قهرمان دومیدانی آسیا ؛ دویدیم تا ایران را بالا ببریم / کودکان میناب قلبمان را سوزاندند

دسته: ورزشي
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۴ فروردین ۱۴۰۵
قهرمان دومیدانی آسیا ؛ دویدیم تا ایران را بالا ببریم / کودکان میناب قلبمان را سوزاندند

فاطمه عیدیان کاخکی در جمع مردم گناباد: با وجود صدای موشک و پدافند، تمرین را رها نکردیم تا قوی بمانیم.

به گزارش پایگاه خبری گناباد، فاطمه عیدیان کاخکی قهرمان مسابقات دومیدانی جوانان آسیا در جمع مردم شهرستان گناباد، با بیان خاطراتی از روزهای سخت اخیر در تهران، بر ضرورت امیدواری و تلاش برای ساختن آینده‌ای آرام برای کودکان ایران تاکید کرد.
عیدیان در این مراسم ضمن آرزوی سالی سرشار از آرامش و سلامتی، شهادت رهبر معظم انقلاب و سرداران وطن را تسلیت گفت و افزود: رفتنشان داغی بر دل‌های ما گذاشت و یادشان همیشه در دل ما زنده خواهد بود.
وی با اشاره به حضور خود در تهران در روزهای اخیر اظهار داشت: ما روزهایی را در تهران پشت سر گذاشتیم که شبیه هیچ کدام از روزهای زندگیمان نبود. تهران همیشه شهر شب‌های زنده بود، اما ناگهان به شب‌هایی تاریک، ساکت و سوت و کور تبدیل شد. شب‌هایی که سکوتشان سنگین و نگران‌کننده بود.
این ورزشکار با توصیف لحظات پرتنش آن روزها گفت: ما همیشه جنگ را فقط در فیلم‌ها دیده بودیم، اما این بار آن حس را از نزدیک تجربه کردیم. شب‌هایی که صدای عبور موشک و جنگنده‌ها در آسمان شنیده می‌شد و صدای پدافند سکوت شهر را می‌شکست. نگرانی برای خانواده و عزیزان لحظه‌ای رهایمان نمی‌کرد.

عیدیان کاخکی در ادامه با اشاره به اراده مردم برای عبور از این شرایط سخت تاکید کرد: اما در میان تمام این ترس‌ها، ما متوقف نشدیم. سعی کردیم زندگی را ادامه دهیم و تمرین‌هایمان را رها نکردیم. حتی در همان روزها به پارک می‌رفتیم و می‌دویدیم. گاهی با صدای موشک از ترس قدم‌هایمان را تندتر می‌کردیم، اما باز هم می‌دویدیم و تمرین می‌کردیم. ما تمرین می‌کنیم چون باور داریم که باید قوی بمانیم و ایران را بالا ببریم.
وی تلخ‌ترین بخش این روزها را از دست دادن انسان‌های بی‌گناه، به ویژه کودکان دانست و تصریح کرد: کودکان میناب که مشغول درس خواندن بودند و رویاهای ساده داشتند، ناگهان سرنوشتی تلخ مسیر زندگی‌شان را برید. شنیدن چنین خبرهایی قلب هر انسانی را می‌سوزاند و روح را زخمی می‌کند.
این قهرمان آسیا در پایان با ابراز امیدواری برای آینده، خاطرنشان کرد: امیدوارم روزی برسد که هیچ شهری تاریکی و ترس را تجربه نکند؛ روزی که مردم تنها دغدغه استراحت و آرامش کنار خانواده را داشته باشند. آرزو دارم روزی برسد که مادران با قلبی آرام فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و جهانی بسازیم که در آن کودکان با خیال راحت درس بخوانند، بازی کنند و بخندند. نسل ما باید نسلی باشد که همه رنج‌ها را تجربه کرد، اما اجازه نداد امید در دلش خاموش شود و زیبایی ساختن دوباره دنیا را رقم بزند.


نوشته شده توسط:reporter2 - 4031 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 15
برچسب ها:
دیدگاه ها