بچه ها را پیش دبستانی بفرستیم یانه ؟
هدف از انجام این پژوهش، مقایسه مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دارا و فاقد آموزش پیشدبستانی شهرستان خواف در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ میباشد. در این تحقیق از روش پژوهش شبه علی–مقایسهای استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق، دانشآموزان دوره اول ابتدایی مشغول به تحصیل در شهرستان خواف میباشند که تعداد آنها ۱۶۰۰ نفر است. نمونه مورد مطالعه از تعداد ۱۴۰ نفر از دانشآموزان پایه اول دبستانهای دخترانه و پسرانه شهرستان خواف که تجربه پیشدبستانی را داشته یا نداشتهاند، تشکیل گردیده که از این تعداد ۷۰ نفر آنها دختر، ۷۰ نفر آنها را پسران تشکیل میدهند. بهمنظور گردآوری دادهها از پرسشنامه مهارتهای اجتماعی و رفتاری گرشام و الیوت(۱۹۹۹)، استفاده شد. از آزمون تی مستقل توسط نرمافزار SPSS بهمنظور تحلیل فرضیات تحقیق استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد میزان مهارتهای اجتماعی و رفتاری دانشآموزان دارای آموزش پیشدبستانی بهطور معناداری بیشتر از دانشآموزان فاقد آموزش پیش دبستانی میباشد.
ﭘـﮋوﻫﺶﻫـﺎ ﻧﺸـﺎن ﻣـﯽدﻫـﺪ ﮐﻮدﮐﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻬﺪﮐﻮدک ﻣﯽروﻧـﺪ در ﻣﻘﺎﯾﺴـﻪ ﺑـﺎ اﻓـﺮادی ﮐـﻪ در ﺧﺎﻧـﻪ ﻣﺮاﻗﺒـﺖ ﻣـﯽﺷـﻮﻧﺪ در آزﻣﻮنﻫﺎی ﻫﻮﺷﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﮐﻼﻣﯽ، آزﻣﻮنﻫـﺎی ﺗﺮﺳـﯿﻤﯽ ﭼـﻮن ﺗﺮﺳـﯿﻢ درﺧـﺖ ﯾـﺎ آدﻣـﮏ ﻧﻤﺮات ﺑﺎﻻﺗﺮی ﮐﺴﺐ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. از ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﮐﻪ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ ﻣﯽﺗـﻮان ﺑـﻪ وﺟـﻮد ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪرﯾﺰی ﻣﻨﺎﺳﺐ در ﻣﻬﺪﮐﻮدک، ﻣﺪت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﻧﻮع ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ و ﻧﯿـﺰ ﻣﯿـﺰان ﻋﻼﻗـﻪﻣﻨـﺪی ﺷﻐﻠﯽ ﻣﺮﺑﯿﺎن اﺷﺎره ﮐﺮد(شهودیمژدهی و همکاران، ۱۳۹۲: ۹). حضور کودک در مهدکودک یا دوره آمادگی این امکان را فراهم میسازد تا ارزیابی دقیقی روی هر کودک انجام شود که آیا مطابق با سن خود، مراحل رشد را طی میکند یا نه، تأخیر در رشد کودکان که میتواند زمینهساز عقبماندگی آنها را فراهم سازد، در این محیطها به سرعت شناسایی میشود و امکان بازپروری را فراهم میسازد. دوره پیشدبستانی، دورهای مهم در دستیابی به مهارتهای اجتماعی، درست به مانند سایر بخشهای رشد است. مهارتهای اجتماعی کسب شده در سالهای اولیه ارتباط موفق و موثر با دیگران را پایهریزی میکند. فعالیتهای آموزشی هر کشور را میتوان سرمایهگذاری یک نسل برای نسل دیگر دانست. بنابراین برنامهریزی صحیح در دوران کودکی به ویژه در دوره پیش از دبستان، میتواند روند تکاملی فرد را متحول سازد.
