معجزه در روستای اسو / جونم رو برای امام حسین میدم + تصاویر
هروقت نگاه به تلویزیون میکنیم هیئت هایی را می بینیم که یک ویژگی خاص دارند یا بسیار بزرگ هستند یا مداح مشهور دارند و یا سخنران کشوری ولی این بار سری زدیم به یکی از روستاهای کم جمعیت گناباد تا از حال و هوای محرم در این روستا و از عشق به امام حسین(ع) گزارشی تهیه کنیم.
به گزارش گنابادنیوز – عصر روز تاسوعا درحالی که خیلی ها در تدارک برنامه ریزی برای مراسمات شب عاشور بودند به سمت روستای اسو حرکت کردیم جاده ای باریک و آسفالتی که نشان از قدمت خود می داد در راه سلامی به امامزاده سطان احمد بیمرغ کردیم و به مسیر ادامه دادیم تا به روستای کوچک و با صفایی رسیدیم که هیئت زنجیرزنی در وسط روستا در حال حرکت بود.
به جرات می توان گفت عشق واقعی به امام حسین را می تواند در چهره پیرمردی که با دستان پینه بسته و با لباس ساده روستایی در جلو هیئت مشغول به زنجیر زنی بود مشاهد کرد. نکته ای که شاید برای من خیلی جالب بود معمولا خبرنگار ها هرجا می روند مردم به شکلی رفتار خود را تغییر می دهند و سعی میکنن از واقعیت خود کمی دور شوند ولی مردم روستا و دسته زنجیر زنی به همان سبکی که بود و همان سادگی که داشت به کار خود ادامه داد و فقط یکی از اعضای هیئت امنا مسجد جلو آمد و خیر مقدمی گفت و زود به سمت هیئت حرکت کرد.
به اتفاق یکی از دوستان دوربین ها را برداشتیم و شروع کردیم به ثبت وقایعی که در حال رخ دادن بود هرچه می گذشت حس بهتری به ما دست میداد و لذت خاصی از این عزاداری می بریم دوستم در حال فیلمبرداری به من گفت ببین عشق امام حسین تا کجا در حال جوشش است از کشورهای خارجی بگیر تا روستای ساده و کم جمعیتی در گناباد.
دسته زنجیر زنی وارد منزلی شد که به گفته اهالی خادم هیئت امام حسین بوده است و به تازگی به رحمت خدا رفته وقتی که برای استراحت چند دقیقه ای در حیاط منزل همه نشسته بودن با نگاهی متوجه میشدی که چقدر این خادم در دل مردم ثروت داشته است که از بچه ۵ ساله تا پیرمرد۷۰ ساله برای او می گریند و از کمک های و خوبی های او صحبت می کنند در همین حال فرزندان واقوام مرحوم با چایی که طعم دیگری داشت از عزاداران حسینی پذیرایی و خوش آمدگویی کردند در همین حال بودیم که مداح شروع به خواندن کرد و این یعنی باید هیئت به سمت منزل دیگری حرکت کند ما نیز شروع به فیلمبرداری کردیم و این تا حدود یک ساعتی به طول انجامید.
در حال حرکت به سمت منزل یکی دیگر از اهالی روستا بودیم که پیرزنی با چادر گلدارش اسپند بدست به استقبال هیئت آمد و حال دیگری را بر همه حاکم کرد با نگاهی به ما خود را جمع و جور تر کرد و گفت : به روستای کوچک ما خوش اومده و مار خوشحال کرده از او راجب به عشق امام حسین پرسیدم منقل اسپند را جلو آورد و گفت مثل این اسفنج ها برای امام حسین می سوزیم و بالا و پایین می شویم درحالی که اشک هایش را به گوشه چادرش پاک می کرد گفت مو بلد نیستوم مثل تهرانی ها حرف بزنم ولی همقدر گویوم که برای امام حسین جونوم رو میدم.
