ . گویا در تشکیل شرکت سهامی رسی سازها شرکت نکرده اند. اینان، برطبق اظهار ریش سفیدان و صاحبان کارگاهها، از لحاظ عده برابر با جسمی سازها می باشند ولی در تابستان کار خود را، برای اشتغال بکار پرسودتری، ترک می کنند.

شاید یکی از علل این امر این باشد که محصول کار آنان اکثر در داخل شهرستان مصرف می شود و به عبارت دیگر دامنه فروش محدودی، نسبت به جسمی سازها، دارند.

            و – کوره ها و محصولات سفالی دیگر مند.

کوره های جسمی و رسی از لحاظ شکل و سوخت باهم تفاوتی ندارد و هر دو نوع سابقاً با آتش بتَّه و هیزم گرم میشده و فعلاً در آنها نفت مصرف میشود. شکل کوره ها استوانی است و ارتفاع قطر هر یک حدود دو متر است و تنوری در مرکز آن ، به قطر ۵۰ و دهنه ۲۵ سانتی متر، قرار دارد. سابقاً از دهنه تنور چوب یا بته بدرون آن می انداختند و فعلاً لوله هدایت کننده نفت از آن وارد می شود.

در اطراف کوره رفها یا جلوآمدگی هائی وجود دارد که ظروف در روی آنها گذارده میشود و معمولاً ظروف کوچک تر را در داخل ظروف بزرگتر می گذارند و برای اینکه پایه ظروف بالاتر به ته ظروف پائین نچسبد در بین آنها سه پایه های متناسبی می گذارند. در عین حال جای این سه پایه ها به صورت سه نقطه در ته ظروف دیده میشود.

سقف کوره ها بسته است ودر قله آن سوراخی وجود دارد که یک نفر بتواند برای گذاردن ظروف قبل از پختن، و برداشتن آنها پس از پختن، وارد شود.

            در مند گناباد آجرپزی نیز دایر است و ، در صورت وجود سرمایه، ساختن کاشی نیز میسر بوده و هست. از جمله موقعی که آقای اسدالملک اردلان سفالسازان گناباد را کمک می کرد کاشی هم ساخته میشد. و بر طبق اظهار ریش سفیدان و صاحبان کارگاهها، عده ای از کاشیهای ساخت مند در کتیبه و هم چنین داخل بنای امامزداه سلطان محمد عابد کاخک موجود است، در همان موقع و در نتیجه کمک اسدالملک مقره سیم تلگراف نیز در مند ساخته می شد. کوره کاشی سازی با کوره سفالگری تقریباً مشابه است ولی کاشیها را مانند ظروف رویهم نمی چینند بکله رفها و قرنیزهای متناسب با هدف کار تهیه می کنند و آنها را رو به آتش قرار میدهند. این کوره ها نیز قبلاً در جوار منزل صاحبان کارگاهها بوده ولی مرکز صنایع دستی توصیه نموده که ، بطور کلی، کارگاهها باید در خارج ده و برطبق نقشه مشخص ساخته شود.

            توضیح – چون در اظهارات ریش سفیدان مند گناباد، از مرکز صنایع دستی ایران و کمک ها و توصیه های آن یاد شده بود نگارنده برای استحضار از نحوه خرید و فروش و هم چنین کمک ها ونظرات مرکز صنایع دستی روز پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۵۱ به نمایشگاه آن مرکز، در خیابان ویلا، راهنمائی گردید و در روزهای ۲۰ و ۲۱ خرداد به ترتیب با آقای دکتر نورما، آقای تورج نگهبان وآقای بهروزان ملاقات نمود. ایشان با مهربانی به سئوالاتم جواب دادند و اطلاعاتی در اختیارم گذاردند و مرا سپاسگزار فرموند.