با توجه به اینکه آموزش رسمی از مقطع پیشدبستانی آغاز میشود و عملکرد این مراکز آموزشی زمینهساز ورود کودکان به اجتماعی بزرگتر به نام مدرسه و سپس جامعه است، اما در ایران به دلیل نوپا بودن این مقطع تحصیلی هنوز دستورالعمل آموزشی مشخص، استاندارد و مطمئنی که مهارتهای اجتماعی و رفتاری را در کودکان نهادینه کند، تعریف نشده است. بحث در زمینه نوع تخصص و نحوه استخدام مربیان پیشدبستانی از یک سو و عملکرد متفاوت مراکز تحت نظارت سازمان بهزیستی و آموزش و پرورش از سوی دیگر بر پیچیدگی اداره این مراکز افزوده است. پیامدهای این ضعف ساختاری، موجب افزایش آسیبها و اختلالات عاطفی- هیجانی در کودکان پیشدبستانی شده است؛ بهطوریکه مسئله اضطراب جدایی کودکان از والدین، خرابکاری (وندالیسم)، فرار از مدرسه(بهپژوه و همکاران، ۱۳۸۹)، رفتار پرخاشگرانه، گوشهگیری، افسردگی و بهانهجویی در این گروه از کودکان سبب نگرانی والدین و مربیان شده است. طبق گزارش یونیسف میزان استرس و اضطراب کودکان در مدارس کشورهای جهان سوم یک و نیم برابر بیش از کشورهای توسعه یافته است(گزارش جامع یونیسف، ۲۰۱۴: ۴۵).
اشتاینر دلیل چنین بحرانهایی را عدم رشد مهارتهای عاطفی- اجتماعی و عدم تثبیت احساسات در کودکان میداند که مانعی بزرگ در رشد ادراک اجتماعی کودکان است. وجود دانشآموزانی که فاقد میزان قابل قبولی از خلاقیت، پرسشگری، تعیین هدف، حل مسئله و ارتباط مطلوب هستند تنها محدود به مقطع دبستان نیست، بلکه دانشآموزان منفعلی که تبدیل به یک گیرنده اطلاعات و فاقد توانایی پردازش و تجزیه و تحلیل مطالب شده اند، در مقاطع بالاتر هم قابل مشاهده است(کایوند و همکاران، ۱۳۹۳: ۱).
با توجه به مطالب مطرح شده، هدف از انجام این پژوهش، مقایسه مهارتهای اجتماعی و رفتاری دانشآموزان دارا و فاقد آموزش پیش دبستانی شهرستان خواف میباشد.
مطالعه مقایسهای مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دارا و فاقد آموزش پیش دبستانی شهرستان خواف
روش
نمونه مورد مطالعه از تعداد ۱۴۰ نفر از دانشآموزان پایه اول دبستانهای دخترانه و پسرانه شهرستان خواف که تجربه پیشدبستانی را داشته یا نداشتهاند، تشکیل گردیده که از این تعداد ۷۰ نفر آنها دختر ۷۰ نفر آنها را پسران تشکیل میدهند.تعیین نمونه آماری از طریق نمونهگیری مرحلهای، انجامشده است. بدین ترتیب که از مجموع مدارس)دخترانه ، پسرانه (، مدرسه دخترانه و مدرسه پسرانه بهصورت تصادفی انتخاب شده است. سپس ۷۰ دانشآموز دختر در نظر گرفته شد که ۳۵ نفر از آنها تجربه پیشدبستانی داشتند و ۳۵ نفر از دانشآموزان دختر تجربه پیشدبستانی نداشتند .به همین صورت ۷۰ پسر انتخاب شد که ۳۵ نفر از آنها تجربه پیشدبستانی داشتند و ۳۵ نفر از این پسران تجربه پیشدبستانی نداشتند که در مجموع ۱۴۰ نفر انتخابشدهاند. البته با پیشبینی عدم تکمیل پرسشنامه توسط برخی از نمونهها تعداد ۱۵۰ پرسشنامه تکمیل و بررسی گردید .
