سانسور خبری قیام گوهرشاد

دسته: تاريخ و فرهنگ , سياسي
یک دیدگاه
یکشنبه - ۲۱ آذر ۱۳۸۹

فقط چند جمله کلی و کوتاه آنهم بعد از چهار روز بود که بهلول را شورشی بد سابقه ای معرفی می کرد که ار دست قانون فرار کرده است

بلافاصله بعد از حمله نیروهای دولتی به حرم و قتل عام مردم، خبر آن در سراسر کشور پیچید. به نظر می رسید این قیام ، شورش های در برخی نقاط کشور ایجاد کند اما این گونه نشد . فضای دیکتاتوری حاکم در کشور و نظامی شدن آن بعد از این اتفاق بسیار سعی نمود با سانسور و بایکوت ماجرا جلوی تحریک احساسات مذهبی مردم را بگیرد.
جستجو در روزنامه های آن روزها نشان می دهد اولین خبر از قیام گوهرشاد و شاید تنها ترین آن چهار روز بعد در صفحه اول همه روزنامه ها منتشر شد. خبری کلی که بهلول را شورشی نادانی تصویر کرده بود که به همراه چند تن از اشرار باعث کشته شدن چند مامور شده و آنها برای حفظ نظم واکنش نشان داده اند.
این خبر را وزرات داخله به همه روزنامه ها داد و آنها نیز عینا نقل کرده بوده و هر کدام تحلیلی نیز نوشته و حرکت بهلول را متحجرانه و ضد اسلام تشریح و تقبیح کرده اند.

نیمه دوم دولت رضا شاه دوره بسیار سیاهی است . در آن سال ها روزنامه ها با سانسور شدید روبرو بوده و بسیاری از آنها تا شهریور ۱۳۲۰ همچنان توقیف شده بودند. در سال ۱۳۱۴ کشور آماده قانون کشف حجاب می شد همه روزنامه ها در مزایای کلاه دوره دار صحبت می کردند . کلاه بین المللی که باعث شخصیت ایرانی می شود. جالب است که یکی از روزنامه ها شیوه ی استفاده از ان را هم توضیح داده بود که برداشتن کلاه در ماشین در حال حرکت به معنای سلام است و در احوال پرسی ابتدا باید کوچکتر کلاهش را بردارد و تا اجازه صادر نشده بر سرش نگذارد و … در چنین فضایی در ایالت خراسان بلوایی برپا می شود.
در زیر متن کامل وزارت داخله از قول روزنامه اطلاعات نقل می شود

 احمد یوسفی

اعلامیه از طرف وزارت داخله

روزنامه اطلاعات چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۱۴
سال دهم شماره ۲۵۳۶
۱۵ ربیع الاخر ۱۳۵۴
۱۷ ژوئیه ۱۹۳۶

” بر طبق راپورت واصله از ایالات خراسان شب نوزدهم شیخ بهلول نامی که سوء سوابق او از شرارت و فساد معلوم و سابقا تحت تعقیب نیز واقع شده بود. در مشهد مقدس جمعی از عوام ساده لوح را در مسجد به عنوان موعظه دعوت کرده و دو سه روز این عمل را مداومت داده و ارازل و اوباش را دور خود جمع و عنوان کلاه و لباس را پیش کشیده یاوه سرایی ها نموده کار را به هتاکی رسانیده. مامورین انتظامات خواسته بدوا به ملایمت و نصیحت او را از این رفتار و گفتگوهای خلاف و مفسدت آمیز باز دار ند. مساعی آنها ثمری نه بخشید و بیم اختلال نظم رفته و مردم از این جهت اظهار نگرانی نمودند.

مامورین انتظام درصدد تفرقه انها برآمدند مقاومت نموده مامورین نظمیه را مورد حمله قرار دادند و بعضی از انها را مجروح و مقتول نمودند. مامورین ناچار از نظامیان استمداد کردند اشرار به آنها هم ستیز نموده و آلات ضرب و قتل که همراه داشته بکار بردند نظامیان هم مجبور شدند با استعمال سلاح گرم حفظ نظم را به انها الزام نمایند. در نتیجه ارازل و اوباش که باعث این بی نظمی شده بودند بعضی گرفتار و بعضی متفرق شدند و لیکن متاسفانه شیخ بهلول که این مفسده را برپا کرده بود موفق به فرار شد امنیت و انتظام کاملا برقرار گردید. فعلا نظمیه مشغول تعقیب قضیه و کشف حقیقت می باشد.

 

وزارت داخله

محمود جم

۲۴/۴/۱۳۱۴

 


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1070
برچسب ها:
دیدگاه ها
باتو چهارشنبه 24 آذر 1389 - 1:27 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به مناسبت ایام محرم وتاسوعایی حسینیتاسوعا؛ طلیعه حماسه عاشورا/
امتناع حضرت ابوالفضل(ع) از پذیرش امان نامه شمر
خبرگزاری مهر – گروه دین و اندیشه: حضور حضرت ابوالفضل العباس در میان یاران امام حسین(ع) که خاص و عام شجاعت، دلاوری، وفا و غیرت وی را باور داشتند از نظر دشمنان حقیقت سنگین و نگران کننده‌ای بود.

به همین دلیل دشمنان به فکر افتادند که وی و برادرانش را از جبهه توحیدی امام حسین(ع) جدا کرده و به خود ملحق کنند .

پس شمر بن ذی الجوشن که از قبیله ام البنین(مادر حضرت عباس(ع)) بود مأموریت یافت که به حضرت عباس(ع) و سه برادراش امان نامه دهد.

عصر روز تاسوعا (نهم محرم) به نزدیکی خیمه گاه امام حسین(ع) رفت و فریاد زد: خواهر زادگانم کجایند؟ امام که منظور شمر را متوجه بود به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید، اگرچه او فاسق است ولی با شما قرابت و رابطه خویشاوندی دارد.

حضرت عباس(ع) به همراه برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان نزد شمر حضور یافته و از او پرسیدند: چی می خواهی؟ شمر گفت: شما خواهر زادگان من هستید. بدانید تا ساعاتی دیگر شعله های جنگ برافروخته می شود و از یاران حسین بن علی کسی زنده نمی ماند. من برای شما امان نامه ای از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان ما هستید مشروط بر این که از یاری برادرتان حسین(ع) دست برداشته و سپاهش را ترک کنید.

حضرت عباس که اسوه بی همتای غیرت، حمیت و وفاداری بود بر او بانگ زد و فرمود: بریده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو. ای دشمن خدا! ما را فرمان می دهی که از یاری برادر و مولایمان حسین(ع) دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و ناپاکان در آوریم. آیا ما را امان می دهی ولی برای فرزند رسول خدا(ص) امانی نیست؟

شمر از پاسخ دندان شکن فرزندان ام البنین(س) ناامید و خشمگین شد و با سرافکندگی به خیمه گاه خویش برگشت.

برخی روایات، به جای شمر بن ذی الجوشن، شخصی به نام “عبدالله بن أبی محل بن حزام” برادرزاده ام البنین را نام برده اند که برای حضرت عباس(ع) و برادرانش امان نامه برد، ولی با پاسخ منفی آنان روبرو شد.

به هر حال سپاه عمر بن سعد در این ترفند نابخردانه ناکام ماند و نتوانست خللی در سپاه یکپارچه امام حسین(ع) به وجود آورد.