به مسجد روستا رفتیم تا صحبتی داشته باشیم با روحانی روستا و دهیار، وارد مسجد که شدیم سادگی و آراستگی آن چشم ما را گرفت دوربین رو مستقر کردیم و توضیح کوچکی دادیم و شروع کردیم به فیلمبرداری دهیار روستا شروع کرد و گفت: روستای اسو فاصله ۴۰ کیلومتری از گناباد دارد و به دلیل خشکسالی و کم آبی جمعیت آن کم شده است.
رضا داعی ادامه داد: روستای اسو ۳۰ خانوار با جمعیت ۱۲۰ نفری می باشد و از روی علاقه ای که جوانان و دیگر اهالی دارند هرکجای دنیا باشند دهه اول محرم خود را به روستا می سانند.
وی افزود: در کل روستا یک جوان به نام آقای محمدی داریم که هنوز در روستا زندگی میکند که بسیار جای تشکر و قدردانی دارد.
سید علی آقا بسکابادی روحانی روستا نیز به ما گفت : هیچ وقت فکر نکنید عزاداری امام حسین مختص شهرهای بزرگ است عشق به امام حسین در دل تک تک ما مسلمانان می جوشد.
او می گوید در حدود ۷ سال است که محرم با ماشین شخصی از گناباد به روستا می آید تا به کاری اصلیش که تبلیغ است بپردازد .
این روحانی خدمت کردن در این گونه روستا ها را با ارزش تر از خیلی مراسمات شهر می داند و می گوید حسی که ادم در بین مردم روستا دارد در هیچ کجای دنیا بدست نمی آید.
بسکابادی سیه زنی، زنجیر زنی، و سخنرانی را از برنامه های اصلی روستا اعلام میکند و می گوید ما در محرم نیز به منزل افرادی که سال گذشته در بین ما بودن و امسال نیستند سری میزنیم و به خانواده آنها می گوید همیشه بیاد او هستیم و فاتحه ای نیز نثار روحش می کنیم.
یکی از اعضای هیئت امنا مسجد روستا نیز گفت: مردم روستا نذر های مختلفی بر اساس توان خود دارند از نذر چایی دادن و شکلات تا پذیرایی شام از عزاداران حسینی
غلام عجمی ادامه می دهد همیشه سه ماه به محرم کسی که می خواهد خرج دهد گوسفندی را خردیداری میکند و در منزل پروار دارد تا برای محرم خوب چاق شود و در این مدت هر روز سعی میکند بهترین علوفه را به او بدهد و می گوید این نذر امام حسین است.
مداح روستا نیز که با صدای دلنشینش و اشعار با معنایش دل همه را به سوی کربلا روانه میکند به ما می گوید عشق مردم روستای اسو برمی گردد به اتفاقی که برای یکی از اهالی افتاد از او می خواهیم تا داستان را تعریف کند او می گوید در حدود چند سال پیش یکی از اهالی گوسفندی را نذر امام حسین می کند ولی گوسفند از طویله خارج می شود و چند روزی گم می شود و هرچه به دنبال اومی گردند گوسفند را پیدا نمی کنند تا این که دقیقا همان روز که گوسفند را قرار بوده ذبح کنن برای هیئت خودش جلو طویله می آید و شروع به سرو صدا کردن می کند این اتفاق اعتقاد مردم را چندین برابر می کند .
در این بین دهیار روستا می گوید البته این را هم بگویم که دسته زنجیر زنی این روستا در حدود ۹ سال پیش راه اندازی شده است شبی در مسجد تصمیم گرفتیم دسته زنجیرزنی را راه اندازی کنیم و وقتی نگاه کردیم در ابتدا نه طبلی داشتیم نه مداحی و حتی یک بلند گوی دستی هم نداشتیم ولی خود امام حسین کمک کرد و فردای آن روز دستگاه خریدیم و مداح نیز خودش با پای خودش آمد و شروع کردیم و خوشبختانه براساس توانایی های مردم روستا الان خودکفا شده ایم و همه چیز را داریم.
از دوستانمان در روستا خداحافظی میکنیم و به سمت گناباد حرکت میکنیم در مسیر با دوستم از حس و حال روستا میگوییم و جذابیت هایی که داشت تا این که به هیئت می رسیم.
یاسرسالاری






معجزش کو؟ کم تر به ترویج خرافات بپردازید