جدول۴-۱۰ – مقایسه میانگین نمرات مهارتهای اجتماعی و رفتاری کودکان آموزشدیده و آموزشندیده در مراکز پیشدبستانی
| میانگین خطای استاندارد | انحراف استاندارد | میانگین | تعداد | گروه | میانگین نمرات مهارتهای اجتماعی و رفتاری |
| ۰۶/۱ | ۸۹/۸ | ۱۸/۱۱۵ | ۷۰ | آموزش دیده | |
| ۳۱/۱ | ۰۲/۱۱ | ۱۸/۸۷ | ۷۰ | آموزش ندیده |
فرضیه فرعی اول: این فرضیه به دنبال بررسی تفاوت میانگین نمرات همکاری کودکان آموزش دیده و آموزش ندیده در مراکز نتیجهگیری
ازآنجاکه کودک از پیشدبستان به دبستان پا میگذارد، لازم است که برای تحصیل و فعالیت در دبستان، آماده شود. آموزشهای دوره پیش از دبستان، کودک را با مفاهیم و مهارتهای گفتاری و جسمی که برای یادگیری خواندن، نوشتن و حساب کردن در کلاسهای ابتدایی ضروری هستند، آشنا میکند و همچنین به رشد قابلیتها و شایستگیها برای سازگاری کودک در سالهای نخست مدرسه کمک میکند؛ این آمادگی، به کاهش تعداد مردودی، افت تحصیلی و شکست در سطوح ابتدایی منجر میشود.
پرلز(۲۰۰۸)، در یافتههای خود بیان میدارد که در همه کشورها رابطهای بالا میان پیشرفت سواد خواندن دانشآموزان و فعالیتهای آموزشی سواد خواندن در پیش از مدرسه وجود دارد. پیکرنیک و همکاران(۲۰۰۹)، نیز در تحقیقی با موضوع اثر آموزش قبل از دبستان بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان بیان میکند که آموزش پیش از دبستان، علاوه بر اینکه به سازش اجتماعی بیشتر کودک با جامعه منجر میشود، میزان افت آموزشی در این گونه کودکان را به حداقل میرساند.
در ایران نیز یافتههای پژوهشها از پیشرفت تحصیلی بالاتر دانشآموزان پیش دبستان رفته، در مقایسه با دانشآموزان پیش دبستان نرفته حکایت دارند
همان طورکه مشاهده میشود اگرچه آموزش و پرورش پیش از دبستان بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان دبستانی، تأثیری بسزا دارد، گاهی نتایج تحقیقها در این راه تردیدهایی را نشان میدهند؛ برای نمونه، پژوهنده و همکاران(۱۳۸۸)، در تحقیقی که با عنوان نقش پیشدبستانی بر یادگیری مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی و با روش پس-رویدادی انجام داد، معتقد است حضور صرف کودک در کلاسهای پیش دبستانی نمیتواند تضمینکننده موفقیتهای آتی کودکان باشد بلکه عواملی دیگر نظیر” کیفیت برنامه های این مراکز، شخصیت و نحوه ارتباط معلم و فضای مرکز و میزان تجربه پیش دبستانی” است که در این قلمرو اهمیت دارند(پژوهنده و همکاران، ۱۳۸۸: ۳).
به مدد پژوهشهایی متعدد که درزمینه تأثیر دوره پیش از دبستان بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان در دورههای بعد انجام شده است، این نکته، برجسته میشود که اگرچه آموزش وپرورش پیش از دبستان بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دبستانی، تأثیری بسزا دارد، گاهی نتایج نقض میشوند؛ برای نمونه، پژوهش نقدی دورباطی(۱۳۹۰)، از آن حکایت دارد که آموزش پیش از دبستان بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دبستانی اثری ندارد.
