خیابان بهشت به خیابان جهنم تغییر نام داد

دسته: دسته‌بندی نشده
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۷ بهمن ۱۳۹۴

15-6-18-144348353367_513باز صدای تبر از خیابان بهشت می آید.. چه زشت است این گنجینه های طبیعی را با تبر تهدید کردن.. سرسبزترین خیابان روستای بیلند معروف به کوچه باغ که سال گذشته به بهشت تغییر نام داده است از وجود هر گونه درختی پاکسازی شد. گویا نام بهشت برای این خیابان زیاد هم خوش یومن نبود و جهنم نام بامسما تری به نظر می رسید. پاکسازی خیابان بهشت از وجود درختان کهنسال توت بر دست اندرکاران، حامیان و اهالی آن مبارک باد..
صدها اصله درخت توت کهنسال به صورت ضربتی در کمتر از ۴۸ ساعت در خیابان بهشت قلع و قمع شدند. برخی از این درختان بیش از ۹۰ سانتیمتر قطر تنه داشتند که برآورد می شود بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ سال قدمت داشته باشند. البته این درختان هیچ خاصیتی نداشتند بجز سازگاری با آب و هوای گرم کویر، سایه شان بر خنکای هوا می افزود و ممکن بود عده ای لرزشان گیرد، گرچه این درختان شناسنامه فرهنگی بیلند محسوب می شدند اما به دلیل قدمت زیاد، بی ریخت شده بودند، از طرفی درآمد زا بودن تنه آن ها دلایل مهمی بودند که قطع و پاکسازی آن ها را لازم می نمود. چقدر راحت زحمات چند صدساله طبیعت را در چشم برهم زدنی برباد می دهیم. باشد که در سایه سکوت و بی توجهی، معدود درختانی نیز که در روستای بیلند باقی مانده بدین گونه پاکسازی شود تا روستایی یکدست و زیبا همچون کویر مرکزی ایران را شاهد باشیم.
پاک ترین موجود زنده خدا روی زمین درخت است و ما امروز حرمت این آیه های خداوندی را می شکنیم البته برای جبران قطع درختان، اعلام می شود که نهال بازکاشت خواهد شد ولی کیست که فرق یک نهال تازه با درختانی که صدها سال عمر کرده اند و تنومند شده اند را نداند؟ در این اقلیم کویری و در این شرایط کم آبی چه مقدار هزینه باید صرف شود تا یک نهال بتواند روی پای خود بایستد؟ البته هرکس توجیهات منطقی خود را دارد و ما نیزقصد بازخواست کسی را نداریم، چرا که این کار دیگر درختان قطع شده بیلند را زنده نمی کند. گاهی با خود فکر می کنم نکند عمدی در کار است که نمادهای فرهنگی بیلند این گونه پاکسازی می شود ولی وقتی می بینیم هزینه عمرانی روستا صرف نقاشی های سرد و بی روح روی دیوارها می شود ناخودآگاه از این خواب پریشان بیدار می شوم. امروز آینده ی دیروز بود و ما خود خواستیم که درختان سبز را از زندگی خود حذف کنیم. به امید روزی که فرهنگ حفظ درخت را پیدا کنیم البته اگر درختی برایمان باقی ماند..
افتاده سایه ی تبر بر شانه ی درخت دارد به آخر می رسد افسانه ی درخت
حالا تو رفته ای و تبر مانده در بهشت حالا منم پرنده ای بی لانه بی درخت
نویسنده: سید حسن حسینیان


نوشته شده توسط:reporter2 - 4038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 489
برچسب ها:
دیدگاه ها