“طلا و مس” از نگاه سید علی سده ای

دسته: هنري
یک دیدگاه
پنجشنبه - ۳ تیر ۱۳۸۹
   فیلم سینمایی "طلا و مس" با موضوع روحانیت و کم رنگ شدن مسائل دینی و … از دید علی سده ای فیلم ساز گنابادی

 

بسمه تعالی
از روزی که خبر تولید " طلا و مس " منتشر شد، مشتاق بودم حاصل کار را بر پرده سینما ببینم. دلایلی وجود داشت که مرا برای تماشای فیلم ترغیب می کرد.(هرچند که آن روزها هنوز سینما در شهر ما تعطیل بود و نمی دانستم آیا امکان تماشای فیلم در سالن سینما برایم فراهم می شود یا نه)
اول موضوع فیلم و حضور منوچهر محمدی به عنوان تهیه کننده که پیش از این دو فیلم " زیر نور ماه" ساخته رضا میر کریمی و " مارمولک " ساخته کمال تبریزی را نیز با محوریت روحانیت تهیه کرده بود  و " طلا  و مس " سومین تولید این تهیه کننده حرفه ای سینما است که در این زمره به شمار میرود. هرچند که " طلا  و مس "  به نسبت دو فیلم قبلی بی حاشیه است.
دلیل دوم حضور همایون اسعدیان در مقام کارگردان فیلم، که نشان داده کارگردان کاربلدی است.در میان آثاری که از او دیده ام، بجز فیلمهای " شب روباه " و " ده رقمی " که نمی دانم چطور سر از کارنامه او درآورده اند، باقی آثارش تولیدات قابل قبولی به شمار می روند. از جمله فیلم " آخر بازی" که در کنار  " طلا  و مس " شاخص ترین فیلم کارنامه اسعدیان محسوب می شود. به اینها سریال "راه بی پایان" را هم اضافه کنید…

 

 

سر انجام " طلا  و مس " آماده اکران شد و برای نخستین بار در بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم توانست در هفت رشته (بهترین فیلم، کارگردانی، فیلم نامه، تدوین، موسیقی، چهره پردازی و بازیگر نقش اول زن) کاندید دریافت سیمرغ بلورین جشنواره بیست و هشتم شود که از این میان، نگار جواهریان توانست با بازی درخشانش، به شایستگی، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را از آن خود کند.ضمن آنکه  " طلا  و مس " موفق به کسب جایزه بین المللی بین الادیان این جشنواره نیز شد. این توفیقات و نقدها و گفتگوهای مثبتی که حول و حوش فیلم در رسانه ها منتشر میشد، آخرین دلیل برای اشتیاق دیدن فیلم بود.
خوشبختانه به همت سینما شهر که پس از سالها امکان تماشای فیلمهای روز سینمای ایران را در شهرمان فراهم کرده است( که جای تقدیر و سپاس دوباره دارد) " طلا  و مس " بر پرده اکران سینما نشست.
آنچه که در نگاه اول به " طلا  و مس " نمود دارد، سادگی دلنشین فیلم است. یعنی در طول فیلم احساس نمی کنید که عوامل فیلم به دنبال به رخ کشیدن مهارت های خود هستند.خود اسعدیان هم در گفتگوهایش به این نکته اشاره کرده است که در " طلا  و مس " نمایش کارگردانی برایش جذابیتی نداشته و آگاهانه سعی داشته است تا فیلم به دور از تکنیکهای رایج و حرکات مختلف دوربین، ساده و باور پذیر باشد. شاید این نوع کار در گفتار ساده به نظر برسد، اما اجرای آن توان و مهارت بسیاری می طلبد، که اسعدیان از عهده اجرایش به خوبی برآمده است.
نکته دوم بازی خوب بازیگران فیلم، بویژه بازی درخشان نگار جواهریان( زهرا سادات)  است. او که شاید برای اولین بار در نقش مادر ظاهر می شود، به خوبی توانسته نقش را باور پذیر کند.از لحجه و تن صدا گرفته تا حرکات صورت و  نگاه با حجب و حیایش ( که حتی در مقابل شوهرش نیز به گونه ای آنرا حفظ می کند) و معصومیت کودکانه ای که در چهره اش وجود دارد، همه را به خدمت گرفته تا نقش زنی مذهبی را به خوبی اجرا کرده باشد.

