گردش در دموکراسی ایرانی(۱

دسته: اجتماعي
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۲۴ خرداد ۱۳۸۸

    بهترین کاری که یک خبرنگار می تواند در روز انتخابات انجام دهد سر زدن به تعداد زیادی از صندوق هاست. آنهم در روستاها جایی که تعداد آرا کمتر اما صحنه ها ناب تر است + گزارش تصویری

 

 

   امروز جمعه ۲۲ خرداد سراسر کشور شور خفته ای در خود دارد و قلب آن ستاد انتخابات وزارت کشور است. گناباد ما نیز در ساختمان فرمانداری از ساعت ۵:۳۰ دقیقه بامداد وارد این جشن شده است.  ساعت ۸ صبح است که وارد فرمانداری می شویم. سالن  شورای اداری میز صبحانه شده بود بزرگ که همه خورده و رفته بودند. برخی نقاط مانند گیسور که فاصله زیادی با مرکز دارد صندوقشان باید آنقدر زود راه بیافتند که ۷ در محل مستقر باشد. اتاق فرماندار طبقه دوم است. چون رسما رای گیری آغاز شده است صندوق سیار از نیروهای خود مجموعه آغاز کرده و جمعی از کارمندان در اتاق فرماندار رای می دهند ، هیئت اجرایی و نظارت رای دادند. دادستان هم رای اش را همانجا به صندوق انداخت و فیگور مناسبی برای لنز دوربین ما هم گرفت. این انتخابات چیز نویی هم داشت. دو نفر در فرمانداری از سوی خانه احزاب مستقر شده اند. خانه احزاب به نمایندگی از احزاب کشور و به صورت بی طرف بر انتخابات نظارت دارد. اقایان علی علیزاده و فریدون عبدی نمایندگان خانه احزاب  اظهار امیدواری کردند تا حزب در شهرستان هم رونق بگیرد!

 امسال خبرنگارها را هم تحویل گرفته بودند و کارت مخصوص دادند به علاوه ماشینی هم در اختیارمان قرار دادند تا هرجا خواستیم برویم. ساعت ۸:۳۰  جلسه در اتاق فرماندار برگزار شد و بعد فرماندار به مصلا رفت. با رادیو و شبکه خراسان مصاحبه کرد. هرچه صبر کردیم رای نداد آخرش پرسیدم گفتند شناسنامه را همراه نیاورده ام!

  وقت تنگ بود ، خداحافظی کردیم و همراه آقایان کاظمی و امیری با ماشین تویتا دو کابین جهاد با رانندگی آقای گلزار راهی روستاهای بالا شدیم. در انتخابات مجلس هم  روال کار من همین بود اما آن دور به روستاهای پایین رفتم. قرار شد از سنو شروع کنیم. حدود ۱۰ :۲۰ به روستا رسیدیم. صندوق در حسینه مستقر است. مهندس آملی پیمانکار پروژه ساختمان بهلول نماینده فرمانداری است. قبلا با او مصاحبه کرده بودم. در برخی صندوق ها باید کفش ها را در می اوریم . اینجا هم همینطور. خانم ها صف زیادی داشتند. حدود ۲۰۰ نفری رای داده بودند. پشت کامپیوتر هم مهدی ذوالفقاری، سرپرست اداره میراث فرهنگی بجستان بود. تبریک گفتم و قرار شد عکس ها را هم برایش ببرم. 

نیم ساعت بعد در فاطمیه زیبد بودیم. این دو روستا با وجود نزدیکی افتراق زیادی از نظر داخلی دارند. یک چیزی مانند دلویی و خیبری یا رهن و ریاب!  در زیبد روز میز رای زرد آلو هم بود نفهمیدم برای مردم است یا مسئولین صندوق. به ماهم دو تا دادند و البته درهیچ صندوق روستایی دیگر خبری از میوه نبود. مثل اینکه این صندوق تا ظهر در اینجاست. آقایان دری و دستمرد هم برای بازرسی آمده بودند.

قرار شد سری هم به دیسفان و خانیک بزنیم. در بین راه از میان درخت زارهای بادام و دره هایی گذشتیم که به گفته دوستان زمانی بسیار آباد بوده است. درد این منطقه خشکسالی است مشکلی که با صندوق های سفید رای درمان نمی شود و نگاه ما است و آسمان! دیسفان روستای است با حدود ۳۵۰ نفر جمعیت،  مشکل روستاهای منطقه  فرار جوانان است. همینکه جوانی خیرو شر خود را می فهمد و درک می کند که باید جدا از پدر ومادر آب از چاه بکشد راهی گناباد، مشهد یا تهران می شود تا سرمایه بیاندوزد و دوباره برگردد و دست دختر جوان هم روستایی اش را  بگیرد و با خود ببرد.

  کوچه های دیسفان برخلاف زیبد و سنو آسفالت نشده شد و شیب تندی هم دارد. نکته جالب توجه ساختمان های دو یا سه طبقه نوساز است که در میان برخی باغ ها روستا دیده می شود. روستاییان ثروتمند هر از چند گاهی که از شهر به ده شان می آیند ویلاهای شیکی برای خود ساخته اند. کار قابل تحسینی است. صندوق اینجا خلوت است و من رای می دهم و از رای ام عکس می گیرم. بازرس می خندد و می گوید تخلف کردی و من مجبورم به فرماندار گزارش دهم. از پیرمردهای دم مسجد می خواهم انگشتانشان را بالا بیاورند تا عکس بگیرم بی هیچ  سوال وجوابی قبول کردند. چایی می خوریم و راه می افتیم. 

 

 

 خانیک نزدیک است. ساعت ۱۱:۵۰ در حسینیه هستیم. در میانه عکاسی پلیس صندوق پشت دست


نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1916 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 461
برچسب ها:
دیدگاه ها