آقای دکتر نورما گفتند از ۱۳۴۹ تاکنون کمکها و راهنمائیهای قابل ملاحظه ای به سفالسازان مند گناباد شده و محصول کار آنان افزایش یافته است. ایشان افزودندسفالسازی مند گناباد از جمله سه مرکز سفالسازی مورد توجه: شهرضای اصفهان، میبد یزد و مند گناباد، است و محصول آن در خارج از کشور بخصوص کشورهای فرانسه، آلمان و آمریکا  مشتری دارد به نحوی که اندکی پس از وصول به خارج حمل می گردد. ایشان اضافه فرمودند سفالهای مند گناباد ارزان است ولی به علت نقوش و موتیفهای ساده ابتدائی واصالت یا ویژگی طرحها مورد توجه خریداران خارجی است وحدود چهل درصد سفالهای صادراتی را تشکیل میدهد.

بنا باظهار آقای تورج نگهبان سعی می شود، نقوش اصیل و موتیف های ملی ایران در رشته های ختلف صنایع دستی کما فی السابق ادامه یابد و رواج بیشتری پیدا کند. ایشان با اشاره به اهمیت و توسعه صنایع دستی و قدمت آن و نقشی که مرکز صنایع در حفظ و تشویق آن دارد، امیدوار بودند کتابهای مدون و جامعی در این باره تهیه گردد. ایشان اجازه دادند تسهیلات لازم برای مشاهده سفالهای مند گناباد فراهم و عکسهای مورد احتیاج از آنها گرفته شود. اکثر عکسهای این مقاله از ظروف موجود در نمایشگاههای مرکز صنایع دستی تهیه شده و موجب تشکر مجدد است.

                        آقای بهروزان طراح با ذوق و راهنمای صاحبان کارگاههای صنایع دستی، از جمل سفالسازان، درباره مسافرت خود به شهرستان گناباد و چگونگی راهنمائی سفالسازان مند گناباد و تشویق آنان به تشکیل شرکت سهامی صحبت واظهار داشتند از ۱۳۴۹ تاکنون راهنمائی وکمکهای فراوانی به سفالسازان آنجا شده و می شود و از جمله این کمکها ارسای چند تن رنگ برای تهیه لعاب بوده است. ایشان اضافه کردند عده ای از رسی سازهای مند گناباد نیز در شرکت سهامی سهیم شده اندو محصول آنان، از جمله جای گلدانهای پایه دار و زیر سیگاریهای بزرگ، به تهران رسیده است. ایشان نیز سادگی و اصالت طرحهای مورد استفاده در سفالهای مند گناباد را علت پیشرفت و رونق و احراز مقام اول، از نظر مشتریان خارجی، دانستند و افزودند بعضی از صاحبان کارگاههای سفال سازی مند گناباد حدود پانصد هزار ریال سفال به مرکز صنایع دستی فروخته اند. ایشان، در ضن ارائه سفالها و ایجاد تسهیلات برای گرفتن عکس، یادآور شدند که موتیف سمبلی سفالسازی مند گناباد گنجشک است که نقش آن در اکثر ظروف سفالی، و هم چنین سایر صنایع دستی آن شهرستان، چون گلدوزی، دیده میشود. این مطلب نگارنده را به یاد پرندگان سردر و طرفین مدخل مسجد جامع گناباد، مورخ ۶۰۹ هجری، آورد که با گچ در بین گل وگیاه مجسم شده و نگارنده از آنها بنام «پرندگان باریک اندام دم بلند شبیه دارکوب» ذکر کرده است۴۰ . شاید این پرنده در آن شهرستان از قدیم الایام مورد توجه بوده ویا سفالسازی گناباد در اوایل قرن هفتم هجری نیز دایر بوده است.

http://gonabadnews.com/files/2011/08/zamani-150x150.jpg

دکتر عباس زمانی   استادیار دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه تهران

 بررسی های تاریخی  . دوره۱۰، ش۱۱۹و۱۲۰ (شهریورومهر۵۱):

 

 

 

            پاورقی ها:

* قسمتی از نتیجه بررسی هائی که در تیرماه ۱۳۴۹ با اجازه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران انجام گرفته است.

۱ – برای اطلاع از وضعیت جغرافیای تاریخی گناباد به شماره ۹۲ مجله هنر و مردم، خرداد ۱۳۴۹، ص ۶ و شماره مخصوص دو هزارو پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، مهر ۱۳۵۰ ، ص ۳۸۹، نوشته این جانب مراجعه شود.

