صداقت در سیاست، سیاست در صداقت
سیاست در معنای عام و چه در معنای خاص آن همواره دارای مرزهایی نامشخص با کنش های انسانی و پیچیدگی های رفتاری انسان داشته و همین امر سبب شده تا تعابیر مختلفی از سلسله کنش های انسان در برخورد با جامعه و مواجهه با مقوله قدرت بعمل آید
سیاست در معنای عام و چه در معنای خاص آن همواره دارای مرزهایی نامشخص با کنش های انسانی و پیچیدگی های رفتاری انسان داشته و همین امر سبب شده تا تعابیر مختلفی از سلسله کنش های انسان در برخورد با جامعه و مواجهه با مقوله قدرت بعمل آید و حتی ردپای سیاست در حوزه هایی غیر از حوزه های عام و خاص سیاسی یافت گردد. به همین جهت نقش یک تشکر ساده گاها مترادف پیچیده ترین رفتار سیاسی در سطح یک دولت می باشد.
صداقت نیز از مهمترین مقولات عرصه های اخلاقی، فرهنگی، رفتاری خود به نوبه خود در گفتار، پندار و کردار دارای مرز هایی نامشخص در عرصه سیاسی می باشد و گاه و بیگاه تنها در حد شعار و یا یک ارمان در قلمرو سیاسی نقطه تلاقی پیدا می کند، این در حالیست که اغلب تصور بر این است که صداقت را در سیاست راهی نیست. این تصور چه از منظر تفکر ماکیاولیستی و چه از منظر دیدگاه های عوام گرا تفکری است انفعالی و مطلق گرا. صداقت به عکس تصور عامه به عنوان رکنی از ارکان سیاست می تواند بدل به ابزاری قدرتمند در دست دولتمردان و سیاستمداران گردد.
صداقت در کلام منجر به تاثیر کلام می گردد و صداقت در کردار محبوبیت را به ارمغان می آورد صداقت در پندار نیز به نوبه خود باعث حسن تدبیر و هر سه از ملزومات ارتقاء مشروعیت هر دولت و حاکمیتی است.
چه بسا دولتمردان در طول تاریخ تنها با ابزار صداقت توانسته اند در بزنگاه های تاریخی قوم یا تمدنی را از نابودی نجات داده یا موجب تحکیم وحدت قومی وملی گردند. و از همه مهمتر اینکه مگر نه این که سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما از فرمایشات گرانبهای امام راحل می باشد پس با پذیرفتن تصور منافات صداقت و سیاست یا باید در دیانت سیاست شک کرد و یا در سکولار نبودن سیاست. بنابر این سرآغاز آسیب شناسی عدم صداقت در سیاست بررسی دیانت دولتمردان یا عدم سکولاریزاسیون در سیاست می باشد که در سیاست کشور ما فرض اساسی در وجود حداکثری هر دو می باشد.
از سوی دیگر صداقت در هر سه حوزه یاد شده نیازمند ارتباط تنگاتنگ و متناسب می باشد، فقدان صداقت در کردار، صداقت در گفتار را به ضد خود بدل کرده و فقدان صداقت در پندار هر دو را. تناسب میزان صداقت در گفتار و صداقت در کردار به مثابه ارتباط اختیار و مسئولیت در علم تدبیر می ماند، چرا که کمتر زبانی است که با اختیار بی حد و حصر خود بتواند یارای پذیرفتن مسئولیت خود در قالب صداقت در کردار که اغلب دامنه ای تنگ و مشقت باری دارد را داشته باشد. به هر حال صداقتی که در جای خود به کار گرفته شود عین سیاست است و سیاستی که بتواند راه گشای آینده باشد عین صداقت
دکتر مهدی عابدی
صادقی بهابادی درجمع مردم گناباد مقیم مشهد اظهار داشت موسوی را از زمان جنگ میشناسم ونزدیک ترین فرد به امام بودواولین اشنایی من باموسوی از طریق حزب جمهری اسلامی بود مدیریت اوورعایت مسایل شرعی او زبان زد عام وخاص بود اوکشور را خوب اداره میکرد ومکرر موجب تشویق حضرت امام بود ازتمای مردم شریف گناباد تقاضادارم به موسوی رای دهید
مطمعن باشید که دل امام وخانوده شهدا ومقام معظم رهبری شادخواهد شد و ودرخصوص استعفااز نزدیک درجریان استعفای ایشان بودم وانطور که بیان میکنند نبود بلکه پافشاری ایشان براجرا قانون باعث تقاضای استفا بود که با تذکر امام به عنوان پدری دلسوز مانند یک مقلد تابع محض امام بود ادمه کار را پذیرفت ومانند یک سربازدرخدمت مردم انجام وظیفه کرد