 

بهروز شعیبی(سید رضا) نیز که با نقش پسر بزرگ حاج کاظم در " آژانس شیشه ای " وارد سینما شد، بازی روانی دارد. جالب اینجاست که دو کودک خردسال فیلم نیز از عهده کارشان خوب برآمده اند. بازی گرفتن از کودکان (بخصوص در سن و سال امیر علی) یکی از سخت ترین بخشهای تولید هر فیلمی میتواند باشد. واقعا کنجکاوم بدانم چطور اسعدیان توانسته است از عهده بازی گرفتن از این کودکان برآید؟بجز یکی دو صحنه کوتاه که نگاه امیر علی به عوامل پشت صحنه مشخص است، در سایر لحظات فیلم چنان از او بازی گرفته شده، که گمان می کنی کودک، خواسته های کارگردان را به مانند بازیگری حرفه ای درک، و آنرا اجرا کرده است.
اما فیلم لایه های پنهان تری هم دارد. مثلا در اوایل فیلم که سید رضا در کتابخانه به دنبال کتاب اخلاق می گردد و آنرا در قفسه های بالا و دورتر از دسترس می یابد، تلنگری است بر لزوم توجه بیشتر به اخلاقیات در جامعه.اخلاقیاتی که سید رضا آنرا نه در کتاب، بلکه در گیر و دار زندگی و مقابله با سختی ها می یابد.
"طلا و مس" را می شود به نوعی دعوتی دانست برای بهتر و دوباره دیدن. سید رضا پس از بیماری زهراسادات و در نبودنش است که او را می شناسد، صحبتهای پرستار در منزل سیدرضا هم به شکل دیگری بر همین اصل پافشاری می کند، حضور دخترک فال فروش هم روایت دیگری است بر بهتر دیدن.در طول فیلم دخترک فال فروشی در سه نوبت به سید رضا میرسد. سید در برخوردهای اول و دوم توجهی به او ندارد، اما در آخرین دیدار که به روایت سازندگان فیلم، مس وجودش در حال تبدیل شدن به طلا است، تازه برای اولین بار او را می بیند.
البته تکرار حضور دخترک فال فروش و عدم توجه سید رضا به او نچسب از کار درآمده است، چرا که در برخورد دوم، تماشاگر به
خوبی پیش بینی میکند که باید در صحنه های پایانی فیلم، منتظر حضور دوباره او و خرید فال توسط سید رضا باشد…
گفتنی ها درباره این فیلم دلنشین و به تعبیری عاشقانه، فراوان است. از قالیچه ای که زهرا سادات شروع می کند و سید رضا تمامش می کند، از نمای پایانی فیلم و مرتب کردن کفشها، از دوستت دارم سید رضا به زهراسادات و…
اگر هنوز به تماشای این فیلم زیبا نرفته اید، پیش از آنکه از پرده سینما رخت بربندد، به تماشایش بروید و از آن لذت ببرید.

 

 

 

سعید اسعدیان کاگردان فیلم

 

 

 

بهروز شعیبی، بازیگر فیلم طلا و مس

 


نوشته شده توسط:پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی گناباد نور - 92 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 1180
برچسب ها:
دیدگاه ها
صدرا دوشنبه 7 تیر 1389 - 12:58 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
جالب بود بازم منتظر نقدهای کارشناسان خوب گنابادی هستیم و امیدوارم با استقبال خوب مردم گناباد از سینمای بسیار عالی شهرمان شاهد رونق آن باشیم. حداقل ۲هفته ای یکبار با خانواده به سینما بروید