او[۱](۲۰۰۵)، نیز در مطالعهای روی ارتباط میان تأثیر اولیه و اکتساب مهارتهای آموزش وپرورش بعدی، با استفاده از نمونهای از مطالعه طولی شیکاگو دریافت که میان برنامه مراکز والد–کودک در دوره پیشدبستانی و تواناییهای شناختی، حمایت خانوادگی و سازگاری اجتماعی شرکتکنندگان ارتباط وجود دارد، لیکن این ارتباط به ترتیب درباره تواناییهای شناختی و حمایت خانوادگی از سازگاری اجتماعی، قویتر است
با اینحال، تحقیقهایی فراوان، مؤید تأثیر آموزشهای پیشدبستانی بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان، به ویژه دو زبانههاست؛ برای نمونه، بیرشک و مرادی در مطالعه ای که اثر آموزش پیشدبستانی را بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان ابتدایی میسنجیدند، دریافتند دانشآموزانی که آموزشهای پیشدبستانی را گذراندهاند، سازگاری بهتری دارند. یافتههای پژوهش اسحاقنیا(۱۳۸۳)، با عنوان “تأثیر آموزش پیش از دبستان بر پیشرفت ذهنی و سازگاری اجتماعی کودکان در شهر تربت حیدریه” نشان میدهد که میزان پیشرفت تحصیلی و سازگاری اجتماعی در پیش دبستانی رفتهها، بیشتر از کودکان دیگر است.
بدوره(۱۳۸۴)، در پژوهش خود با موضوع تأثیر آموزشهای پیش دبستانی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر ایلام که با روش پس-رویدادی انجام شد، چنین نتیجه میگیرد که سازگاری اجتماعی کودکان دارای تجربه آموزشهای پیش دبستانی، نسبت به کودکان فاقد این تجربه بیشتر است؛ همچنین میزان تأثیر این آموزشها بر سازگاری اجتماعی دختران و پسران، متفاوت است. نتایج حاصل از مطالعه جاکوبز(۲۰۰۹)، ضمن تأیید یافتههای این تحقیق نشان داده که منابع چندهستهای و یادگیری گروهی موجب افزایش توان مشارکت و تقویت ارتباطات اجتماعی کودکان مقطع ابتدایی میشود.
پیشنهادات کاربردی
با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهادهای زیر ارائه میشود:
– مراکز پیش دبستانی به مربیان و مدیرانی کارآزموده، نیازمند است که ضمن آشنایی کامل با روانشناسی کودک، با نظریههای یادگیری نیز آشنا باشند؛ لذا پیشنهاد میشود، هنگام انتخاب و بهکارگیری مربیان و مدیران مراکز پیشدبستانی، آموزشهای بدو خدمت و ضمن خدمت لازم در این خصوص به آنان داده شده و دقت و وسواسی بیشتر در این باره صورت گیرد.
– میزان سالهای حضور در مراکز پیش دبستانی یکی از متغیرهای مهم در سازگاری کودکان است . به احتمال هرچه این حضور و تجربه بیشتر باشد، مهارت برقراری ارتباط کودک با محیط پیرامونی بهتر و درنتیجه در سازگاری او مؤثرتر خواهدبود؛ لذا پیشنهاد میشود نسبت به افزایش طول مدت حضور کودکان در این مراکز برنامه ریزی شود و در پژوهش های بعدی این موضوع مورد سنجش قرار گیرد.
– مراکز پیش دبستانی در زمینه فضای آموزشی و امکانات، با محدودیت هایی بسیار مواجه بودهاند به طوری که در مراکز پیشدبستانی دولتی، بیشتر این کلاسها ضمیمه مد ارس ابتدایی بوده و به دلیل جدی نگرفتن مسئولان و مدیران مدارس و توجه بیشتر به بحث سوددهی آنان، به کیفیت این کلاسها توجهی شایان صورت نمیگیرد؛ لذا پیشنهاد میشود با توجه به اهمیت دوره پیش از دبستان در آمادگی دانشآموزان در زمینههای مختلف و به منظور افزایش کارایی و کیفیت آنها، این مراکز در مکانهایی مستقل با نظارت آموزش وپرورش به صورت زیرمجموعه ای از مجتمع های آموزشی تشکیل شوند.
– با توجه به اینکه مرکز پیش دبستانی به عنوان اولین مکان ورود کودکان به اجتماعی رسمی است و در این مراکز است که شالوده شخصیت و خمیر ما یه قوه خلاقه کودکان شکل میگیرد، لذا شایسته است از طریق آموزش روشهای حل مسئله، آنان را افرادی خلاق بارآورده، برای ورود به اجتماع بزرگ تر آماده ترکنیم
محمد اسماعیل زاده شهری .
[۱] . Ou