۲ – سمینار بررسی و حفاری دشت قزوین ، شانزدهم خرداد ۱۳۵۰، مصاحبه تلویزیونی اعضاء هیأت حفاری دانشگاه تهران در دشت قزوین، دیماه ۱۳۵۰ در برنامه ایران زمین.

۳ – روزنامه کیهان، یکشنبه دوم اسفند ۱۳۴۹، گفتار دکتر عزت الله نگهبان استاد دانشگاه تهران.

۴ – جزوه شماره ۲ درس شناخت هنرهای تزیینی کنونی ایران، نوشته وتنظیم خانم دکتر سیمین دانشور ، سال ۱۳۴۴، ص ۲۹ .

۵ – جلد دوم تاریخ عمومی هنرهای مصور، تألیف علی نقی وزیری، تهران ۱۳۴۰، ص ۲۴۸ .

۶ – قلعه دختر شوراب گناباد، ص ۳۸۹ – ۴۰۴ مجله بررسی های تاریخی ، شماره مخصوص دو هزا و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران، نوشته اینجانب .

۷ – تاریخ و جغرافی گناباد، نگارش حاج سلطان حسین تابنده، ۱۳۴۸، ص ۸۳ .

۸ – احتمالاً کلاه او پارچه ای و کفش چوبی بوده وشاید پای چوبی داشته.

۹ – ماده اولیه ظروف جسمی سنگ است.

۱۰ – اصطلاح محلی کشمش نخود است.

۱۱ – نوعی سنگ چینی (Quartz) .

۱۲ – خاک نسوز ( نوعی Kaolin صحرائی ) .

۱۳ – شغار از سوزاندن بعضی گیاهان صحرائی، از جمله گیاهی که در محل (شُوهره) نامیده میشود و بیشتر در شوره زار میروید، بدست می آید.

۱۴ – گرد سفید رنگی است که غالباً در جوش دادن آهن بکار می رود.

۱۵ – به آخر مقاله مراجعه شود.

۱۶ – به آخر مقاله مرجعه شود.

۱۷ – A.U.Pope, A Survery of Persian Art, London, 1938, p. 793 A., V . 5 .  .

۱۸ – Idem. p. 779 A.

۱۹ – Idem. P. 608.

۲۰ – Idem. P. 559 B.

۲۱ – A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5, London, 1938, p. 585 B.

۲۲ – Idem. P. 662 B.

۲۳ – A. Godard, L ‘art de l’Iran, Paris, 1962, Pl. 77.

۲۴ – Edith porada, Iran ancien, Pris, 1963, p. 211, No. 109.

۲۵ – A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5., p. 771 A.

۲۶ – Idem. P. 609 A.

۲۷ – Idem. P. 763.

۲۸ – شاهکارهای هنر ایران، تألیف پوپ، ترجمه دکتر خانلری، تهران ۱۳۳۸، ص ۵۱ لوحه ۳۲.

۲۹ – M. Herzfeld, Die  Ausgrabugen von Samarra, T . 1, Berlin, 1923.

۳۰ – A. U. Pope, A survey of Persian Art, V. 5. p. 708.

۳۱ – Idem. P. 714 A

۳۲ – Idem. P. 715

۳۳ – Idem. P. 788

۳۴ – Idem. P. 611 A

۳۵ – A. U. Pope, Persian Architecture,  London, 1965, p. 82, p. 82, No. 260..

۳۶ – A. Ghirshaman, Iran Parthes et Sassanides, Paris, 1962, p. 219 No. 260.

۳۷ – A. Godard, l’art de l’Iran, Paris, 1962, Pl. 58.

۳۸ – به آخر مقاله مراجعه شود.

۳۹ – به آخر مقاله مراجعه شود.

۴۰ – مجله هنر و مردم، شماره ۹۲ ، خرداد ۱۳۴۹، ص ۷، نوشته این جانب.

 

  خبرهای مرتبط:

با هنر سفال و هنرمندان کوزه گر

سفالگزی ۵هزار ساله در حال محو شدن

سفال مند هنر ایرانی


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 3311
برچسب ها:
دیدگاه ها
حمید دوشنبه 18 مهر 1390 - 8:03 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای توسلی ما همسایه ها تو اینتر نت باید شما رو ببینیم-مخلص شما زارع